A1 adjective Neutre #3,500 le plus courant 1 min de lecture

غایب

gha'eb /ɣɑːˈjeb/

Absent, missing.

To master 'غایب,' remember its core meaning of 'not present where expected,' applicable to both people and things, with context dictating its precise nuance.

Mot en 30 secondes

  • Means 'absent' or 'missing' from an expected place.
  • Used for people, objects, or expected presences.
  • Generally neutral, but can be formal or informal.
  • Do not confuse with 'مفقود' (lost, implies search).
  • Common in schools/work for attendance records.

Summary

To master 'غایب,' remember its core meaning of 'not present where expected,' applicable to both people and things, with context dictating its precise nuance.

  • Means 'absent' or 'missing' from an expected place.
  • Used for people, objects, or expected presences.
  • Generally neutral, but can be formal or informal.
  • Do not confuse with 'مفقود' (lost, implies search).
  • Common in schools/work for attendance records.

Context is Key

The meaning and connotation of 'غایب' heavily depend on context. Is it a student absent from class (potentially negative) or a product absent from shelves (neutral, simply unavailable)? Always consider the situation to grasp its full meaning.

Don't Confuse with 'Lost'

While 'غایب' can mean 'missing,' it's not as strong as 'مفقود' (mofghood), which implies something is lost and cannot be found. Use 'غایب' when someone/something is simply not present; use 'مفقود' when it's truly lost, often with an ongoing search.

Attendance Importance

In Persian-speaking cultures, especially in academic and professional settings, punctuality and presence are highly valued. Being 'غایب' without a valid reason can be seen negatively, reflecting a lack of commitment. Always inform if you must be absent.

Literary Usage Nuances

In literature, 'غایب' often carries deeper emotional or philosophical weight, signifying absence, longing, or even a spiritual void. Pay attention to poetic contexts where it transcends simple physical absence, evoking themes of memory or loss.

Exemples

6 sur 8
1

امروز معلم ریاضی در کلاس غایب بود و دانش‌آموزان خوشحال شدند.

Today, the math teacher was absent from class, and the students were happy.

2

بر اساس گزارش هیئت مدیره، سهامدار عمده در جلسه مجمع عمومی غایب بود.

According to the board's report, the major shareholder was absent from the general assembly meeting.

3

کجایی؟ چند روزه از جمع ما غایبی!

Where are you? You've been absent from our group for a few days!

4

در بسیاری از مطالعات جامعه‌شناسی، نقش طبقات فرودست در تاریخ‌نگاری رسمی غایب است.

In many sociological studies, the role of lower classes is absent from official historiography.

5

به دلیل جلسه اضطراری، مدیر عامل امروز از شرکت غایب است.

Due to an emergency meeting, the CEO is absent from the company today.

6

یار غایب از نظر، در دل مشتاقان حاضر است.

The beloved who is absent from sight, is present in the hearts of the eager.

Famille de mots

Nom
غیبت
Verbe
غایب شدن
Adverbe
غایبانه
Adjectif
غایب
Apparenté
غیاب

Astuce mémo

Imagine a 'GHOST' (sounds like 'Ghaeb' - غایب) floating around, but he's not in his usual spot! He's 'absent' from his ghost meeting, 'missing' from his favorite haunted house. So, 'Ghaeb' means 'absent' or 'missing'—just like a ghost who isn't where he's supposed to be!

Overview

«غایب» واژه‌ای است که در زبان فارسی برای اشاره به عدم حضور یک شخص، شیء یا حتی مفهومی انتزاعی در مکان یا زمان مورد انتظار به کار می‌رود. این کلمه می‌تواند در بافت‌های مختلفی به کار رود و بار معنایی آن از یک عدم حضور ساده و خنثی تا حالتی از نگرانی، مسئولیت‌ناپذیری یا حتی فقدان عمیق متغیر باشد. در حالت کلی، وقتی می‌گوییم چیزی یا کسی «غایب» است، یعنی در جایی که باید حضور داشته باشد، نیست. این عدم حضور می‌تواند موقتی یا دائمی باشد و دلایل متفاوتی از جمله بیماری، سفر، فراموشی یا حتی پنهان شدن داشته باشد.

