A1 adjective Neutre 1 min de lecture

بد

bad /bæd/

"Bad" is a fundamental Persian adjective conveying negativity across various contexts, from physical quality to moral character, making it crucial for expressing displeasure or deficiency effectively.

Mot en 30 secondes

  • "Bad" signifies poor quality, undesirable traits, or negative situations.
  • Widely used in all contexts, from objects to abstract concepts.
  • Generally neutral in register, but can be informal when expressing strong displeasure.
  • Common mistake: Overuse; sometimes milder synonyms are more appropriate.
  • Cultural note: Essential in fixed expressions like "bad luck" or "bad weather."

کلیات: معنا، ظرافت‌ها و بار احساسی

کلمه «بد» (bad) در زبان فارسی یکی از پرکاربردترین صفات است که برای توصیف هر چیزی که مطلوب، مناسب یا پسندیده نیست، به کار می‌رود. اصلی‌ترین معنای آن «نامطلوب»، «بی‌کیفیت» یا «نادرست» است. این واژه می‌تواند طیف وسیعی از معانی منفی را دربرگیرد، از یک نقص کوچک و قابل چشم‌پوشی تا یک شرارت بزرگ و مخرب. به عنوان مثال، یک «هوای بد» ممکن است فقط کمی ناخوشایند باشد، در حالی که یک «خبر بد» می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده و تأثیرگذار باشد، و یک «آدم بد» می‌تواند فردی با ویژگی‌های اخلاقی بسیار منفی باشد. بار احساسی کلمه «بد» قوی است و بسته به بافت جمله و لحن گوینده، می‌تواند از نارضایتی ملایم تا خشم، انزجار یا ناامیدی عمیق را منتقل کند. این واژه معمولاً به سرعت احساسات منفی را به شنونده یا خواننده منتقل می‌کند و درک آن برای فارسی‌زبانان ذاتی است.

الگوهای کاربرد: رسمی/غیررسمی، نوشتاری/گفتاری، کاربرد منطقه‌ای

کلمه «بد» در هر دو محیط رسمی و غیررسمی، و هم در زبان نوشتاری و هم در زبان گفتاری، بسیار رایج است. در مکالمات روزمره و محاوره، استفاده از آن بسیار متداول است و مردم برای بیان نارضایتی‌ها، توصیف کیفیت پایین اشیا، یا بیان احساسات ناخوشایند خود به راحتی از آن استفاده می‌کنند. مثلاً «غذای بد»، «حال بد»، «کار بد». در متون رسمی‌تر، مانند مقالات علمی یا گزارش‌های اداری، ممکن است از واژگان هم‌معنای دقیق‌تر و با بار احساسی کمتر مانند «نامطلوب»، «ناکارآمد» یا «معیوب» استفاده شود، اما «بد» همچنان در بسیاری از موارد قابل قبول است، به خصوص زمانی که نیاز به تأکید بر جنبه منفی یک پدیده وجود دارد. از نظر کاربرد منطقه‌ای، کلمه «بد» در تمام گویش‌ها و لهجه‌های فارسی‌زبانان ایران، افغانستان و تاجیکستان به یک معنا و با تلفظی مشابه (با تفاوت‌های لهجه‌ای جزئی) استفاده می‌شود و هیچ محدودیت جغرافیایی یا معنایی خاصی ندارد. این واژه از کلمات اصلی و بنیادین زبان فارسی محسوب می‌شود.

بافت‌های رایج کاربرد: کار، سفر، رسانه، ادبیات، شبکه‌های اجتماعی

کلمه «بد» در طیف وسیعی از بافت‌ها و موقعیت‌ها به کار می‌رود:

  • کار و تجارت: «عملکرد بد» یک کارمند، «تصمیمات بد» مدیریتی، «کیفیت بد» محصول. این کاربردها مستقیماً به نتایج منفی یا عدم کارایی اشاره دارند.
  • سفر: «آب و هوای بد» در سفر، «تجربه بد» از یک هتل، «شانس بد» در پیدا کردن بلیط. در این موارد، «بد» به جنبه‌های ناخوشایند و غیرمنتظره سفر اشاره می‌کند.
  • رسانه و اخبار: «خبر بد» (news)، «فیلم بد» یا «کتاب بد» (media reviews). در اینجا، «بد» می‌تواند به محتوای منفی یا کیفیت هنری پایین اشاره کند.
  • ادبیات: در ادبیات، «بد» می‌تواند برای توصیف شخصیت‌های منفی («آدم بد داستان»)، سرنوشت‌های ناگوار («روزگار بد») یا شرایط محیطی نامطلوب به کار رود. کاربرد آن می‌تواند عمیق‌تر و استعاری‌تر باشد.
  • شبکه‌های اجتماعی: در شبکه‌های اجتماعی، «بد» به طور گسترده برای بیان احساسات، واکنش‌ها یا نظرات منفی استفاده می‌شود. مثلاً «حال بد»، «کامنت بد»، «تجربه بد از یک محصول» یا حتی در قالب میم‌ها و شوخی‌ها. این کاربرد اغلب غیررسمی و خودمانی است.

