kolor
تعریف
color
nounمحتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر art
niebieski
A1blue
biały
A1white
styl
C1واژه 'styl' به معنای یک ظاهر یا روش متمایز است.
zdjęcie
A2photo
poetycki
B2شاعرانه. دارای ویژگیهای شعر، برای توصیف زیباییهای هنری یا فضاهای احساسی به کار میرود.
portret
B2پرتره تصویری از یک شخص است، معمولاً صورت او. این پرتره بسیار زیباست.
ekspresja
B2The expression of thoughts or feelings
pisarz
B1نویسنده کسی است که کتاب یا داستان مینویسد.
komedia
B1کمدی یک فیلم یا نمایش خندهدار است. هدف آن شاد کردن و خنداندن مردم است.
kontrast
B2کنتراست (kontrast) به معنای تفاوت قابل توجه بین دو چیز است. به عنوان مثال، تضاد رنگ ها در یک نقاشی بسیار زیبا است.