بی تجربه
Examples by Level
علیرغم اشتیاق فراوانش، به دلیل بیتجربگی در این زمینه، نتوانست پروژه را به خوبی مدیریت کند.
Despite his great enthusiasm, due to inexperience in this field, he could not manage the project well.
علیرغم (despite) + noun; به دلیل (due to) + noun
رهبری او با وجود بیتجربگی سیاسیاش، با هوشمندی و توانایی زیادی همراه بود.
His leadership, despite his political inexperience, was accompanied by great intelligence and ability.
با وجود (despite) + noun; همراه بودن با (to be accompanied by)
آنها به دنبال کاندیدایی با تجربه هستند و نه فردی که بیتجربه باشد.
They are looking for an experienced candidate and not someone who is inexperienced.
به دنبال (looking for) + noun; و نه (and not)
او با وجود بیتجربگیاش، به سرعت مهارتهای لازم را آموخت و خود را اثبات کرد.
Despite his inexperience, he quickly learned the necessary skills and proved himself.
به سرعت (quickly); خود را اثبات کردن (to prove oneself)
تصمیمات بیتجربگیاش منجر به بروز مشکلاتی در اوایل کار شد.
His inexperienced decisions led to problems early in the work.
منجر شدن به (to lead to); بروز (occurrence)
نباید بیتجربگی یک فرد را بهانهای برای عدم پیشرفت او دانست.
One should not consider a person's inexperience an excuse for their lack of progress.
نباید (should not); بهانه (excuse); عدم (lack of)
تیم جدید، با وجود بیتجربگی نسبیشان، عملکرد قابل قبولی از خود نشان دادند.
The new team, despite their relative inexperience, showed an acceptable performance.
با وجود (despite) + noun; نسبی (relative); عملکرد (performance)
اغلب افراد در ابتدای مسیر شغلی خود بیتجربه هستند، اما با پشتکار میتوانند پیشرفت کنند.
Most people are inexperienced at the beginning of their career path, but with perseverance, they can progress.
اغلب (most); در ابتدای (at the beginning of); پشتکار (perseverance)
Test Yourself 30 questions
Choose the best translation for 'بی تجربه':
'بی تجربه' means lacking skill or knowledge gained from practice, which is 'inexperienced'.
Which word is an antonym for 'بی تجربه'?
An antonym is a word with the opposite meaning. 'ماهر' means skilled, which is the opposite of 'بی تجربه'.
Which sentence uses 'بی تجربه' correctly?
'بی تجربه' describes a person who lacks experience in an activity, like driving.
A person who is 'بی تجربه' knows a lot about a particular job.
'بی تجربه' means lacking skill or knowledge, so they would not know a lot about a job.
If you are 'بی تجربه' in cooking, you might make mistakes.
Lacking experience often leads to making mistakes, especially in practical skills like cooking.
A 'بی تجربه' person needs more practice to become good at something.
'بی تجربه' implies a need for more practice to gain skill and knowledge.
He is an inexperienced driver.
Are you inexperienced in this work?
They were inexperienced for the mountain trip.
Read this aloud:
من در آشپزی بی تجربه هستم.
Focus: بی تجربه
You said:
Speech recognition is not supported in your browser. Try Chrome or Edge.
Read this aloud:
او یک معلم بی تجربه است.
Focus: بی تجربه
You said:
Speech recognition is not supported in your browser. Try Chrome or Edge.
Read this aloud:
آنها بازیکنان بی تجربهای هستند.
Focus: بی تجربه
You said:
Speech recognition is not supported in your browser. Try Chrome or Edge.
مدیر جدید، با وجود اینکه بسیار با استعداد بود، اما به دلیل ___ بودن، در ابتدای کار با چالشهای زیادی روبرو شد.
The sentence implies that despite being talented, the new manager faced challenges due to a lack of experience. 'بی تجربه' (inexperienced) fits this context perfectly.
این راننده کاملا ___ است و هنوز به تنهایی در جادههای شلوغ رانندگی نکرده است.
