亚洲
مثال
中国是亚洲最大的国家。
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر geography
边界
B1خطی که حدود یک منطقه را مشخص می کند؛ خط جداکننده. می تواند به مرزهای فیزیکی یا محدودیت های انتزاعی در دانش یا رفتار اشاره کند. (خطی که حدود یک منطقه را مشخص می کند؛ خط جداکننده. می تواند به مرزهای فیزیکی یا محدودیت های انتزاعی در دانش یا رفتار اشاره کند.)
城市
B1یک منطقه شهری بزرگ و پرجمعیت. مرکز تجارت و فرهنگ.
大陆
B2کلمه '大陆' (dàlù) به معنای 'قاره' یا 'سرزمین اصلی' است. برای مثال: 'قاره آسیا' (亚洲大陆) یا 'بازار سرزمین اصلی چین' (中国大陆市场).
分布
B1توزیع جمعیت در این شهر متعادل نیست. (Population distribution in this city is not balanced.)
十字路口
A2چهارراه؛ تقاطع. محلی که دو خیابان به هم میرسند.
胡同
B1Alley; lane.
本地
A2local
当地的
A2local (adjective form)
对岸
B1ساحل مقابل یک رودخانه یا دریاچه. برای اشاره به خشکی در طرف دیگر آب استفاده میشود.
区域
B1A specific part of a country, city, or the world that has particular characteristics, often used for administrative or descriptive purposes.