일반화
مثال
개별적인 사례를 전체로 일반화하는 것은 위험하다.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر logic
축약하다
B1کوتاه کردن یا خلاصه کردن یک متن یا کلمه در حالی که معنای اصلی حفظ شود. 'لطفاً این جمله را 축약하다 کنید.'
수긍하다
B2پذیرفتن یا موافقت با چیزی به دلیل منطقی بودن آن. 'او در نهایت استدلال را پذیرفت.'
부합하다
B2پروژه باید با اهداف شرکت مطابقت داشته باشد. گزارش با الزامات مطابقت دارد.
유추
B2قیاس یا استنتاج فرایند نتیجهگیری درباره یک مورد خاص بر اساس شباهت آن با مورد دیگری است که از قبل شناخته شده است.
해당
B1کلمه رسمی برای 'مربوط' یا 'قابل اجرا'.
임의적
B2انجام شده بر اساس انتخاب یا تصادفی، به جای دلیل، ضرورت یا قوانین ثابت. همچنین می تواند در زمینه حقوقی یا علمی به معنای 'دلخواه' باشد. (Done by choice or at random, rather than by reason, necessity, or fixed rules. Can also mean 'arbitrary' in a legal or scientific context.)
기초하다
B1فعل «기초하다» به معنای مبتنی بودن بر یک واقعیت، اصل یا داده است. این فعل ریشه یا پشتیبان چیزی را توضیح میدهد. (This research is based on existing statistical data.) این تحقیق بر اساس دادههای آماری موجود است. فعل «기초하다» به این معناست که چیزی بر اساس چیزی دیگر ساخته شده یا پشتیبانی میشود، مانند یک واقعیت، ایده یا اطلاعات. آن را به عنوان پایهای برای یک گزاره یا اقدام در نظر بگیرید. (His argument is based on clear evidence.) استدلال او مبتنی بر شواهد روشن است.
범주
B2A class or division of people or things regarded as having particular shared characteristics; category.
공통분모
B2مخرج مشترک ویژگی یا علاقهای است که بین افراد یا چیزهای مختلف مشترک است.
단정하다
B2به طور قطعی نتیجهگیری کردن یا قضاوت کردن.