در بسیاری از موارد، استفاده از «غایب» به معنای انتظار حضور است. مثلاً وقتی دانش‌آموزی در کلاس غایب است، به این معنی است که انتظار می‌رفته او حاضر باشد. این انتظار، گاهی اوقات به کلمه «غایب» بار معنایی منفی می‌دهد، به خصوص اگر عدم حضور بدون دلیل موجه باشد. اما در مواقع دیگر، مانند «کالای غایب از بازار»، صرفاً به معنای در دسترس نبودن است و بار احساسی خاصی ندارد. نکته مهم در درک این واژه، توجه به بافت و انتظاری است که از حضور وجود دارد.

**2) Usage Patterns:**

کاربرد «غایب» در زبان فارسی بسیار گسترده است و در هر دو شکل گفتاری و نوشتاری رایج است.

**رسمی و غیررسمی:**

  • رسمی: در متون اداری، گزارش‌ها، و اسناد رسمی، «غایب» به طور گسترده‌ای برای اشاره به عدم حضور افراد در جلسات، محل کار یا امتحانات استفاده می‌شود. مثال: «آقای احمدی به دلیل بیماری، امروز در محل کار غایب بودند.» یا «دانشجویان غایب از امتحان، فرصت مجدد نخواهند داشت.» در این موارد، کلمه بار معنایی مشخص و عینی دارد.
  • غیررسمی: در مکالمات روزمره، «غایب» به شکلی ساده‌تر و خودمانی‌تر به کار می‌رود. مثال: «فلانی کجاست؟ غایبه؟» یا «کتابم غایب شده، هرچی می‌گردم پیداش نمی‌کنم.» در این حالت، ممکن است لحن کمی نگران یا حتی شوخ‌طبعانه باشد.

**گفتاری و نوشتاری:**

«غایب» هم در زبان گفتاری و هم در نوشتاری کاربرد فراوانی دارد. در گفتار، ممکن است با افعالی مانند «بودن» یا «شدن» ترکیب شود («غایبه»، «غایب شد»). در نوشتار، اغلب به صورت صفت یا بخشی از یک عبارت اسمی به کار می‌رود.

**کاربرد منطقه‌ای:**

این کلمه در سراسر مناطق فارسی‌زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان به طور یکسان فهمیده و استفاده می‌شود و تفاوت منطقه‌ای محسوسی در معنای اصلی یا کاربرد آن وجود ندارد. البته ممکن است در برخی لهجه‌ها، کلمات هم‌معنی یا جایگزین‌های محلی خاصی وجود داشته باشد، اما «غایب» به عنوان یک واژه استاندارد و عمومی درک می‌شود.

**3) Common Contexts:**

«غایب» در زمینه‌های مختلفی به کار می‌رود که درک این زمینه‌ها به فهم عمیق‌تر آن کمک می‌کند:

