دسته
A set of people or things grouped together; a category or group.
“Dasteh” is an indispensable Persian noun denoting a collection or group, applicable to everything from physical bundles of objects to gatherings of people, crucial for fundamental communication.
30초 단어
- "Dasteh" means a group, bundle, or collection of items or people.
- It is widely used in both formal and informal Persian communication.
- The word carries a neutral register, suitable for most contexts.
- A common mistake is confusing it with the homonym "dasteh" meaning "handle."
- Culturally, it forms key phrases like "dasteh-ye gol" (bouquet).
Summary
“Dasteh” is an indispensable Persian noun denoting a collection or group, applicable to everything from physical bundles of objects to gatherings of people, crucial for fundamental communication.
- "Dasteh" means a group, bundle, or collection of items or people.
- It is widely used in both formal and informal Persian communication.
- The word carries a neutral register, suitable for most contexts.
- A common mistake is confusing it with the homonym "dasteh" meaning "handle."
- Culturally, it forms key phrases like "dasteh-ye gol" (bouquet).
Learn 'Dasteh' for Everyday Grouping
Mastering 'dasteh' is crucial for daily conversations. It's used for various collections, from 'dasteh-ye kelid' (bunch of keys) to 'dasteh-ye gol' (bouquet). Practice using it for small, tangible groups of items.
Avoid Confusion with 'Dasteh' (Handle)
Be aware that 'dasteh' is also a homonym meaning 'handle' (e.g., 'dasteh-ye dar' for door handle). The context will usually make the meaning clear, but listen carefully to distinguish between a 'group' and a 'handle'.
'Dasteh-ye Gol' is a Key Phrase
The phrase 'dasteh-ye gol' (bouquet of flowers) is culturally significant, often given as a gift. It can also be used ironically to mean 'a mess' or 'a perfect disaster,' so pay attention to tone and context.
Use 'Dasteh-bandi' for Classification
For more advanced usage, learn 'dasteh-bandi' (classification/categorization). This verb is widely used in academic and business contexts to describe the act of grouping or sorting information, products, or ideas. Example: 'dasteh-bandi kardan' (to classify).
예시
6 / 8لطفاً یک دسته گل رز برای من بیاورید.
Please bring me a bouquet of roses.
دسته کلیدم را روی میز جا گذاشتهام.
I left my bunch of keys on the table.
یافتههای پژوهش در دستههای مختلفی طبقهبندی شدند.
The research findings were classified into various categories.
یک دسته از بچهها داشتند در کوچه بازی میکردند.
A group of kids were playing in the alley.
دانشجویان به دستههای کوچکتر برای کار گروهی تقسیم شدند.
The students were divided into smaller groups for teamwork.
محصولات جدید در دستههای مختلفی عرضه خواهند شد.
New products will be offered in different categories.
어휘 가족
암기 팁
Imagine a 'dusty' old 'dasteh' (pronounced like 'dust-eh') of keys tied together, or a 'dusty' 'dasteh' of friends gathered for a reunion. The sound 'dust-eh' can help you remember the meaning of a 'group' or 'bundle' by visualizing a collection that might get dusty if left untouched.
**معرفی و کلیات (Overview)**
«دسته» یکی از کلمات بنیادین و پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای «گروه»، «مجموعه» یا «بسته» به کار میرود. این واژه به تجمیع و گردآوری چند عنصر مشابه یا مرتبط در کنار هم اشاره دارد و میتواند شامل افراد، اشیاء، حیوانات، یا حتی مفاهیم باشد. بار عاطفی «دسته» به خودی خود خنثی است و معمولاً احساس خاصی را منتقل نمیکند، مگر اینکه در ترکیب با کلمات دیگر (مانند «دسته گل» با بار مثبت یا «دسته اوباش» با بار منفی) قرار گیرد. این کلمه اغلب به مجموعهای کوچکتر و مشخصتر اشاره دارد تا یک گروه بسیار بزرگ و گسترده. مثلاً «دسته کلید» به مجموعهای از کلیدها اشاره دارد، نه هر گروهی از اشیاء. همچنین، «دسته» میتواند به معنای «دستگیره» نیز باشد، اما این دو معنا با توجه به بافت جمله به راحتی قابل تفکیک هستند.
