Use 'bar rooyeh' to show something is located on top of or upon something else, indicating physical contact or a specific topic.
30초 단어
- Indicates position on the upper surface.
- Shows physical contact or proximity.
- Can also mean 'about' or 'regarding'.
Overview
«بر روی» یکی از حروف اضافه پرکاربرد در زبان فارسی است که برای بیان موقعیت مکانی به کار میرود. معنای اصلی آن «رویِ» یا «سطحِ» چیزی است و نشان میدهد که یک شیء یا شخص در قسمت بالایی یا سطح یک چیز دیگر قرار دارد. این حرف اضافه میتواند به معنای تماس فیزیکی مستقیم باشد، مانند «کتاب بر روی میز است»، یا به معنای قرارگیری در یک سطح وسیعتر، مانند «تابلو بر روی دیوار نصب شده است». درک دقیق کاربرد «بر روی» به درک فضایی و روابط مکانی در جملات کمک شایانی میکند.
«بر روی» معمولاً قبل از اسم یا ضمیری میآید که مکان یا شیء مورد نظر را مشخص میکند. ساختار رایج آن به صورت «اسم + بر روی + اسم/ضمیر» است. برای مثال: «چراغ بر روی سقف قرار دارد.» یا «او بر روی صندلی نشست.» گاهی اوقات، «بر روی» میتواند معنای «دربارهی» یا «در موردِ» را نیز بدهد، به خصوص در متون رسمیتر یا در بیان موضوعی خاص، مانند: «این کتاب بر روی تاریخ ایران نوشته شده است.» در این حالت، معنای «درباره» یا «در خصوص» مد نظر است.
این حرف اضافه در مکالمات روزمره برای توصیف مکان اشیاء بسیار رایج است: «جورابهایم را بر روی تخت گذاشتم.» در متون رسمی و اداری نیز کاربرد دارد: «گزارش بر روی میز مدیر قرار گرفت.» در متون علمی و دانشگاهی نیز برای بیان موضوعات یا نتایج تحقیقات به کار میرود: «نتایج این تحقیق بر روی عملکرد سلولها تاثیرگذار بود.» همچنین در دستورالعملها یا راهنماها برای نشان دادن محل قرارگیری قطعات یا اجزا استفاده میشود: «قطعهی A را بر روی شکاف B قرار دهید.»
«بر روی» شباهتهایی با حروف اضافه دیگری مانند «روی»، «بالای» و «بر» دارد. «روی» (بدون «بر») اغلب به معنای سطح بالایی به کار میرود و بسیار شبیه «بر روی» است، اما «بر روی» گاهی حس رسمیتر بودن را منتقل میکند. «بالای» به طور خاص به معنای موقعیت بالاتر از یک نقطه یا شیء است و لزوماً تماس فیزیکی را نشان نمیدهد: «پرنده بالای درخت پرواز میکرد.» در حالی که «بر روی» معمولاً تماس را القا میکند. «بر» به تنهایی نیز میتواند به معنای «بر روی» باشد، اما کاربرد آن محدودتر است و گاهی در ترکیب با افعال خاصی میآید یا معنای دیگری میدهد. در برخی موارد، «بر» و «بر روی» قابل جایگزینی هستند، اما «بر روی» معمولاً ساختار کاملتر و واضحتری را ارائه میدهد.
예시
کتاب مورد علاقهام را بر روی میز گذاشتم.
everydayI put my favorite book on the table.
گزارش نهایی بر روی وبسایت دانشگاه منتشر خواهد شد.
formalThe final report will be published on the university website.
بچهها بر روی چمنها بازی میکردند.
informalThe children were playing on the grass.
تحقیقات جدید بر روی مکانیسمهای مولکولی بیماری تمرکز دارد.
academicNew research focuses on the molecular mechanisms of the disease.
자주 쓰는 조합
자주 쓰는 구문
بر روی هم
on top of each other
بر روی هم رفته
altogether, overall
بر روی هم انباشتن
to pile up
자주 혼동되는 단어
'Bālāy' means 'above' or 'over' and indicates a higher position, not necessarily direct contact. 'Bar rooyeh' implies being on the surface itself.
'Kenār' means 'beside' or 'next to', indicating proximity to the side, not on top of.
문법 패턴
How to Use It
사용 참고사항
In formal writing and speech, 'bar rooyeh' is often preferred for clarity. In very casual conversation, 'rooyeh' might be used more frequently. Be mindful of the context to choose the most appropriate preposition.