  • محیط کار و تحصیل: یکی از رایج‌ترین کاربردهای «غایب» در محیط‌های آموزشی و اداری است. دانش‌آموزان، دانشجویان و کارمندانی که در محل تحصیل یا کار خود حاضر نیستند، «غایب» نامیده می‌شوند. مثال: «لیست غایبین امروز را به من بدهید.» یا «غیبت غیرموجه می‌تواند منجر به کسر حقوق شود.»
  • سفر و حمل و نقل: در این زمینه، «غایب» می‌تواند به معنای مفقود شدن یا در دسترس نبودن یک شیء باشد. مثال: «چمدان من در فرودگاه غایب شده است.» (البته در این مورد «مفقود» رایج‌تر است، اما «غایب» هم می‌تواند به کار رود.) همچنین برای اشاره به افرادی که در یک سفر گروهی حاضر نیستند.
  • رسانه و اخبار: در اخبار، به خصوص در مورد افراد گمشده یا کسانی که مدت طولانی است دیده نشده‌اند، از «غایب» استفاده می‌شود. مثال: «پلیس در جستجوی فرد غایب است.» یا «او سال‌هاست که از صحنه سیاسی غایب است.»
  • ادبیات و هنر: در ادبیات، «غایب» می‌تواند بار معنایی عمیق‌تری داشته باشد و به معنای فقدان، دوری، یا حتی حضور نامرئی یک شخص یا خاطره باشد. مثال: «حضورش در کنارمان غایب بود، اما یادش همواره زنده.» یا «قهرمان غایب داستان، تأثیر زیادی بر روند وقایع داشت.»
  • شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات دیجیتال: در دنیای امروز، «غایب» می‌تواند به معنای آنلاین نبودن یا عدم فعالیت یک شخص در شبکه‌های اجتماعی باشد. مثال: «چند روزه که از شبکه‌های اجتماعی غایبه، نگرانش شدم.»

**4) Comparison with Similar Words:**

در زبان فارسی، کلمات دیگری نیز وجود دارند که می‌توانند مفهوم عدم حضور را منتقل کنند، اما هر یک دارای تفاوت‌های ظریفی با «غایب» هستند:

  • مفقود (Mofghood): این کلمه بیشتر برای اشیاء یا افرادی به کار می‌رود که گم شده‌اند و نمی‌توان آنها را پیدا کرد. بار معنایی «مفقود» شدیدتر از «غایب» است و اغلب دلالت بر جستجو و عدم یافتن دارد. یک دانش‌آموز می‌تواند «غایب» باشد، اما «مفقود» نیست مگر اینکه گم شده باشد و کسی از او خبری نداشته باشد. مثال: «کالای مفقود شده در انبار پیدا شد.» در حالی که «کالای غایب از قفسه» یعنی در قفسه نیست، اما ممکن است در جای دیگری باشد.
  • ناحاضر (Nahazer): این کلمه مترادف مستقیم «غایب» است و به معنای «حاضر نبودن» است. اما «ناحاضر» بیشتر در متون رسمی و کمی قدیمی‌تر به کار می‌رود و در مکالمات روزمره کمتر شنیده می‌شود. «غایب» رایج‌تر و کاربردی‌تر است.
  • نبودن (Naboodan): این یک فعل کلی به معنای «وجود نداشتن» یا «حاضر نبودن» است. «غایب بودن» (to be absent) حالت خاصی از «نبودن» است که به عدم حضور در یک مکان یا زمان مورد انتظار اشاره دارد. «نبودن» می‌تواند برای هر چیزی به کار رود، اما «غایب» بیشتر برای موجوداتی که انتظار حضورشان می‌رود، یا اشیائی که باید در جای خاصی باشند.
  • پنهان (Panhan): «پنهان» به معنای «مخفی» یا «نامرئی» است. چیزی که پنهان است، لزوماً «غایب» نیست؛ ممکن است در همان مکان حضور داشته باشد اما دیده نشود. «غایب» به معنای عدم حضور فیزیکی است، در حالی که «پنهان» به عدم دیده شدن اشاره دارد.

**5) Register & Tone:**

«غایب» کلمه‌ای با کاربرد گسترده است و می‌تواند در سطوح مختلف رسمی و غیررسمی به کار رود، اما لحن و بافت جمله تعیین‌کننده است:

  • رسمی و خنثی: در گزارش‌های اداری، اطلاعیه‌ها، و متون قانونی، «غایب» لحنی رسمی و خنثی دارد. مثال: «نام افراد غایب در صورتجلسه قید شود.» در این حالت، صرفاً به یک واقعیت اشاره دارد.
  • غیررسمی و نگران: در مکالمات دوستانه یا خانوادگی، می‌تواند لحنی نگران‌کننده یا حتی کمی سرزنش‌آمیز داشته باشد. مثال: «چند روزه غایبی، حالت خوبه؟» یا «چرا از جلسه غایب شدی؟»
  • ادبی و عمیق: در ادبیات، می‌تواند بار احساسی عمیق‌تری داشته باشد و به مفاهیم فلسفی‌تر مانند فقدان یا دوری اشاره کند.