**الگوهای کاربرد (Usage Patterns)**
«دسته» کلمهای است که در هر دو بافت رسمی و غیررسمی، نوشتاری و گفتاری، بدون هیچ محدودیتی کاربرد فراوان دارد. این گستردگی کاربرد آن را به یکی از واژههای اساسی برای هر فارسیآموزی تبدیل کرده است.
- در بافت رسمی و نوشتاری: در متون علمی، مقالات، گزارشهای اداری و اسناد رسمی، «دسته» برای طبقهبندی، گروهبندی و اشاره به بخشهای مختلف یک کل استفاده میشود. مثال: «اطلاعات به دستههای مختلف تقسیم شدند.» یا «این یافتهها در دسته پژوهشهای جدید قرار میگیرند.»
- در بافت غیررسمی و گفتاری: در مکالمات روزمره و محاورات، «دسته» به وفور برای اشاره به گروههای کوچک افراد یا اشیاء مورد استفاده قرار میگیرد. مثال: «یک دسته از بچهها داشتند بازی میکردند.» یا «دسته کلیدت کجاست؟»
- کاربرد منطقهای: کاربرد و معنای این کلمه در مناطق مختلف ایران تفاوت چشمگیری ندارد و در سراسر کشور به یک شکل و با یک مفهوم اصلی مورد استفاده قرار میگیرد. تنها تفاوتهای جزئی ممکن است در لهجه و تلفظ وجود داشته باشد که بر معنای اصلی تأثیری نمیگذارد.
**زمینههای رایج کاربرد (Common Contexts)**
«دسته» در زمینههای مختلف زندگی روزمره، کاری و اجتماعی کاربرد دارد:
- کار و تجارت: در محیطهای کاری، برای اشاره به تیمها، گروههای کاری کوچک، یا دستهبندی محصولات و خدمات استفاده میشود. مثال: «دسته بندی محصولات بر اساس نیاز مشتری انجام شد.»
- سفر: در سفر، میتواند به گروههای توریستی یا حتی دستههای چمدان و وسایل اشاره کند. مثال: «ما با یک دسته توریست آلمانی در هتل اقامت داشتیم.»
- رسانه و اخبار: در گزارشهای خبری، برای اشاره به گروههای مردم، تظاهرکنندگان، یا بخشهای نظامی به کار میرود. مثال: «دسته ای از معترضان در مقابل ساختمان دولتی تجمع کردند.»
- ادبیات: در ادبیات، برای توصیف گروههای طبیعی مانند «دسته کبوتران» یا «دسته گلهای وحشی» و همچنین برای اشاره به گروههای انسانی با بار عاطفی یا نمادین استفاده میشود. مثال: «دسته ای از رهگذران در سکوت از کنارش گذشتند.»
- شبکههای اجتماعی: اگرچه کمتر به صورت مستقیم به عنوان یک اصطلاح خاص استفاده میشود، اما در دستهبندی محتوا (هشتگها) یا اشاره به گروههای کوچک دوستان یا دنبالکنندگان به کار میرود. مثال: «این ویدئو در دسته ویدئوهای آموزشی قرار میگیرد.»
**مقایسه با کلمات مشابه (Comparison with Similar Words)**
برای درک بهتر «دسته»، مقایسه آن با کلمات مشابه ضروری است:
- گروه (Goruh): «گروه» کلمهای عمومیتر است و میتواند به مجموعهای بزرگتر، سازمانیافتهتر و با هدف مشخصتر اشاره کند. «دسته» اغلب کوچکتر، مشخصتر، یا برای مجموعهای از اشیاء فیزیکی به کار میرود. مثال: «گروه موسیقی» (سازمانیافته) در مقابل «دسته نوازندگان» (بخشی از گروه یا مجموعهای کوچکتر).
