B1 verb ニュートラル 1分で読める

خنثی کردن

khonsa kardan /xoθˈθɒː kærˈdæn/

Neutralizing means to counteract or cancel out the effect of something, bringing it to a state of balance.

30秒でわかる単語

  • To make something neutral or ineffective.
  • Used in chemistry, art, and social contexts.
  • Aims to create balance or reduce intensity.

Overview

«خنثی کردن» فعلی در زبان فارسی است که به معنای از بین بردن یا کاهش دادن اثر یا خاصیت چیزی به منظور رسیدن به حالت تعادل یا بی‌طرفی است. این واژه کاربردهای متنوعی دارد و می‌تواند در زمینه‌های مختلفی از جمله شیمی، هنر، روانشناسی و حتی در روابط اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. هدف اصلی در خنثی کردن، ایجاد یک وضعیت پایدار یا بی‌اثر است.

این فعل معمولاً با مفعول‌هایی همراه است که دارای خاصیت یا اثری قوی هستند. برای مثال، می‌توان اثر یک اسید را با یک باز خنثی کرد، یا اثر یک رنگ تند را با رنگی دیگر تعدیل نمود. در روابط انسانی، ممکن است از اقداماتی برای خنثی کردن احساسات منفی یا تنش‌ها استفاده شود.

در شیمی، خنثی کردن واکنش بین اسید و باز است. در هنر و طراحی، خنثی کردن رنگ به معنای تعدیل شدت یا تندی رنگ با افزودن رنگ‌های خنثی مانند سفید، سیاه یا خاکستری است. در مسائل اجتماعی و سیاسی، ممکن است از این اصطلاح برای توصیف اقداماتی استفاده شود که هدفشان کاهش تنش یا بی‌اثر کردن یک تهدید است. همچنین در مورد احساسات، مانند خنثی کردن خشم یا ترس به کار می‌رود.

«خنثی کردن» با واژگانی چون «بی‌اثر کردن»، «تعدیل کردن»، «کاهش دادن»، «از بین بردن» و «خنفی کردن» هم‌معنی است. «بی‌اثر کردن» معنای کلی‌تری دارد و به معنای سلب هرگونه اثر است. «تعدیل کردن» بیشتر به معنای تنظیم و متعادل کردن است، به خصوص در مورد شدت یا مقدار. «کاهش دادن» به معنای کم کردن از میزان چیزی است. «از بین بردن» قوی‌تر از خنثی کردن است و به معنای نابود کردن کامل اثر است. «خنفی کردن» نیز به معنای از بین بردن اثر است اما بیشتر در مورد اثرات فیزیکی یا مادی به کار می‌رود.

例文

1

برای خنثی کردن اثر اسید، مقداری باز به آن اضافه کردند.

chemistry

To neutralize the effect of the acid, they added some base.

2

نقاش برای رسیدن به رنگی ملایم‌تر، رنگ اصلی را با سفید خنثی کرد.

art

The painter neutralized the original color with white to achieve a softer shade.

3

سخنان او تلاش کرد تا تنش موجود را خنثی کند.

social interaction

His words attempted to neutralize the existing tension.

4

پادزهر برای خنثی کردن سم در بدن تزریق شد.

medical

The antidote was injected to neutralize the poison in the body.

よく使う組み合わせ

اثر را خنثی کردن To neutralize the effect
اسید را خنثی کردن To neutralize acid
واکنش را خنثی کردن To neutralize a reaction

よく使うフレーズ

خنثی کردن اثر

Neutralizing the effect

خنثی کردن کامل

Complete neutralization

خنثی کردن تنش

Neutralizing tension

よく混同される語

خنثی کردن vs تعدیل کردن

'تعدیل کردن' implies adjusting or moderating something, often to reach a desired level, while 'خنثی کردن' focuses on canceling out or making neutral.

خنثی کردن vs بی‌اثر کردن

'بی‌اثر کردن' is broader and means to make something have no effect, whereas 'خنثی کردن' specifically implies bringing something to a neutral state, often by counteracting its existing properties.