**چه زمانی از آن اجتناب کنیم:**

  • اگر منظور شما گم شدن کامل و عدم امکان یافتن چیزی است، بهتر است از «مفقود» استفاده کنید.
  • اگر صرفاً می‌خواهید بگویید چیزی وجود ندارد، «نبودن» یا «موجود نبودن» ممکن است مناسب‌تر باشد.
  • در برخی موارد بسیار غیررسمی و خودمانی، ممکن است از عباراتی مانند «نیستش» یا «پیداش نیست» به جای «غایب» استفاده شود.

در کل، «غایب» کلمه‌ای ایمن و پرکاربرد است، اما توجه به ظرایف معنایی آن با کلمات مشابه، به انتخاب دقیق‌تر واژه کمک می‌کند.

**6) Collocations in Context:**

«غایب» با کلمات و افعال مختلفی ترکیب می‌شود و ساختارهای پرکاربردی را تشکیل می‌دهد:

  • غایب بودن (Ghaeb boodan): این رایج‌ترین ترکیب است که به معنای «حاضر نبودن» یا «در دسترس نبودن» است. مثال: «او امروز در محل کار غایب بود.» (He was absent from work today.)
  • غایب شدن (Ghaeb shodan): به معنای «ناپدید شدن» یا «از نظر پنهان شدن» است. مثال: «ناگهان از صحنه غایب شد.» (He suddenly disappeared from the scene.)
  • غایب کردن (Ghaeb kardan): به معنای «کسی را غایب ثبت کردن» یا «چیزی را از دسترس خارج کردن» است. بیشتر در مورد ثبت حضور و غیاب به کار می‌رود. مثال: «معلم اسم او را غایب کرد.» (The teacher marked him absent.)
  • فرد غایب (Fard-e Ghaeb): به شخص حاضر نبود. مثال: «فرد غایب از جلسه، حق رأی ندارد.» (The absent person has no right to vote.)
  • لیست غایبین (List-e Ghaebin): فهرستی از افراد حاضر نبود. مثال: «لطفاً لیست غایبین را به من بدهید.» (Please give me the list of absentees.)
  • غایب از نظر (Ghaeb az Nazar): عبارتی ادبی به معنای «دور از چشم» یا «پنهان از دید». مثال: «او غایب از نظر بود، اما حضورش حس می‌شد.» (He was out of sight, but his presence was felt.)
  • غیبت غایب (Gheybat-e Ghaeb): این ترکیب بیشتر در متون حقوقی و فقهی به کار می‌رود و به معنای «عدم حضور شخص غایب» است.
  • غایب از خانه/محل (Ghaeb az Khaneh/Mahal): به معنای دور از خانه یا محل مشخص. مثال: «او مدت‌هاست که از خانه غایب است.» (He has been absent from home for a long time.)

این ترکیبات نشان می‌دهند که «غایب» چگونه در ساختارهای مختلف جمله به کار می‌رود و معانی متفاوتی را ایجاد می‌کند.

Notes d'usage

The word 'غایب' is generally neutral in register, making it suitable for both formal and informal contexts. In formal settings like official reports or academic papers, it maintains a precise meaning of 'not present.' Informally, it's common in daily conversations for people or objects. There are no significant regional preferences for this word, as it's universally understood across Persian-speaking regions. While used in written and spoken forms, in casual speech, it often combines with 'بودن' (to be) or 'شدن' (to become). Avoid using 'غایب' when a stronger term like 'مفقود' (lost, untraceable) is more appropriate, or when simply stating something doesn't exist (where 'نبودن' is better).