- جمعیت (Jam'iyat): «جمعیت» به تعداد بسیار زیادی از افراد اشاره دارد و معمولاً برای انسانها به کار میرود. «دسته» میتواند برای افراد یا اشیاء باشد و تعداد آن لزوماً زیاد نیست. مثال: «جمعیت شهر» در مقابل «دسته ای از مردم» (که تعدادشان کمتر از جمعیت یک شهر است).
- بسته (Basteh): «بسته» بیشتر به معنای «پک» یا «بندیل» است و برای اشیائی به کار میرود که به هم بسته شدهاند یا درون چیزی قرار گرفتهاند. «دسته» میتواند به معنای «بسته» باشد اما در موارد خاص (مثل «دسته اسکناس» یا «دسته کلید»). «بسته پستی» در مقابل «دسته گل» (که بسته نیست).
- رده (Radeh): «رده» بیشتر به معنای «طبقهبندی» یا «کتگوری» است و جنبه رسمیتر و ساختاریافتهتری دارد. «دسته» میتواند در معنای «رده» نیز به کار رود، اما «رده» بیشتر برای سیستمهای طبقهبندی رسمی استفاده میشود.
**ثبت و لحن (Register & Tone)**
«دسته» کلمهای با لحن خنثی است و در اکثر موقعیتها مناسب و قابل استفاده است. نه بسیار رسمی است که در مکالمات روزمره عجیب به نظر برسد، و نه آنقدر غیررسمی است که در متون رسمی نامناسب باشد.
- مناسب: در مکالمات روزمره برای اشاره به گروههای کوچک افراد یا اشیاء («دسته کلید»، «دسته ای از بچهها»)، در متون خبری، ادبیات و حتی اسناد رسمی برای دستهبندی و طبقهبندی («دسته بندی اطلاعات»).
- چه زمانی باید اجتناب کرد: در مواردی که نیاز به تأکید بر سازمانیافتگی، تخصص یا هدفمندی یک گروه باشد، ممکن است کلمات دقیقتری مانند «تیم»، «هیئت»، «کمیته» یا «سازمان» مناسبتر باشند. استفاده از «دسته» در این موارد ممکن است بار معنایی «غیررسمی» یا «کمتر سازمانیافته» را منتقل کند که مد نظر نیست.
**همنشینیها در بافت (Collocations in Context)**
«دسته» با کلمات بسیاری همنشین میشود و ترکیبهای رایجی را میسازد:
- دسته گل: (Dasteh-ye Gol) - مجموعهای از گلها که معمولاً برای هدیه دادن یا تزئین استفاده میشود. این ترکیب بار معنایی مثبت و زیبایی دارد. مثال: «او یک دسته گل زیبا به مادرش هدیه داد.»
- دسته کلید: (Dasteh-ye Kelid) - مجموعهای از کلیدها که معمولاً با یک حلقه به هم متصل شدهاند. یک ترکیب بسیار رایج و کاربردی در زندگی روزمره. مثال: «دسته کلیدم را گم کردهام.»
- دسته اسکناس: (Dasteh-ye Eskenas) - چند اسکناس که روی هم قرار گرفته و معمولاً با کش یا گیره بسته شدهاند. مثال: «یک دسته اسکناس نو از بانک گرفتم.»
- دسته پرندگان/حیوانات: (Dasteh-ye Parandegan/Heyvanat) - گروهی از پرندگان یا حیوانات که با هم حرکت میکنند. مثال: «دسته ای از کبوتران در آسمان پرواز میکردند.»
- دسته عزاداری: (Dasteh-ye Azadari) - گروهی از مردم که برای عزاداری، به ویژه در مراسم مذهبی، جمع شده و حرکت میکنند. این ترکیب بار فرهنگی و مذهبی قوی دارد. مثال: «دسته عزاداری محرم از کوچه ما گذشت.»