자주 하는 실수
Confusing 'bar rooyeh' (on) with 'dar' (in) or 'kenār' (beside). Ensure the meaning of physical placement on a surface is intended.
Tips
Visualize the Surface
Think of 'bar rooyeh' as placing something directly onto a flat surface. Imagine the object resting on top.
Avoid Overuse in Speech
While correct, sometimes simpler prepositions like 'rooyeh' (روی) are more common in casual spoken Persian.
Respect for Surfaces
In Persian culture, placing items respectfully on surfaces is common. 'Bar rooyeh' helps articulate this precise placement.
어원
The word is a compound of 'bar' (on, upon) and 'rooy' (face, surface). Together, they clearly denote position on a surface.
문화적 맥락
The concept of placing things 'bar rooyeh' surfaces is fundamental to organizing spaces and daily life in Persian culture, from arranging homes to presenting information.
암기 팁
Imagine placing a 'bar' (like a metal rod) 'rooyeh' (on) a surface. The visual helps remember the 'on top of' meaning.
자주 묻는 질문
4 질문خیر، در بیشتر موارد به معنای تماس فیزیکی است، اما گاهی اوقات میتواند به معنای «درباره» یا «در مورد» یک موضوع نیز به کار رود، به خصوص در متون رسمیتر.
«روی» و «بر روی» اغلب قابل جایگزینی هستند و هر دو به معنای سطح بالایی به کار میروند. با این حال، «بر روی» ممکن است کمی رسمیتر تلقی شود و در برخی ساختارها واضحتر باشد.
گاهی اوقات، اما «بالای» بیشتر به معنای موقعیت بالاتر و نه لزوماً تماس فیزیکی است. «بر روی» معمولاً نشاندهنده تماس مستقیم یا قرارگیری بر سطح است.
این کاربرد بیشتر در جملاتی دیده میشود که به موضوع یک کتاب، مقاله، سخنرانی یا تحقیق اشاره دارند. مثال: «این سخنرانی بر روی تاثیرات هوش مصنوعی بود.»
셀프 테스트
کتاب را ___ میز گذاشتم.
«بر روی» نشاندهنده قرار گرفتن کتاب بر سطح میز است.
تابلو بر روی دیوار نصب شده است.
«بر روی دیوار» یعنی تابلو به سطح دیوار متصل یا نصب شده است.
کلمات: گربه، نشسته، روی، مبل
«گربه بر روی مبل نشسته است» جمله صحیح است که موقعیت گربه را نشان میدهد.
점수: /3
Summary
Use 'bar rooyeh' to show something is located on top of or upon something else, indicating physical contact or a specific topic.
- Indicates position on the upper surface.
- Shows physical contact or proximity.
- Can also mean 'about' or 'regarding'.
Visualize the Surface
Think of 'bar rooyeh' as placing something directly onto a flat surface. Imagine the object resting on top.
Avoid Overuse in Speech
While correct, sometimes simpler prepositions like 'rooyeh' (روی) are more common in casual spoken Persian.
Respect for Surfaces
In Persian culture, placing items respectfully on surfaces is common. 'Bar rooyeh' helps articulate this precise placement.
예시
4 / 4کتاب مورد علاقهام را بر روی میز گذاشتم.
I put my favorite book on the table.
گزارش نهایی بر روی وبسایت دانشگاه منتشر خواهد شد.
The final report will be published on the university website.
بچهها بر روی چمنها بازی میکردند.
The children were playing on the grass.
تحقیقات جدید بر روی مکانیسمهای مولکولی بیماری تمرکز دارد.
New research focuses on the molecular mechanisms of the disease.
Related Content
관련 어휘
body 관련 단어
شکسته شدن
B1To break (intransitive); to separate into pieces as a result of a blow, shock, or strain.
شنوا
B1Hearing; having the sense of hearing.
بدنی
B1Bodily; relating to the human body.
با قدرت
B1Powerfully; with great strength or force.
با ضعف
B1Weakly; in a weak manner.
تهوع
B1Nausea; a feeling of sickness with an inclination to vomit.
هضم کردن
B1To digest; to break down food in the stomach and intestines.
پاشنه
A2Heel; the back part of the human foot below the ankle.
حرکت دادن
B1To cause something to move.
وزن زیاد کردن
B1To gain body weight.