Erreurs courantes

A common mistake is confusing 'غایب' with 'مفقود' (lost), using them interchangeably when 'مفقود' implies a more severe, often permanent, state of being lost and untraceable. Learners might also incorrectly use 'غایب' for objects that are merely hidden ('پنهان') rather than genuinely not present. Another error is misapplying its connotation; while often neutral, in contexts like work or school, an unexplained 'غایب' can carry a negative implication of irresponsibility. Grammatically, ensure correct verb agreement when forming phrases like 'غایب بودن' or 'غایب شدن'. Avoid literal translation from English 'missing' when it means 'lacking' rather than 'not present where expected'.

Astuce mémo

Imagine a 'GHOST' (sounds like 'Ghaeb' - غایب) floating around, but he's not in his usual spot! He's 'absent' from his ghost meeting, 'missing' from his favorite haunted house. So, 'Ghaeb' means 'absent' or 'missing'—just like a ghost who isn't where he's supposed to be!

Origine du mot

The word 'غایب' (ghāyeb) is derived from Arabic. Its root is غ-ی-ب (gh-y-b), which means 'to be absent, to be hidden, to disappear.' This root is also the origin of words like 'غیبت' (gheybatt), meaning 'absence' or 'backbiting' (when someone is absent). Historically, it entered Persian through Islamic influence and has maintained its core meaning of absence or being out of sight. The concept of 'the unseen' or 'the hidden' (غیب) is also related, highlighting the idea of something not being present to the senses.

Contexte culturel

In Persian-speaking cultures, 'غایب' is frequently used in formal settings like schools and workplaces to denote absence, with attendance often meticulously recorded. There's a strong social expectation for presence and punctuality, and being 'غایب' without a valid excuse can be viewed negatively, especially in collective environments. On social media, 'غایب' can refer to someone being offline or inactive, and friends might express concern. Generational differences don't significantly alter its core meaning, but younger generations might use more informal synonyms. The word reflects a cultural emphasis on community presence and accountability.

Exemples

1

امروز معلم ریاضی در کلاس غایب بود و دانش‌آموزان خوشحال شدند.

everyday

Today, the math teacher was absent from class, and the students were happy.

2

بر اساس گزارش هیئت مدیره، سهامدار عمده در جلسه مجمع عمومی غایب بود.

formal

According to the board's report, the major shareholder was absent from the general assembly meeting.

3

کجایی؟ چند روزه از جمع ما غایبی!

informal

Where are you? You've been absent from our group for a few days!

4

در بسیاری از مطالعات جامعه‌شناسی، نقش طبقات فرودست در تاریخ‌نگاری رسمی غایب است.

academic

In many sociological studies, the role of lower classes is absent from official historiography.

5

به دلیل جلسه اضطراری، مدیر عامل امروز از شرکت غایب است.

business

Due to an emergency meeting, the CEO is absent from the company today.

6

یار غایب از نظر، در دل مشتاقان حاضر است.

literary

The beloved who is absent from sight, is present in the hearts of the eager.

7

یکی از اسناد مهم از پرونده غایب شده و باید پیدا شود.

everyday

One of the important documents has gone missing from the file and must be found.

8

در غیاب او، تصمیمات مهمی در شورای شهر گرفته شد؛ اما حضورش غایب بود.

formal

In his absence, important decisions were made in the city council; but his presence was missing.

Famille de mots

Nom
غیبت
Verbe
غایب شدن
Adverbe
غایبانه
Adjectif
غایب
Apparenté
غیاب

Collocations courantes

غایب بودن to be absent
غایب شدن to become absent/disappear
غایب کردن to mark absent
فرد غایب absent person
لیست غایبین list of absentees
غایب از نظر out of sight
غایب از جلسه absent from the meeting
کالای غایب missing item (from stock/shelf)

Phrases Courantes

غایب از نظر

out of sight (often implying still in mind/heart)