- دسته جمعی: (Dasteh-jam'i) - به معنای «گروهی» یا «با هم». این یک صفت مرکب است که نشان دهنده انجام کاری به صورت گروهی است. مثال: «برای سفر دسته جمعی برنامهریزی کردیم.»
- دسته بندی کردن: (Dasteh-bandi kardan) - به معنای «طبقهبندی کردن» یا «گروهبندی کردن». یک فعل مرکب است که در زمینههای علمی، اداری و سازمانی کاربرد فراوان دارد. مثال: «باید اطلاعات را دسته بندی کنیم.»
- در دستههای مختلف: (Dar dasteh-hā-ye mokhtalef) - یک ترکیب حرف اضافهای که به معنای «در گروههای گوناگون» یا «در طبقهبندیهای متفاوت» است. مثال: «کتابها را در دستههای مختلف چیدیم.»
사용 참고사항
The word 'dasteh' is highly versatile and generally neutral in register, making it suitable for most contexts from casual conversations to formal writing. It's widely understood across all regions of Persian-speaking countries with consistent meaning. In spoken Persian, it's very common for small groups of people or bundles of objects. On social media, while less frequently used as a standalone hashtag, it appears in terms like 'dasteh-bandi' (categorization) for content organization. Avoid using 'dasteh' when referring to highly formal, specialized, or large, organized entities where words like 'team,' 'committee,' or 'organization' would be more precise.
자주 하는 실수
A common error is confusing 'dasteh' (group/bundle) with its homonym 'dasteh' (handle), which requires context to differentiate. Learners might also incorrectly use 'dasteh' for very large, organized groups where 'goruh' or 'jam'iyat' would be more appropriate, leading to a register mismatch. Literal translation errors can occur when trying to use 'dasteh' for any 'group' without considering its specific nuance for smaller, often physical, collections. For instance, 'dasteh-ye mardum' is fine for 'a group of people,' but 'dasteh-ye keshoor' for 'country's group' is incorrect; 'goruh-e keshvar' would be better. Also, be careful with prepositions; 'yek dasteh az' (a group of) is common, but other prepositions might not fit.
암기 팁
Imagine a 'dusty' old 'dasteh' (pronounced like 'dust-eh') of keys tied together, or a 'dusty' 'dasteh' of friends gathered for a reunion. The sound 'dust-eh' can help you remember the meaning of a 'group' or 'bundle' by visualizing a collection that might get dusty if left untouched.
어원
The Persian word 'dasteh' originates from Middle Persian dastag, meaning 'handful, bundle, group.' It is closely related to the Old Persian word dasta and the modern Persian word 'dast' (دست), meaning 'hand.' This connection highlights its original sense of something that can be held in the hand or a quantity that fits in a hand. Over time, its meaning evolved to encompass broader concepts of 'group' or 'category,' while retaining its core sense of a collected unit.
문화적 맥락
The word 'dasteh' is deeply embedded in Persian culture, particularly through phrases like 'dasteh-ye gol' (bouquet), which is a common gift for celebrations or condolences, reflecting social etiquette. 'Dasteh-ye azadari' (mourning procession) carries significant religious and communal weight, especially during Muharram, showcasing collective grief and solidarity. While less prominent in modern social media as a direct hashtag, its derivatives like 'dasteh-bandi' (categorization) are used for organizing digital content. Generational differences in its usage are minimal, as it remains a fundamental and versatile noun across all age groups, reflecting a cultural value of grouping and collective identity, whether for people or objects.
예시
لطفاً یک دسته گل رز برای من بیاورید.
everydayPlease bring me a bouquet of roses.
دسته کلیدم را روی میز جا گذاشتهام.
everydayI left my bunch of keys on the table.
یافتههای پژوهش در دستههای مختلفی طبقهبندی شدند.
formalThe research findings were classified into various categories.
یک دسته از بچهها داشتند در کوچه بازی میکردند.
informalA group of kids were playing in the alley.