مقایسه با واژگان مشابه: تفاوت با هم‌معنایان نزدیک

  • بد در مقابل نامناسب: «نامناسب» (inappropriate) بیشتر به عدم تناسب با یک موقعیت یا استاندارد خاص اشاره دارد، در حالی که «بد» کلی‌تر است و بار منفی قوی‌تری دارد. چیزی که «نامناسب» است لزوماً «بد» نیست، ممکن است فقط در آن موقعیت خاص جایگاهی نداشته باشد. مثلاً «لباس نامناسب برای یک مهمانی رسمی»، اما «هوای بد» برای پیک‌نیک.
  • بد در مقابل معیوب: «معیوب» (defective) عمدتاً برای اشیا یا سیستم‌هایی به کار می‌رود که دارای نقص فیزیکی یا عملکردی هستند. «بد» می‌تواند برای هر چیزی از جمله مفاهیم انتزاعی (مانند «فکر بد») نیز به کار رود. یک محصول «معیوب» قطعاً «بد» است، اما یک «خبر بد» معیوب نیست.
  • بد در مقابل شرور: «شرور» (evil) بار اخلاقی بسیار قوی‌تر و شدیدتری دارد و معمولاً به اعمال یا شخصیت‌هایی با نیت بد و مخرب اشاره می‌کند. «بد» می‌تواند از یک کیفیت پایین تا یک عمل غیراخلاقی را شامل شود، اما «شرور» همیشه به جنبه‌های تاریک و مخرب انسانیت اشاره دارد. هر شروری بد است، اما هر بدی شرور نیست.
  • بد در مقابل ناپسند: «ناپسند» (unpleasant/disagreeable) معمولاً به چیزی اشاره دارد که خوشایند نیست یا مورد قبول سلیقه عمومی نیست. «بد» می‌تواند فراتر از صرفاً ناپسند بودن، به کیفیت پایین یا آسیب‌رسان بودن نیز اشاره کند.

سطح رسمی و لحن: چه زمانی مناسب است، چه زمانی باید اجتناب کرد

کلمه «بد» در اکثر موقعیت‌ها، از جمله مکالمات روزمره و بسیاری از متون نوشتاری، از نظر سطح رسمی خنثی (neutral) تلقی می‌شود و کاربرد آن مشکلی ندارد. با این حال، استفاده از آن در موقعیت‌های بسیار رسمی یا دیپلماتیک که نیاز به لحن بسیار مودبانه و غیرمستقیم است، ممکن است کمی تند یا صریح به نظر برسد. در چنین مواردی، می‌توان از واژگان ملایم‌تر و غیرمستقیم‌تر مانند «نامطلوب»، «ناکارآمد» یا «چالش‌برانگیز» استفاده کرد. به عنوان مثال، به جای «این تصمیم بد بود»، می‌توان گفت «این تصمیم پیامدهای نامطلوبی داشت». با این حال، اگر قصد تأکید شدید بر منفی بودن یک موضوع وجود داشته باشد، «بد» می‌تواند ابزار قدرتمندی برای انتقال این حس باشد. در کل، «بد» واژه‌ای همه‌کاره است که در اکثر بافت‌ها قابل استفاده است، اما همیشه باید به لحن و بافت کلی مکالمه یا متن توجه داشت.

هم‌نشینی‌ها در بافت: جفت‌شدن‌های رایج کلمات

کلمه «بد» با بسیاری از اسم‌ها و گاهی افعال هم‌نشین می‌شود و ترکیبات پرکاربردی را می‌سازد:

  • هوای بد: (bad weather) به معنای آب و هوای نامطلوب مانند باران شدید، طوفان یا سرمای زیاد. «امروز هوا خیلی بد است، بهتر است بیرون نرویم.»
  • خبر بد: (bad news) به معنای اطلاعات ناخوشایند یا ناراحت‌کننده. «متأسفانه خبر بدی برایت دارم.»
  • شانس بد: (bad luck) به معنای اتفاقات ناگوار یا بدبیاری. «او همیشه شانس بد می‌آورد.»
  • حال بد: (feeling bad/unwell) به معنای وضعیت روحی یا جسمی نامطلوب. «از وقتی این خبر را شنیدم، حالم بد است.»
  • آدم بد: (bad person) به معنای فردی با ویژگی‌های منفی اخلاقی یا رفتاری. «در هر داستانی، یک آدم بد وجود دارد.»
  • کار بد: (bad deed/job) به معنای عملی نادرست، غیراخلاقی یا کاری با کیفیت پایین. «این کار بد را نباید انجام می‌دادی.»
  • بد آوردن: (to have bad luck) یک فعل مرکب که به معنای مواجه شدن با بدشانسی است. «در این پروژه حسابی بد آوردیم.»
  • بد گفتن: (to speak ill of) به معنای غیبت کردن یا بدگویی کردن از کسی. «پشت سر مردم بد نگو.»

Exemples

1

هوای امروز خیلی بد است؛ بهتر است در خانه بمانیم.

everyday

Today's weather is very bad; it's better if we stay home.

2

عملکرد شرکت در سه ماهه اخیر به دلیل نوسانات بازار، بد ارزیابی شد.

formal

The company's performance in the last quarter was evaluated as bad due to market fluctuations.

3

وای، حالم خیلی بد شده؛ فکر کنم سرما خورده‌ام.

informal

Oh no, I'm feeling very bad; I think I've caught a cold.

4

نتایج این تحقیق نشان‌دهنده تأثیرات بد آلودگی صنعتی بر اکوسیستم‌های آبی است.

academic

The results of this research indicate the bad effects of industrial pollution on aquatic ecosystems.

5

تصمیمات بد مدیریتی در سال‌های گذشته، به اعتبار و سودآوری شرکت آسیب جدی وارد کرده است.

business

Bad management decisions in past years have severely damaged the company's reputation and profitability.

6

در آن شب بد، ماه پشت ابرها پنهان شده بود و هیچ ستاره‌ای در آسمان نمی‌درخشید.

literary

On that bad night, the moon was hidden behind the clouds, and no star shone in the sky.

7

متأسفانه خبر بدی برایتان دارم؛ پروژه به تعویق افتاده است.

everyday

Unfortunately, I have bad news for you; the project has been postponed.

8

اینترنت خانه‌مان خیلی بد است و مدام قطع می‌شود.

informal

Our home internet is very bad and constantly disconnects.

Modèles grammaticaux

صفت + اسم: هوای بد (bad weather) اسم + صفت: حال بد (bad mood/condition) فعل + بد: بد آمدن (to turn out badly) بد + فعل: بد گفتن (to speak ill of) ترکیب با قید: خیلی بد (very bad) ساختار مقایسه‌ای: بدتر از (worse than)

How to Use It

Notes d'usage

The word 'بد' is generally neutral in register, making it suitable for most everyday conversations and written contexts. However, in very formal or academic settings, more precise or less emotionally charged synonyms like 'نامطلوب' (undesirable) or 'ناکارآمد' (inefficient) might be preferred. It is universally understood across all Persian-speaking regions. In spoken Persian, 'بد' is extremely common for expressing dissatisfaction or describing poor quality. On social media, it's frequently used in comments and posts to convey negative reactions or experiences. You should avoid using 'بد' when a milder, more specific, or less confrontational term would be more appropriate, especially in diplomatic or highly sensitive situations where direct criticism might be impolite.


Erreurs courantes

A common mistake is overusing 'بد' when more specific adjectives could convey a clearer meaning; for instance, using 'بد' for a broken item instead of 'خراب' (broken/spoiled). Learners sometimes struggle with its nuanced meaning when combined with negation, where 'بد نیست' (it's not bad) can imply 'it's good' or 'it's acceptable'. Another error is not recognizing its idiomatic uses; 'بد آوردن' (to have bad luck) is not a literal 'bad coming'. Mismatching 'بد' with formal contexts when a softer synonym is needed can also be a mistake, as it might sound too blunt. Finally, literal translation from English 'bad' might not always capture the full range of Persian 'بد' in certain expressions.

Tips

⚠️

Avoid Overusing 'Bad'

While 'بد' is versatile, overusing it can make your speech sound repetitive or overly negative. Try to incorporate synonyms like 'نامطلوب' (undesirable), 'ناپسند' (unpleasant), or 'معیوب' (defective) to add variety and precision to your language. This enriches your vocabulary.

🌍

Idiomatic Use of 'Bad'

'بد' appears in many common Persian idioms. For example, 'بد آوردن' means 'to have bad luck', and 'بد گفتن' means 'to speak ill of someone'. Learning these fixed expressions will make your Persian sound much more natural and fluent.