غایب از صحنه

absent from the scene / disappeared

غایب شدن از کلاس

to be absent from class

لیست غایبین

list of absentees

غایب و حاضر

absent and present (a common pairing)

Modèles grammaticaux

فاعل + غایب + بود/است (Subject + absent + was/is) مثال: او امروز غایب بود. فاعل + از + مکان/زمان + غایب + شد (Subject + from + place/time + absent + became) مثال: او از جلسه غایب شد. اسم + غایب (Noun + absent) مثال: فرد غایب. غایب + از + مضاف‌الیه (Absent + from + noun) مثال: غایب از نظر. غایب + کردن (To mark absent) مثال: معلم او را غایب کرد. صفت + غایب (Adjective + absent) مثال: تنها غایب جلسه.

Context is Key

The meaning and connotation of 'غایب' heavily depend on context. Is it a student absent from class (potentially negative) or a product absent from shelves (neutral, simply unavailable)? Always consider the situation to grasp its full meaning.

Don't Confuse with 'Lost'

While 'غایب' can mean 'missing,' it's not as strong as 'مفقود' (mofghood), which implies something is lost and cannot be found. Use 'غایب' when someone/something is simply not present; use 'مفقود' when it's truly lost, often with an ongoing search.

Attendance Importance

In Persian-speaking cultures, especially in academic and professional settings, punctuality and presence are highly valued. Being 'غایب' without a valid reason can be seen negatively, reflecting a lack of commitment. Always inform if you must be absent.

Literary Usage Nuances

In literature, 'غایب' often carries deeper emotional or philosophical weight, signifying absence, longing, or even a spiritual void. Pay attention to poetic contexts where it transcends simple physical absence, evoking themes of memory or loss.

Teste-toi

fill blank

جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید.

دانش‌آموز به دلیل بیماری از کلاس ______ بود.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte :

«غایب» به معنای حاضر نبودن است و در این جمله، دانش‌آموز به دلیل بیماری حاضر نبوده است. کلمات دیگر معنی مناسبی نمی‌دهند.

multiple choice

کدام گزینه بهترین معنی «غایب» را در جمله زیر بیان می‌کند؟ «چمدان من از روی تسمه نقاله غایب شده بود.»

بهترین معنی «غایب» در جمله فوق چیست؟

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte :

در این بافت، «غایب شدن» چمدان به معنای گم شدن آن و در دسترس نبودن در محل مورد انتظار است. گزینه «حاضر» متضاد است و «پیدا» و «مخفی» معنی متفاوتی دارند.

sentence building

با استفاده از کلمه «غایب» یک جمله رسمی بنویسید که به عدم حضور یک کارمند اشاره کند.

جمله‌ای با «غایب» در محیط رسمی کار.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte :

این جمله به طور رسمی و واضح به عدم حضور مدیر در محل کار اشاره دارد. استفاده از «به دلیل سفر کاری» دلیل غیبت را نیز توضیح می‌دهد.

error correction

جمله زیر را تصحیح کنید: «او در جلسه حاضر بود، اما نامش در لیست غایبان نوشته شد.»

کدام بخش از جمله نیاز به تصحیح دارد؟

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte :

اگر او حاضر بود، نامش نباید در لیست غایبان (absentees) نوشته شود. باید در لیست حاضرین (attendees) باشد. این یک تناقض است.

Score : /4

Aides visuelles

Word Family

غایب

Nouns

  • غیبت
  • غیاب

Verbs

  • غایب شدن
  • غایب کردن

Adjectives

  • غایب

Adverbs

  • غایبانه

Usage Contexts

Academic

  • دانش‌آموز غایب بود.
  • لیست غایبین کلاس.

Daily Life

  • کتابم غایب شده.
  • او از مهمانی غایب بود.

Business

  • مدیر عامل غایب است.
  • غیبت کارمند.

Literary

  • یار غایب از نظر.
  • حضور غایب.

Social Media

  • چرا غایبی؟
  • از شبکه‌ها غایب شده.