دانشجویان به دستههای کوچکتر برای کار گروهی تقسیم شدند.
academicThe students were divided into smaller groups for teamwork.
محصولات جدید در دستههای مختلفی عرضه خواهند شد.
businessNew products will be offered in different categories.
دسته ای از کبوتران سفید بر فراز گنبد حرم به پرواز درآمدند.
literaryA flock of white pigeons took flight over the shrine's dome.
دسته اسکناسها را با دقت شمرد و در جیبش گذاشت.
everydayHe carefully counted the wad of banknotes and put them in his pocket.
어휘 가족
문법 패턴
Learn 'Dasteh' for Everyday Grouping
Mastering 'dasteh' is crucial for daily conversations. It's used for various collections, from 'dasteh-ye kelid' (bunch of keys) to 'dasteh-ye gol' (bouquet). Practice using it for small, tangible groups of items.
Avoid Confusion with 'Dasteh' (Handle)
Be aware that 'dasteh' is also a homonym meaning 'handle' (e.g., 'dasteh-ye dar' for door handle). The context will usually make the meaning clear, but listen carefully to distinguish between a 'group' and a 'handle'.
'Dasteh-ye Gol' is a Key Phrase
The phrase 'dasteh-ye gol' (bouquet of flowers) is culturally significant, often given as a gift. It can also be used ironically to mean 'a mess' or 'a perfect disaster,' so pay attention to tone and context.
Use 'Dasteh-bandi' for Classification
For more advanced usage, learn 'dasteh-bandi' (classification/categorization). This verb is widely used in academic and business contexts to describe the act of grouping or sorting information, products, or ideas. Example: 'dasteh-bandi kardan' (to classify).
셀프 테스트
جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید:
من یک _______ کلید بزرگ دارم.
«دسته» برای مجموعهای از کلیدها به کار میرود. «گروه» و «جمعیت» برای کلید مناسب نیستند و «بسته» معمولاً برای چیزی است که پیچیده شده باشد.
کدام گزینه بهترین معنی «دسته» را در جمله «یک دسته از مردم در خیابان تجمع کرده بودند» نشان میدهد؟
یک دسته از مردم در خیابان تجمع کرده بودند.
در این جمله، «دسته» به گروهی از مردم اشاره دارد که تعدادشان لزوماً بسیار زیاد نیست و به صورت مشخصی گرد هم آمدهاند. این معنی با «یک گروه کوچک و مشخص از افراد» مطابقت دارد.
با استفاده از کلمات داده شده، یک جمله معنیدار بسازید:
کلمات: «گل»، «او»، «به»، «مادرش»، «یک»، «دسته»، «زیبا»، «داد»
این جمله یک ترکیب رایج و معنیدار را با کلمه «دسته گل» ایجاد میکند که به معنای اهدا کردن یک دسته گل زیبا است. ترتیب کلمات برای ساختار صحیح جمله ضروری است.
جمله زیر را تصحیح کنید:
این گروه کتابها باید دسته بندی شوند.
استفاده از «دسته» برای اشاره به مجموعهای از کتابها مناسبتر است. همچنین، فعل «دسته بندی شدن» به معنای طبقهبندی شدن، صحیح است و «گروه شدن» برای کتابها کاربرد ندارد.
점수: /4
시각 학습 자료
Word Family
Nouns
- دستهبندی
- دست
Verbs
- دستهبندی کردن
Adjectives
- دسته جمعی
Usage Contexts
Academic
- دستههای پژوهشی
- دستهبندی اطلاعات
Daily Life
- دسته کلید
- دسته گل
- یک دسته از بچهها
Business
- دستهبندی محصولات
- دستههای کاری
자주 묻는 질문
10 질문«دسته» معمولاً به مجموعهای کوچکتر یا مشخصتر از افراد یا اشیاء اشاره دارد، در حالی که «گروه» میتواند وسیعتر و سازمانیافتهتر باشد. مثلاً «دسته گل» در مقابل «گروه موسیقی». «دسته» بیشتر برای اشیاء فیزیکی یا گروههای موقت و غیررسمی به کار میرود، اما «گروه» برای سازمانها، تیمها و اجتماعات بزرگتر نیز استفاده میشود.
