quatrocentos
تعریف
The number 400.
numeralمثال
Ela correu quatrocentos metros em menos de um minuto.
مثال
Ela correu quatrocentos metros em menos de um minuto.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر general
a cerca de
B1به معنای 'در حدود' یا 'تقریباً' هنگام صحبت در مورد مسافت یا زمان آینده است.
à direita
A2به سمت راست. برای دادن آدرس یا تعیین مکان استفاده میشود.
à esquerda
A2به سمت چپ. برای دادن جهت یا توصیف مکان استفاده می شود.
a fim de
A2به منظور؛ مایل بودن. 'برای قبولی درس میخواند.' / 'هوس پیتزا کردهام.'
à frente
A2در مقابل; جلو. 'او جلوی من است.'
a frente
A2در جلو; روبرو
À frente de
A2در مقابل یا در راس. 'ماشین جلوی خانه است'.
a tempo
A2به موقع، سر وقت. برای بیان اینکه کاری قبل از اینکه خیلی دیر شود انجام شده است استفاده میشود.
à volta de
A2اطرافِ. برای مکان (اطراف میز) یا تخمین (حدود ده یورو) استفاده میشود.
abaixo
A1زیر; در پایین.