Formal/Official

  • فرد غایب از جلسه.
  • گزارش غیبت.

Questions fréquentes

10 questions

«غایب» به معنای حاضر نبودن در یک مکان یا زمان مشخص است، اما لزوماً به این معنی نیست که نمی‌توان آن را پیدا کرد. در حالی که «مفقود» به معنای گم شدن چیزی یا کسی است که جستجو برای آن در جریان است و پیدا نمی‌شود. «مفقود» بار معنایی قوی‌تری از عدم یافتن دارد.

بله، «غایب» می‌تواند برای اشیاء نیز به کار رود، به خصوص وقتی انتظار می‌رود شیئی در مکان خاصی باشد ولی نیست. مثلاً «کتابم از روی میز غایب است» یا «کالای غایب از موجودی انبار». در این موارد، به معنای در دسترس نبودن است.

«غایب» معمولاً به عنوان صفت یا در ترکیب با فعل «بودن» یا «شدن» به کار می‌رود. مثال: «دانشجو غایب بود.» (صفت) یا «او امروز از کلاس غایب شد.» (فعل). همچنین می‌توان آن را با اسم ترکیب کرد، مانند «فرد غایب» که به معنای «شخص حاضر نبود» است.

بستگی به بافت دارد. در محیط‌های رسمی مانند مدرسه یا محل کار، غیبت بدون دلیل موجه معمولاً بار منفی دارد و می‌تواند پیامدهایی داشته باشد. اما در مواردی مانند «یک بازیکن کلیدی از تیم غایب است»، می‌تواند صرفاً یک واقعیت را بیان کند که ممکن است نگران‌کننده باشد و نه لزوماً منفی.

تلفظ صحیح آن /ɣɑːˈjeb/ است. حرف «غ» مانند «gh» در «ghazal» تلفظ می‌شود و «ا» کشیده است، «ی» مانند «y» در «yes» و «ب» مانند «b» در «book». تمرین تلفظ این کلمه با دقت به این نکات، به شما کمک می‌کند تا آن را به درستی ادا کنید.

در محیط کاری، «غایب» کلمه‌ای کاملاً رسمی و استاندارد است و برای اشاره به عدم حضور کارمندان یا در جلسات به کار می‌رود. مثلاً در گزارش‌های حضور و غیاب، استفاده از این کلمه رایج و مناسب است و هیچ بار غیررسمی ندارد.

خیر، «غایب» به معنای عدم حضور فیزیکی است، در حالی که «پنهان» به معنای مخفی بودن یا دیده نشدن در همان مکان است. چیزی که پنهان است، ممکن است حاضر باشد ولی دیده نشود، اما چیزی که غایب است، اصلاً حضور ندارد و در آنجا نیست.

افعال رایج برای «غایب» عبارتند از «غایب بودن» (to be absent) و «غایب شدن» (to become absent/disappear). همچنین «غایب کردن» به معنای ثبت غیبت کسی نیز کاربرد دارد، به خصوص در زمینه آموزش و اداری. این افعال به شما کمک می‌کنند تا حالت‌های مختلف عدم حضور را بیان کنید.

در مکالمات روزمره، اغلب به صورت «فلانی غایبه» یا «چیزی غایب شده» به کار می‌رود. مثلاً «چرا دیروز مدرسه غایب بودی؟» برای پرسیدن علت عدم حضور یا «یکی از مدادهایم غایب شده است» برای اشاره به گم شدن یک شیء استفاده می‌شود.

بله، در ادبیات «غایب» اغلب برای بیان مفاهیم عمیق‌تری مانند فقدان، دوری، یا حتی انتظار برای بازگشت کسی که حضور ندارد، به کار می‌رود. می‌تواند بار احساسی و فلسفی قوی‌تری داشته باشد و به عنوان استعاره‌ای برای عدم حضور معنوی نیز استفاده شود.

C'tait utile ?
Pas encore de commentaires. Soyez le premier à partager vos idées !