The sentence states that the driver hasn't driven alone on busy roads, indicating a lack of experience. 'بی تجربه' (inexperienced) is the appropriate choice.
هرچند او در این زمینه کاملاً ___ بود، اما با تلاش و پشتکار توانست به سرعت مهارتهای لازم را کسب کند.
The sentence suggests that the person initially lacked experience but quickly gained skills through effort. 'بی تجربه' (inexperienced) aligns with this meaning.
برای چنین پروژه پیچیدهای، نیاز به فردی با سابقه و متخصص داریم، نه یک فرد کاملاً ___.
The context demands an experienced and expert individual for a complex project, thus excluding someone 'بی تجربه' (inexperienced).
او با وجود اینکه در سیاست کاملاً ___ است، اما شور و شوق زیادی برای خدمت به مردم دارد.
The sentence contrasts a lack of political experience with enthusiasm for public service. 'بی تجربه' (inexperienced) accurately describes the lack of experience.
این تیم ورزشی، با بازیکنان جوان و عمدتاً ___, امیدوار است با تمرینات سخت به موفقیت برسد.
The team consists of young players, implying a general lack of experience, which 'بی تجربه' (inexperienced) conveys.
The sentence talks about trusting experienced people.
The sentence describes what an inexperienced person might do.
The sentence praises someone's performance despite their lack of experience.
Read this aloud:
در یک محیط کاری جدید، طبیعی است که در ابتدا کمی بیتجربه باشید.
Focus: بیتجربه
You said:
Speech recognition is not supported in your browser. Try Chrome or Edge.
Read this aloud:
اگرچه او در این زمینه بیتجربه است، اما پتانسیل زیادی دارد.
Focus: پتانسیل زیادی دارد
You said:
Speech recognition is not supported in your browser. Try Chrome or Edge.
Read this aloud:
یک مربی خوب میتواند به افراد بیتجربه کمک کند تا مهارتهایشان را توسعه دهند.
Focus: توسعه دهند
You said:
Speech recognition is not supported in your browser. Try Chrome or Edge.
Imagine you are describing a new colleague who is very enthusiastic but lacks experience in their role. Write a short paragraph (3-4 sentences) using the word 'بی تجربه' to describe their situation and offer a suggestion for how they can improve.
Well written! Good try! Check the sample answer below.
Sample answer
همکار جدید ما بسیار با انگیزه است اما در این حوزه کاری کمی بی تجربه است. او نیاز به راهنمایی و آموزش بیشتر دارد تا مهارتهای لازم را کسب کند. فکر میکنم اگر فرصتهای بیشتری برای یادگیری به او بدهیم، به سرعت پیشرفت خواهد کرد.
Write a short email (3-4 sentences) to a mentor, explaining that you feel 'بی تجربه' in a new project and asking for their guidance.
Well written! Good try! Check the sample answer below.
Sample answer
سلام استاد، امیدوارم حالتان خوب باشد. در پروژه جدید کمی احساس بی تجربگی میکنم و با چالشهایی روبرو هستم. اگر ممکن است، لطفاً کمی مرا راهنمایی کنید. به کمک شما نیاز دارم تا این مشکلات را حل کنم.
You are writing a short blog post about common mistakes people make when starting a new hobby. Write a sentence or two explaining how being 'بی تجربه' can lead to mistakes, and what the solution might be.
Well written! Good try! Check the sample answer below.
Sample answer
وقتی یک سرگرمی جدید را شروع میکنیم، اغلب به دلیل بی تجربه بودن، مرتکب اشتباهات زیادی میشویم. اما این کاملاً طبیعی است. بهترین راه حل این است که صبور باشیم و از افراد با تجربه کمک بگیریم.
چرا شرکت نمیتواند به متقاضیان جوان اعتماد کند؟
Read this passage:
شرکت ما به دنبال استخدام مهندسانی است که تجربه کافی در زمینه هوش مصنوعی داشته باشند. متأسفانه، بسیاری از متقاضیان جوان و با استعداد هستند اما در این زمینه کاملاً بی تجربه محسوب میشوند. ما نمیتوانیم برای پروژههای بزرگ به افراد بی تجربه اعتماد کنیم، زیرا ممکن است به پروژه آسیب وارد شود. بنابراین، آموزش و کسب تجربه برای این جوانان بسیار حیاتی است.
