vlak
تعریف
train
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر travel
avtobus
A1bus
priti
A11. من فردا میآیم. (I will come tomorrow.) 2. او دیر آمد. (He came late.)
kolo
A1دوچرخه وسیلهای با دو چرخ است. در زبان اسلوونیایی، 'kolo' به معنای چرخ نیز هست.
mesto
A1کلمه 'mesto' به معنای شهر یا مکان است. برای اشاره به مراکز شهری یا رتبه در مسابقات استفاده میشود.
potovati
A1من عاشق سفر کردن هستم.
trg
A1واژه 'trg' به معنای یک میدان عمومی در شهر یا شهرک است.
voziti
A1رانندگی کردن با وسیله نقلیه مانند ماشین یا کامیون.
iti
A1to go
kje
A1where
avto
A1car