به طور کلی، «دسته» کلمهای خنثی است و بار معنایی خاصی ندارد. اما در ترکیب با کلمات دیگر میتواند معنای مثبت (مثل «دسته گل») یا منفی (مثل «دسته اوباش») پیدا کند. این بار معنایی بیشتر به کلمه همراه آن بستگی دارد تا خود «دسته».
«دسته» در موقعیتهای بسیار متنوعی کاربرد دارد. از اشاره به اشیاء روزمره مانند «دسته کلید» یا «دسته اسکناس» گرفته تا گروههای انسانی مانند «دسته دانشجویان» یا «دسته عزاداری». همچنین برای دستهبندی و طبقهبندی در متون علمی و رسمی نیز استفاده میشود.
بله، «دسته» برای اشاره به گروههای حیوانات نیز بسیار رایج است. مثالهای متداول شامل «دسته پرندگان»، «دسته گوسفندان» یا «دسته گرگها» است. این کاربرد به ویژه برای حیواناتی که به صورت گروهی زندگی میکنند، متداول است.
تلفظ صحیح «دسته» به صورت /dæste/ است. حرف «د» با صدای «د» معمول، حرف «ا» با صدای «ـَـ» (فتحه)، حرف «س» با صدای «س» و حرف «ت» با صدای «ت» و «ه» پایانی نیز با صدای «ـِـ» (کسره) خفیف تلفظ میشود. توجه به فتحه روی «د» و کسره خفیف در انتهای کلمه مهم است.
«دسته جمعی» به معنای «گروهی» یا «با هم» است. این اصطلاح برای توصیف فعالیتی استفاده میشود که توسط چند نفر یا یک گروه انجام میشود. مثلاً «سفر دسته جمعی» یعنی سفری که گروهی از افراد با هم انجام میدهند.
بله، کلمه «دسته» در فارسی یک همآوا نیز دارد که به معنای «دستگیره» یا «قسمتی که با دست گرفته میشود» است. مثلاً «دسته در» یا «دسته چاقو». این دو کلمه از نظر املایی یکسان هستند اما از نظر معنایی و کاربرد متفاوتند و باید از روی بافت جمله تشخیص داده شوند.
«بسته» معمولاً به چیزی اشاره دارد که پیچیده یا محصور شده است، مانند «بسته پستی» یا «بسته شکلات». در حالی که «دسته» بیشتر به مجموعهای از اشیاء یا افراد بدون لزوماً پیچیده شدن یا محصور شدن اشاره دارد، مانند «دسته گل» یا «دسته کلید». البته در مواردی مثل «دسته اسکناس» همپوشانی وجود دارد، اما «بسته» بیشتر برای اشیائی است که به هم چسبیده یا بستهبندی شدهاند.
در ادبیات، «دسته» برای توصیف گروههای طبیعی مانند «دسته پرندگان مهاجر» یا «دسته کبوتران» به کار میرود. همچنین میتواند برای ایجاد تصویرسازی از گروههای انسانی با حس و حال خاصی استفاده شود، مثلاً «دسته عاشقان» یا «دسته رهگذران غمگین». این کلمه به شاعران و نویسندگان امکان میدهد تا گروهها را با ظرافت و دقت بیشتری توصیف کنند.
در شبکههای اجتماعی، «دسته» به طور مستقیم کمتر از کلمات دیگر مانند «گروه» یا «کانال» استفاده میشود. اما ممکن است در هشتگها برای دستهبندی محتوا به کار رود، مثلاً #دسته_بندی_محصولات. همچنین در اشاره به گروههای دوستان یا فالوورها، هرچند بیشتر اصطلاحات انگلیسی یا کلمات محاورهای دیگر رایجتر هستند.
general 관련 단어
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).