営業する
مثال
彼は毎日、顧客を訪問して営業しています。
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر work
調整
A1عمل تنظیم یا هماهنگ کردن چیزی برای رسیدن به تعادل. معمولاً برای تنظیمات فنی یا هماهنگی برنامهها استفاده میشود.
有利な
B1Advantageous or favorable.
承知する
B1To acknowledge, agree; to be aware of and consent to something.
年収
B1Annual income; yearly salary.
応募
B1درخواست دادن برای شغل یا شرکت در مسابقه. پاسخ به یک فراخوان عمومی.
応募する
B1To apply for a job or position.
~と同時に
B1At the same time as, simultaneously with.
勤怠
B1Attendance record; presence or absence from work.
係員
A2متصدی، مسئول، کارمند. برای کارکنان ایستگاهها، موزهها یا رویدادها استفاده میشود.
ぎんこういん
A2Bank employee.