B2 noun Formal|neutral 1분 분량

یکپارچگی

yekparchegi /jikpɒːrčegi/

The state of being whole and undivided; integration.

Integrity signifies the state of being complete, undivided, and cohesive.

30초 단어

  • State of being whole and undivided.
  • Emphasizes cohesion and completeness of parts.
  • Applicable in technical, organizational, and ethical contexts.

Summary

Integrity signifies the state of being complete, undivided, and cohesive.

  • State of being whole and undivided.
  • Emphasizes cohesion and completeness of parts.
  • Applicable in technical, organizational, and ethical contexts.

Think of 'One Whole'

When you see 'یکپارچگی', think of something that is a single, complete unit without missing parts.

Avoid Confusion with 'Harmony'

While harmony is related, 'یکپارچگی' emphasizes wholeness and lack of division more than just smooth interaction.

Importance in Society

In Persian culture, societal integrity and national unity are highly valued concepts, often discussed using this term.

예시

4 / 4
1

تلاش زیادی برای حفظ یکپارچگی فرهنگی کشور انجام شده است.

Much effort has been made to preserve the cultural integrity of the country.

2

یکپارچگی این نرم‌افزار با سیستم‌های دیگر هنوز کامل نیست.

The integration of this software with other systems is not yet complete.

3

او در دفاع از اصول خود، یکپارچگی بالایی از خود نشان داد.

He showed great integrity in defending his principles.

4

برای موفقیت پروژه، نیاز به یکپارچگی بین تیم‌های مختلف داریم.

For the project's success, we need integration among different teams.

어휘 가족

명사
یکپارچگی
동사
یکپارچه کردن (to integrate)
형용사
یکپارچه

암기 팁

Imagine a perfectly built Lego castle: it's a 'یکپارچگی' because all the bricks fit together to form one strong, complete structure.

Overview

یکپارچگی (Integrity) واژه‌ای است که در زبان فارسی برای بیان مفهوم تمامیت، انسجام و عدم تجزیه به کار می‌رود. این مفهوم می‌تواند در زمینه‌های مختلفی از جمله مسائل فنی، سازمانی، اخلاقی و حتی اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. یکپارچگی به معنای آن است که یک سیستم، سازمان، یا حتی یک فرد، از اجزای تشکیل‌دهنده‌ای تشکیل شده است که به طور هماهنگ و منسجم عمل می‌کنند و در برابر اختلال یا تجزیه مقاوم هستند. این واژه بر پیوستگی و وحدت تأکید دارد.

در زبان فارسی، «یکپارچگی» معمولاً به همراه کلماتی مانند «حفظ»، «تقویت»، «ایجاد»، «از دست دادن»، «بررسی» و «تأمین» به کار می‌رود. این واژه اغلب در جملاتی دیده می‌شود که به سازماندهی، انسجام سیستمی، یا پایبندی به اصول اشاره دارند. به عنوان مثال، «حفظ یکپارچگی سازمانی» یا «تأمین یکپارچگی داده‌ها» از عبارات رایج هستند.

یکپارچگی در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد:

۱. فنی و مهندسی: در این حوزه، به معنای انسجام و عملکرد صحیح یک سیستم یا قطعه است. برای مثال، یکپارچگی نرم‌افزار یا یکپارچگی سازه.

۲. سازمانی و مدیریتی: به معنای انسجام در ساختار، فرآیندها و فرهنگ یک سازمان است. یکپارچگی سازمانی به هماهنگی بین بخش‌های مختلف و همسویی اهداف اشاره دارد.

۳. اخلاقی: به معنای صداقت، درستی و پایبندی به اصول اخلاقی است. فردی که دارای یکپارچگی اخلاقی است، در گفتار و کردار خود صادق و ثابت‌قدم است.

۴. اجتماعی: به معنای انسجام و همبستگی در یک جامعه یا گروه است. یک جامعه یکپارچه، دارای پیوندهای قوی بین اعضای خود است.

۵. داده‌ها و اطلاعات: در حوزه فناوری اطلاعات، به معنای کامل بودن، دقیق بودن و عدم تغییر ناخواسته داده‌ها است.

«یکپارچگی» با واژگانی مانند «انسجام»، «تمامیت»، «وحدت» و «هماهنگی» هم‌پوشانی معنایی دارد، اما تفاوت‌های ظریفی نیز بین آن‌ها وجود دارد:

  • انسجام (Cohesion): بیشتر به پیوستگی و چسبندگی بین اجزا اشاره دارد، مانند انسجام یک متن یا یک گروه. یکپارچگی مفهوم گسترده‌تری است که شامل تمامیت و عدم تجزیه نیز می‌شود.
  • تمامیت (Wholeness/Completeness): بر کامل بودن و نبود نقص تأکید دارد. یکپارچگی اغلب به تمامیت یک سیستم یا ساختار اشاره می‌کند.
  • وحدت (Unity): به معنای یکی بودن و یگانگی است. وحدت بیشتر بر جنبه انتزاعی یا مفهومی تأکید دارد، در حالی که یکپارچگی می‌تواند به جنبه‌های ملموس‌تر نیز اشاره کند.
  • هماهنگی (Coordination/Harmony): به معنای تنظیم و تنظیم کردن بخش‌های مختلف برای دستیابی به یک هدف مشترک است. هماهنگی یکی از عوامل مهم در ایجاد و حفظ یکپارچگی است، اما خود به تنهایی به معنای یکپارچگی کامل نیست.

사용 참고사항

The word 'یکپارچگی' is generally used in formal and semi-formal contexts. It conveys a sense of completeness, coherence, and robustness. Avoid using it in very casual conversation unless discussing specific concepts like data integrity or organizational structure.