🎓

Nuance with Negation

When 'بد' is used with negation, its meaning can sometimes flip to positive. 'خیلی هم بد نیست' (It's not that bad) often implies 'It's actually quite good' or 'It's acceptable'. This subtle shift is important for understanding conversational Persian.

Origine du mot

The Persian word 'بد' (bad) has ancient roots, tracing back to Old Persian 'bada-' and Avestan 'baδa-'. It is believed to originate from Proto-Indo-Iranian '*badá-', meaning 'bad' or 'evil'. This deep historical lineage highlights its fundamental status in the Indo-Iranian language family. Cognates can be found in other ancient languages, such as Sanskrit 'badhira-' (deaf, which implies a defect, hence 'bad'). The meaning has remained remarkably stable over millennia, consistently conveying negativity or undesirability.

Contexte culturel

In Persian culture, 'بد' is a fundamental word used to express dissatisfaction, moral judgment, and misfortune. It's common in daily conversations to complain about 'هوای بد' (bad weather) or 'حال بد' (feeling unwell). On social media, it's widely used to critique products, services, or express general negative sentiment. While direct criticism can sometimes be softened in formal settings, 'بد' is a straightforward way to convey disapproval. Its use in idioms like 'بد آوردن' (to have bad luck) reflects a cultural acceptance of expressing misfortune, which is often attributed to fate or 'شانس بد'. This word is deeply ingrained in how Persian speakers articulate negative experiences and perceptions across generations.

Astuce mémo

To remember 'بد' (bad), imagine a 'bed' that is incredibly uncomfortable and 'bad' for your back. Every time you think of a 'bad bed', you'll recall the Persian word 'بد' which sounds very similar. Picture yourself trying to sleep on this lumpy, 'bad' bed, and how 'bad' you'd feel in the morning!

Questions fréquentes

10 questions

تلفظ صحیح «بد» در فارسی معیار /bæd/ است. در لهجه‌های مختلف مانند لهجه تهرانی، شیرازی یا اصفهانی، ممکن است کشیدگی مصوت کمی متفاوت باشد، اما معنای کلمه ثابت می‌ماند. این تفاوت‌ها معمولاً آنقدر جزئی هستند که درک متقابل را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. برای مثال، در برخی لهجه‌ها ممکن است مصوت 'اَ' کمی بازتر تلفظ شود.

خیر، «بد» واژه‌ای بسیار گسترده است و نه تنها برای اشیا (مثل 'غذای بد' یا 'ماشین بد')، بلکه برای توصیف افراد ('آدم بد')، موقعیت‌ها ('وضعیت بد')، احساسات ('حال بد') و حتی مفاهیم انتزاعی ('فکر بد') نیز به کار می‌رود. این گستردگی کاربرد یکی از ویژگی‌های مهم این کلمه است. به همین دلیل، در زبان فارسی بسیار پرکاربرد است.

«بد» بار معنایی منفی قوی‌تر و کلی‌تری دارد و معمولاً به کیفیت پایین یا نادرستی ذاتی اشاره می‌کند. در حالی که «نامطلوب» (undesirable) بیشتر به چیزی اشاره دارد که مورد پسند نیست یا انتظارات را برآورده نمی‌کند، اما لزوماً «بد» یا غلط نیست. در برخی موارد می‌توانند به جای هم استفاده شوند، اما «نامطلوب» اغلب لحن ملایم‌تری دارد. مثلاً 'هوای بد' می‌تواند 'هوای نامطلوب' هم باشد، اما 'کار بد' (عمل اشتباه) با 'کار نامطلوب' (کاری که نتیجه دلخواه را ندارد) تفاوت دارد.

«بد» تقریباً همیشه بار معنایی منفی دارد و به عدم مطلوبیت اشاره می‌کند. با این حال، در برخی اصطلاحات یا جملات کنایه‌آمیز ممکن است معنای متفاوتی پیدا کند، مثلاً در جمله 'اینقدر بد نباش!' که می‌تواند به معنای 'اینقدر شیطون نباش' باشد. اما این موارد استثنا هستند و در حالت کلی، معنای منفی آن غالب است. درک این ظرافت‌ها نیاز به آشنایی با بافت و لحن دارد.

وقتی «بد» در جملات منفی به کار می‌رود، معمولاً برای تأکید بر عدم وجود کیفیت منفی یا حتی وجود کیفیت مثبت استفاده می‌شود. مثلاً 'اینقدر هم بد نیست' به معنای 'خیلی هم خوب است' یا 'قابل قبول است'. یا 'کارش بد نبود' یعنی 'کارش خوب بود'. این نوع کاربرد اغلب برای تعدیل یک قضاوت منفی یا بیان نظر مثبت با احتیاط است. این یک ساختار رایج در فارسی است.

