A2 verb Neutral 1 min read

قورت دادن

/ɢuɾt dɒːˈdæn/

Ghert dâdan is the fundamental Persian verb for the physical act of swallowing.

Word in 30 Seconds

  • Action of swallowing food or drink.
  • Passes from mouth down the throat.
  • Common verb in daily life.

Overview

قورت دادن (ghort dâdan) فعلی در زبان فارسی است که به عمل عبور دادن غذا، مایعات یا حتی هوا از دهان به سمت مری و معده اشاره دارد. این یک عمل ارادی و غیرارادی است که به طور مداوم در زندگی روزمره اتفاق می‌افتد. این فعل معمولاً برای غذاها و نوشیدنی‌ها به کار می‌رود، اما می‌تواند برای قورت دادن اشیاء کوچک یا حتی احساسات نیز به صورت مجازی استفاده شود.

این فعل به طور مستقیم برای اشاره به عمل فیزیکی بلعیدن استفاده می‌شود. در زبان فارسی، معمولاً با مفعول (چیزی که قورت داده می‌شود) به کار می‌رود. برای مثال: «او غذا را به سرعت قورت داد.» همچنین می‌تواند به صورت انعکاسی با ضمیر «خود» نیز بیاید، اگرچه کمتر رایج است. در حالت مجازی، می‌تواند برای بیان نادیده گرفتن یا تحمل کردن چیزی ناخوشایند به کار رود.

این فعل در موقعیت‌های روزمره مانند غذا خوردن در خانه، رستوران، یا هنگام نوشیدن آب و سایر مایعات به وفور شنیده می‌شود. همچنین در بحث‌های پزشکی مربوط به مشکلات بلع یا در توصیف عمل بلعیدن در حیوانات نیز کاربرد دارد. در معنای مجازی، در موقعیت‌هایی که فرد مجبور به پذیرش یا تحمل شرایط ناگوار است، استفاده می‌شود.

کلمه «بلعیدن» (bal'idan) مترادف نزدیک و بسیار رایج برای «قورت دادن» است و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند. هر دو به عمل عبور غذا از گلو اشاره دارند. با این حال، «قورت دادن» ممکن است کمی عامیانه‌تر باشد، در حالی که «بلعیدن» کمی رسمی‌تر به نظر می‌رسد. کلمه «فرو بردن» (foru bordan) نیز می‌تواند در برخی بافت‌ها مشابه باشد، اما بیشتر به معنای فرو کردن چیزی در جایی عمیق‌تر است و کمتر برای عمل بلعیدن غذا به کار می‌رود. «هورت کشیدن» (hort keshidan) مربوط به نوشیدن مایعات با صدا است و با قورت دادن متفاوت است.

Examples

1

او لقمه‌ی نان را به سرعت قورت داد.

everyday

He quickly swallowed the bite of bread.

2

بیمار قادر به قورت دادن غذا نبود.

medical

The patient was unable to swallow food.

3

بغضش را قورت داد تا گریه نکند.

informal

She swallowed her lump in her throat so she wouldn't cry.

4

فرایند قورت دادن شامل حرکات پیچیده عضلانی است.

academic

The swallowing process involves complex muscular movements.

Common Collocations

به سرعت قورت دادن To swallow quickly
به سختی قورت دادن To swallow with difficulty
قورت دادن بغض To swallow a lump in one's throat (suppress emotion)

Common Phrases

یه نفس قورت دادن

To gulp down in one go

قورت دادنِ بغض

Swallowing one's emotions

قورت دادنِ حرف

Holding back words / suppressing speech

Often Confused With

قورت دادن vs بلعیدن

Both 'bal'idan' and 'ghort dâdan' mean 'to swallow'. 'Bal'idan' is often considered slightly more formal or standard, while 'ghort dâdan' is very common in everyday speech.

قورت دادن vs فرو بردن

'Foru bordan' means 'to swallow down' or 'to plunge into', often implying swallowing something larger or more forcefully, or pushing something deeper. It's less common for the simple act of eating.

Grammar Patterns

قورت دادن + مفعول (غذا، آب، قرص) قورت دادن + ضمیر انعکاسی + حرف اضافه (مثلاً: بغضش را قورت داد)

How to Use It

The verb 'ghort dâdan' is highly versatile and used frequently in everyday Persian conversation. While it can be used in most contexts, its slightly more colloquial feel means 'bal'idan' might be preferred in very formal writing or speech.

Common Mistakes

Learners might confuse the direct physical meaning with other actions like 'chewing' (جویدن - javidan) or 'tasting' (چشیدن - chashidan). Ensure the context is about moving food/drink down the throat.

Tips

💡

Practice swallowing sounds.

Listen to how native speakers say 'ghort dâdan'. Try to mimic the sound, especially the 'gh' sound.

⚠️

Avoid overuse in formal writing.

While common, 'bal'idan' might be preferred in very formal or academic texts when referring to the act of swallowing.

🌍

Swallowing emotions.

The metaphorical use of 'ghort dâdan' for suppressing emotions is culturally relevant, showing a desire to maintain composure.

Word Origin

The word 'ghort' likely has onomatopoeic origins, imitating the sound of swallowing. It's a native Persian word.

Cultural Context

In Persian culture, visibly struggling to swallow food can be seen as impolite, suggesting the food is not good or the person is unwell. Metaphorically, 'swallowing' one's pride or emotions is a common theme.

Memory Tip

Imagine someone greedily 'ghorting' (making a sound like 'ghort') down their food because they are so hungry.

Frequently Asked Questions

4 questions

در بیشتر موارد، بله. این دو کلمه مترادف هستند و به عمل عبور غذا یا مایعات از گلو اشاره دارند. با این حال، «بلعیدن» ممکن است در برخی متون کمی رسمی‌تر تلقی شود.

بله، به صورت مجازی می‌توان از آن استفاده کرد. مثلاً «بغضش را قورت داد» به این معنی است که سعی کرد احساس ناراحتی یا گریه خود را پنهان کند.

خیر، عمل بلعیدن هم ارادی است (وقتی تصمیم می‌گیریم غذا را قورت دهیم) و هم غیرارادی (بخشی از فرایند هضم که خودکار اتفاق می‌افتد).

بله، گاهی اوقات افراد در اثر استرس یا عادت، هوا را قورت می‌دهند که به آن «قورت دادن هوا» می‌گویند.

Test Yourself

fill blank

لطفاً این قرص را با آب ______.

Correct! Not quite. Correct answer: قورت دهید

فعل «قورت دادن» برای عبور دادن قرص از گلو با مایعات مناسب است.

multiple choice

او لقمه بزرگ غذا را به سختی قورت داد.

Correct! Not quite. Correct answer: بلعید

«بلعیدن» مترادف رایج و مناسبی برای «قورت دادن» در این بافت است.

sentence building

آب / او / سریع / قورت داد / را

Correct! Not quite. Correct answer: او آب را سریع قورت داد.

این ترتیب کلمات، ساختار استاندارد جمله در فارسی برای بیان این عمل است.

Score: /3

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!