چرا شرکت نمیتواند به متقاضیان جوان اعتماد کند؟
بر اساس متن، شرکت نمیتواند به متقاضیان جوان اعتماد کند زیرا آنها در زمینه هوش مصنوعی 'کاملاً بی تجربه' هستند و این ممکن است به پروژهها آسیب برساند.
بر اساس متن، شرکت نمیتواند به متقاضیان جوان اعتماد کند زیرا آنها در زمینه هوش مصنوعی 'کاملاً بی تجربه' هستند و این ممکن است به پروژهها آسیب برساند.
چه راه حلهایی برای کمک به افراد بی تجربه در محیط کار ارائه شده است؟
Read this passage:
در محیط کار، اغلب شاهد این هستیم که افراد بی تجربه با چالشهای زیادی روبرو میشوند. این چالشها میتوانند شامل عدم آگاهی از رویههای شرکت، مشکل در برقراری ارتباط با همکاران و یا انجام نادرست وظایف باشند. برای غلبه بر این مشکلات، بسیار مهم است که افراد بی تجربه از راهنمایی مربیان خود استفاده کنند و فعالانه به دنبال یادگیری باشند. شرکتها نیز باید برنامههای آموزشی مؤثری برای این دسته از کارمندان داشته باشند.
چه راه حلهایی برای کمک به افراد بی تجربه در محیط کار ارائه شده است؟
متن به صراحت بیان میکند که افراد بی تجربه باید 'از راهنمایی مربیان خود استفاده کنند و فعالانه به دنبال یادگیری باشند' و شرکتها نیز باید 'برنامههای آموزشی مؤثری' داشته باشند.
متن به صراحت بیان میکند که افراد بی تجربه باید 'از راهنمایی مربیان خود استفاده کنند و فعالانه به دنبال یادگیری باشند' و شرکتها نیز باید 'برنامههای آموزشی مؤثری' داشته باشند.
چه خطراتی برای یک راننده بی تجربه در رانندگی کوهستان وجود دارد؟
Read this passage:
رانندگی در کوهستان نیاز به مهارت و تجربه زیادی دارد. یک راننده بی تجربه ممکن است در پیچهای تند و سربالاییها دچار مشکل شود. حوادث زیادی به دلیل بی تجربگی رانندگان در این مسیرها رخ میدهد. به همین دلیل، همیشه توصیه میشود که رانندگان بی تجربه قبل از رانندگی در چنین مسیرهایی، آموزشهای لازم را ببینند و با یک راننده با تجربه همراه باشند.
چه خطراتی برای یک راننده بی تجربه در رانندگی کوهستان وجود دارد؟
متن بیان میکند که 'یک راننده بی تجربه ممکن است در پیچهای تند و سربالاییها دچار مشکل شود' و 'حوادث زیادی به دلیل بی تجربگی رانندگان در این مسیرها رخ میدهد.'
متن بیان میکند که 'یک راننده بی تجربه ممکن است در پیچهای تند و سربالاییها دچار مشکل شود' و 'حوادث زیادی به دلیل بی تجربگی رانندگان در این مسیرها رخ میدهد.'
/ 30 correct
Perfect score!
Example
یک راننده بیتجربه میتواند خطرآفرین باشد.
Related Content
More family words
عاقد
B1Marriage officiant.
عضو بودن
B1To be a member (of a family).
عقد
B1Marriage contract; formal engagement ceremony.
عقد کردن
B1To get married; to formalize a marriage contract.
عمه
A1Paternal aunt; the sister of one's father.
عمه زاده
B1Paternal cousin (child of paternal aunt).
عمهزاده
B1Paternal aunt's child (cousin).
عمو
A1Paternal uncle; the brother of one's father.
عموزاده
A2A cousin (child of one's paternal uncle).
عنایت
B1Care; attention; favor; consideration.