A2
verb
催婚
To urge someone to marry.
cuihun
مثال
我的父母一直在催婚。
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر family
مفید بود؟
نظرات (0)
برای نظر دادن وارد شوید
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک میگذارد!