B2 verb

迁就

qianjiu

تعریف

To accommodate; to yield to.

verb

مثال

他总是迁就别人,很少坚持自己的意见。

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!