文法パターン

خنثی کردن + اسم (اثر، سم، اسید، رنگ) فاعل + خنثی کردن + مفعول + را + به + وسیله + (عامل خنثی کننده)

How to Use It

使い方のコツ

The verb 'خنثی کردن' is versatile and can be used in both literal and figurative senses. In scientific contexts (like chemistry), it refers to a precise process. In art and social contexts, it often implies a softening or balancing effect. Its formality can vary depending on the specific context.


よくある間違い

Learners might overuse 'خنثی کردن' when a simpler verb like 'کاهش دادن' (to reduce) or 'تغییر دادن' (to change) would be more appropriate. Also, confusing its literal chemical meaning with its figurative uses can lead to errors.

Tips

💡

Think Balance, Not Destruction

Remember that neutralizing often aims for balance or equilibrium, rather than complete annihilation of an effect.

🌍

Diplomacy and Neutrality

In social and political contexts, 'خنثی کردن' can relate to diplomatic efforts to de-escalate conflict or maintain neutrality.

語源

The word 'خنثی' (neutral) likely has roots related to the concept of being neither one thing nor the other. 'کردن' is the common verb suffix meaning 'to do' or 'to make'. Thus, 'خنثی کردن' literally means 'to make neutral'.

文化的な背景

In Persian culture, achieving balance and harmony is often valued. 'خنثی کردن' can be seen as a tool to restore balance, whether in nature, art, or interpersonal relationships, promoting peace and stability.

覚え方のコツ

Imagine a seesaw perfectly balanced – that's the state of 'خنثی کردن'. Or think of a 'neutral' gear in a car, where the engine's power is disconnected and neutralized.

よくある質問

4 問

خیر، «خنثی کردن» کاربردهای گسترده‌ای دارد. علاوه بر رنگ‌ها در هنر، در شیمی برای واکنش اسید و باز، در مسائل اجتماعی برای کاهش تنش، و حتی در مورد احساسات برای تعدیل اثرات منفی به کار می‌رود.

«خنثی کردن» اغلب به معنای رسیدن به یک حالت تعادل یا بی‌طرفی است، در حالی که «بی‌اثر کردن» صرفاً به معنای سلب هرگونه اثر یا خاصیت است و لزوماً به معنای تعادل نیست.

بیشتر در مباحث علمی (شیمی)، هنری (طراحی و نقاشی)، و همچنین در بحث‌های مربوط به روابط انسانی و اجتماعی، این واژه کاربرد دارد.

بستگی به زمینه دارد. در شیمی، خنثی کردن اسید و باز یک واکنش طبیعی و لازم است. در هنر، می‌تواند برای ایجاد هارمونی باشد. اما در برخی زمینه‌های اجتماعی، ممکن است به معنای سرکوب یا بی‌اهمیت جلوه دادن چیزی باشد.

自分をテスト

fill blank

پزشک برای ______ اثر اسید معده، دارو تجویز کرد.

正解! おしい! 正解: خنثی کردن

کلمه «خنثی کردن» به معنی بی‌اثر کردن یا کاهش دادن اثر است که در این جمله برای اثر اسید معده مناسب است.

multiple choice

هنرمند با افزودن کمی رنگ سفید، تندی رنگ قرمز را ______.

正解! おしい! 正解: خنثی کرد

در هنر، افزودن رنگ سفید یا خاکستری به رنگ‌های دیگر، شدت آن‌ها را کاهش داده و آن‌ها را تعدیل می‌کند که معادل «خنثی کردن» است.

sentence building

برای / اثر / خنثی کردن / باید / سم / پادزهر

正解! おしい! 正解: برای خنثی کردن اثر سم، باید پادزهر استفاده کرد.

این جمله نشان می‌دهد که چگونه یک عامل (پادزهر) اثر عامل دیگر (سم) را از بین می‌برد.

スコア: /3

役に立った?
まだコメントがありません。最初に考えをシェアしましょう!