실밥
تعریف
Loose thread, seam thread.
nounمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر clothing
비옷
A1بارانی. 'وقتی باران میبارد، من 비옷 میپوشم.'
샌들
A1کفش های باز با بند. 'در تابستان صندل می پوشم.' 'این صندل ها زیبا هستند.'
커지다
A1بزرگ شدن یا رشد کردن.
표백제
A1سفید کننده برای تمیز کردن لباسهای سفید استفاده میشود.
신기다
A1کفش یا جوراب به پای دیگری کردن. مادر به پای کودک کفش کرد.
벗겨지다
A11. رنگ دیوار کنده شده است. 2. کفش از پایم در میآید چون بزرگ است.
꽃무늬
A1یک طرح یا الگوی گل روی پارچه یا کاغذ دیواری. 'این پیراهن طرح گل زیبایی دارد.'
허리띠
A1کمربندی که دور کمر بسته میشود. او کمربندش را سفت کرد.
개다
A1تا کردن مرتب لباس یا کاغذ.
액세서리
A1اکسسوری یک وسیله تزئینی است که برای تکمیل لباس پوشیده میشود.