구직
مثال
그는 대학 졸업 후 6개월 동안 구직 활동을 했습니다.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر employment
이직하다
B1عمل جابجایی از محل کار فعلی به شغل یا شرکت دیگر. موضوعی رایج در توسعه شغلی.
마감
B2مهلت یا پایان یک دوره زمانی. عمل به پایان رساندن یک کار یا پروژه.
고용주
B2A person or organization that employs people.
취직
B1عمل پیدا کردن و گرفتن شغل. این به فرآیند ورود به محل کار به عنوان یک کارمند اشاره دارد.
취업하다
B1استخدام شدن و شروع به کار در یک شرکت یا سازمان. به معنای یافتن شغل دائمی است.
구직자
B2A person who is actively looking for a job or seeking employment.
유급
B2The state of being paid, typically in the context of leave or vacation from work where the employee still receives their salary.
정규직
B2یک موقعیت شغلی دائمی و تماموقت با قراردادی با مدت نامحدود.
자격
B1شرط یا نیازی که برای واجد شرایط بودن برای یک موقعیت یا حق باید برآورده شود؛ صلاحیت.
자격 요건
B2صلاحیتها یا شرایط خاص لازم برای واجد شرایط بودن برای یک شغل یا برنامه خاص.