자주 하는 실수

A common mistake is to confuse 'یکپارچگی' solely with 'هماهنگی' (harmony). While harmony contributes to integrity, integrity itself means being whole and undivided. Another error is using it interchangeably with 'انسجام' (cohesion) without considering the nuance of wholeness.

암기 팁

Imagine a perfectly built Lego castle: it's a 'یکپارچگی' because all the bricks fit together to form one strong, complete structure.

어원

The word 'یکپارچگی' is derived from Persian roots. 'یک' means 'one', and 'پارچه' can mean 'piece' or 'cloth'. Thus, 'یکپارچه' literally means 'one piece', and 'یکپارچگی' refers to the state of being one piece or whole.

문화적 맥락

In many cultures, including Persian culture, the concept of integrity, both personal and societal, is highly valued. Maintaining the integrity of traditions, national identity, or family structures are important themes often discussed using this term.

예시

1

تلاش زیادی برای حفظ یکپارچگی فرهنگی کشور انجام شده است.

formal

Much effort has been made to preserve the cultural integrity of the country.

2

یکپارچگی این نرم‌افزار با سیستم‌های دیگر هنوز کامل نیست.

technical

The integration of this software with other systems is not yet complete.

3

او در دفاع از اصول خود، یکپارچگی بالایی از خود نشان داد.

ethical

He showed great integrity in defending his principles.

4

برای موفقیت پروژه، نیاز به یکپارچگی بین تیم‌های مختلف داریم.

organizational

For the project's success, we need integration among different teams.

어휘 가족

명사
یکپارچگی
동사
یکپارچه کردن (to integrate)
형용사
یکپارچه

자주 쓰는 조합

یکپارچگی سازمانی Organizational integrity
یکپارچگی داده‌ها Data integrity
حفظ یکپارچگی Maintain integrity
یکپارچگی سیستم System integrity

자주 쓰는 구문

حفظ یکپارچگی

Maintain integrity

یکپارچگی اطلاعات

Information integrity

یکپارچگی سیستم‌ها

System integration

자주 혼동되는 단어

یکپارچگی vs انسجام

'انسجام' (Cohesion) focuses more on the connection and sticking together of parts, like sentences in a paragraph. 'یکپارچگی' (Integrity) implies a more fundamental wholeness and resistance to breaking apart.

یکپارچگی vs هماهنگی

'هماهنگی' (Coordination/Harmony) is about parts working together smoothly, often towards a common goal. 'یکپارچگی' is about the state of being a complete, undivided whole, which often requires coordination but is not the same thing.

문법 패턴

یکپارچگی + (صفت) حفظ/تأمین/ایجاد/تقویت + یکپارچگی یکپارچگی + در + (زمینه)

Think of 'One Whole'

When you see 'یکپارچگی', think of something that is a single, complete unit without missing parts.

Avoid Confusion with 'Harmony'

While harmony is related, 'یکپارچگی' emphasizes wholeness and lack of division more than just smooth interaction.

Importance in Society

In Persian culture, societal integrity and national unity are highly valued concepts, often discussed using this term.

셀프 테스트

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

حفظ ______ سازمانی برای موفقیت بلندمدت ضروری است.

정답! 아쉬워요. 정답: یکپارچگی

در این جمله، منظور حفظ تمامیت و انسجام کل سازمان است که بهترین معادل آن «یکپارچگی» است.

multiple choice

کدام گزینه بهترین تعریف برای «یکپارچگی» در زمینه فنی است؟

یکپارچگی در زمینه فنی به چه معناست؟

정답! 아쉬워요. 정답: عملکرد صحیح و منسجم اجزای یک سیستم

یکپارچگی فنی به معنای آن است که اجزای مختلف یک سیستم (مانند نرم‌افزار یا سخت‌افزار) به درستی با هم کار می‌کنند و یک کل واحد را تشکیل می‌دهند.

sentence building

با استفاده از کلمات داده شده، جمله‌ای بسازید که مفهوم «یکپارچگی» را نشان دهد:

کلمات: داده‌ها، سیستم، اطمینان، یکپارچگی، از

정답! 아쉬워요. 정답: از یکپارچگی داده‌ها در سیستم اطمینان حاصل کنید.

این جمله به درستی مفهوم حفظ کامل بودن و عدم تغییر ناخواسته داده‌ها در یک سیستم را بیان می‌کند.

점수: /3

자주 묻는 질문

4 질문

واژه «یکپارچگی» در زمینه‌های متنوعی کاربرد دارد، از جمله در مباحث فنی و مهندسی (مانند یکپارچگی نرم‌افزار)، سازمانی (مانند یکپارچگی سازمانی)، اخلاقی (مانند یکپارچگی اخلاقی)، اجتماعی (مانند یکپارچگی جامعه) و همچنین در حوزه داده‌ها و اطلاعات (مانند یکپارچگی داده‌ها).

«یکپارچگی» به مفهوم تمامیت، کامل بودن و عدم تجزیه اشاره دارد. در حالی که «انسجام» بیشتر بر پیوستگی و چسبندگی بین اجزا تمرکز دارد. یکپارچگی مفهومی گسترده‌تر است که می‌تواند شامل انسجام نیز بشود.

بله، در معنای اخلاقی، «یکپارچگی» به صداقت، درستی و پایبندی فرد به اصول اشاره دارد. فردی با یکپارچگی بالا، فردی قابل اعتماد و ثابت‌قدم در ارزش‌های خود است.

تقویت یکپارچگی سازمانی از طریق ایجاد ارتباطات شفاف، تعریف دقیق مسئولیت‌ها، همسوسازی اهداف بخش‌های مختلف، تقویت فرهنگ سازمانی مشترک و استفاده از سیستم‌های مدیریتی منسجم امکان‌پذیر است.

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!