بله، «بد» هم در ادبیات کلاسیک و هم در ادبیات معاصر فارسی کاربرد فراوان دارد. در شعر و نثر کلاسیک، برای توصیف سرنوشت، اعمال، یا افراد منفی استفاده می‌شده است. در ادبیات معاصر نیز، نویسندگان و شاعران برای بیان واقعیت‌های ناخوشایند، نقد اجتماعی یا توصیف شخصیت‌های پیچیده از این واژه بهره می‌برند. کاربرد آن در ادبیات به غنای معنایی اثر می‌افزاید و می‌تواند احساسات عمیقی را منتقل کند.

بله، «بد» با برخی افعال ترکیب می‌شود و اصطلاحات خاصی را می‌سازد. مثلاً 'بد آوردن' به معنای بدشانسی آوردن، 'بد گفتن' به معنای غیبت کردن یا بدگویی کردن، و 'بد کردن' به معنای انجام کار اشتباه یا آسیب رساندن است. این ترکیبات فعلی رایج هستند و معنای آن‌ها فراتر از جمع معنای اجزایشان است. آشنایی با این اصطلاحات برای صحبت کردن روان به فارسی ضروری است.

بله، معادل اصلی و رایج «بد» در انگلیسی 'bad' است. این دو کلمه از نظر معنا و گستردگی کاربرد شباهت زیادی به هم دارند. با این حال، همانند هر ترجمه‌ای، ممکن است در برخی بافت‌های خاص نیاز به انتخاب واژگان دقیق‌تری در انگلیسی باشد، مانند 'poor', 'unpleasant', 'evil', 'defective' بسته به موقعیت. اما در اکثر موارد، 'bad' بهترین ترجمه است.

در محاوره، استفاده از «بد» بسیار رایج و طبیعی است و هیچ محدودیتی ندارد. در گفتار رسمی‌تر، اگرچه «بد» همچنان قابل قبول است، اما در برخی موارد ممکن است برای حفظ لحن مودبانه‌تر یا تخصصی‌تر، از واژگان جایگزین مانند «نامطلوب»، «ناکارآمد» یا «معیوب» استفاده شود. انتخاب کلمه بستگی به میزان رسمی بودن موقعیت و تأثیری دارد که گوینده قصد دارد ایجاد کند. در هر صورت، «بد» واژه‌ای است که در هر دو سبک کاربرد دارد.

بله، «بد» می‌تواند در ترکیب با پیشوندها و پسوندها کلمات جدیدی بسازد. به عنوان مثال، «بدی» (badness/evil) اسم مصدر آن است. همچنین در کلمات مرکب مانند «بدجنس» (malicious), «بدشانس» (unlucky), «بدبین» (pessimistic), «بدرفتار» (misbehaved) و «بدنام» (infamous) به عنوان جزء اول کلمه به کار می‌رود. این ترکیبات نشان‌دهنده توانایی بالای این کلمه در ساخت واژگان جدید است.

Teste-toi

fill blank

این فیلم خیلی _______ بود، اصلا دوستش نداشتم.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte :

در اینجا، 'بد' به معنای بی‌کیفیت یا نامطلوب است و با 'اصلا دوستش نداشتم' همخوانی دارد. گزینه‌های دیگر معنای مثبت دارند.

multiple choice

کدام یک از جملات زیر، 'بد' را به معنای 'نامطلوب' به کار برده است؟

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte :

در این جمله، 'بد' به معنای نامطلوب بودن وضعیت هوا (مثل سردی یا بارندگی) است. در گزینه‌های دیگر، 'بد' به معنای منفی یا با نفی برای تأکید بر مثبت بودن به کار رفته است.

sentence building

کلمات: 'دیروز'، 'خبر'، 'یک'، 'شنیدم'، 'بد'.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte :

این جمله یک ترکیب رایج از 'خبر بد' را به کار می‌برد که به معنای اطلاعات ناخوشایند است. ترتیب کلمات به درستی رعایت شده است.

error correction

جمله: 'او یک آدم بدی است.'

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte :

صفت 'بد' نیازی به پسوند 'ی' برای مطابقت با 'آدم' ندارد. 'آدم بد' ترکیب صحیح است و 'ی' در 'بدی' معمولاً برای اسم مصدر یا در کلمات مرکب استفاده می‌شود.

Score : /4

C'tait utile ?
Pas encore de commentaires. Soyez le premier à partager vos idées !