Dehkadeh signifies a small, often picturesque rural community, evoking feelings of peace and traditional life, making it a versatile word for describing quaint settlements.
Palavra em 30 segundos
- Refers to a small, rural settlement, larger than a hamlet.
- Commonly used in everyday speech, literature, and media.
- Neutral register, often evokes peace, simplicity, and tradition.
- Avoid confusing with 'شهر' (city) or using in strict administrative contexts.
- Culturally symbolizes traditional life and strong community bonds.
Overview
1104
واژه «دهکده» در زبان فارسی به یک آبادی کوچک اشاره دارد که معمولاً در مناطق روستایی قرار گرفته و جمعیت آن کمتر از شهر است. این کلمه از دو جزء «ده» به معنای روستا و «کده» به معنای خانه یا مکان تشکیل شده است. «دهکده» اغلب تصویری از خانههای سنتی، مزارع سرسبز، و مردمی صمیمی و مهماننواز را در ذهن تداعی میکند. بار عاطفی این کلمه معمولاً مثبت است و حس آرامش، سادگی، و دوری از هیاهوی شهری را القا میکند. برخلاف «شهر» که نماد پیشرفت، تکنولوژی و سرعت است، «دهکده» نماد سنت، طبیعت و زندگی کندتر است. در برخی موارد، «دهکده» میتواند به یک اجتماع کوچک و خودکفا نیز اشاره داشته باشد، حتی اگر از نظر جغرافیایی در یک منطقه روستایی نباشد، مانند «دهکده جهانی» که به مفهوم ارتباطات گسترده در جهان امروز اشاره دارد. این واژه میتواند حس نوستالژی و دلتنگی برای گذشته یا زندگی سادهتر را نیز برانگیزد.
«دهکده» واژهای است که هم در گفتار و هم در نوشتار فارسی کاربرد گستردهای دارد و از نظر رسمی و غیررسمی بودن، در سطح میانه قرار میگیرد. در مکالمات روزمره، برای اشاره به محل زندگی روستایی یا مقصدی برای تعطیلات استفاده میشود. مثلاً: «تابستانها به دهکده پدربزرگم میرویم.» در متون رسمیتر مانند گزارشهای خبری یا مقالات علمی در حوزه جامعهشناسی روستایی، نیز کاربرد دارد، اما ممکن است در برخی متون اداری و برنامهریزی شهری، واژه «روستا» ترجیح داده شود که بار رسمیتری دارد. در ادبیات، این کلمه برای توصیف مناظر طبیعی، خلق فضای داستان، و بیان احساسات شاعرانه بسیار پرکاربرد است. از نظر منطقهای، «دهکده» در سراسر ایران شناخته شده و فهمیده میشود و تفاوت معنایی چشمگیری در مناطق مختلف ندارد، هرچند ممکن است در برخی گویشها، واژههای محلی دیگری نیز برای اشاره به آبادیهای کوچک وجود داشته باشد.
واژه «دهکده» در زمینههای مختلفی به کار میرود:
- سفر و گردشگری: برای توصیف مناطق جذاب و دیدنی روستایی که مقصدی برای گردشگران هستند. مثال: «این دهکده توریستی با خانههای کاهگلیاش معروف است.»
- ادبیات و شعر: به عنوان پسزمینه داستانها و اشعار برای خلق فضایی آرام، سنتی یا نوستالژیک. مثال: «در دهکدهای دورافتاده، عشق جوانه زد.»
- رسانهها و خبر: در گزارشهای مربوط به زندگی روستایی، توسعه مناطق محروم یا مشکلات کشاورزان. مثال: «خبرنگار از مشکلات آب در دهکدههای مرزی گزارش داد.»
- شبکههای اجتماعی: افراد برای به اشتراک گذاشتن تصاویر و تجربیات خود از سفر به مناطق روستایی یا زندگی در آنجا از این واژه استفاده میکنند. مثال: «عکسهای دهکده زیبای ماسوله را در اینستاگرامم گذاشتم.»
- مفاهیم اجتماعی و جهانی: در ترکیب «دهکده جهانی» برای اشاره به دنیایی که به واسطه فناوری اطلاعات کوچک شده و ارتباطات در آن آسان است. مثال: «اینترنت دنیا را به یک دهکده جهانی تبدیل کرده است.»
- کارهای عمرانی و توسعه: در پروژههای مربوط به بهبود زیرساختها و ارائه خدمات به مناطق روستایی. مثال: «طرح آبرسانی به دهکدههای محروم آغاز شد.»
«دهکده» از نظر سطح رسمی بودن، واژهای خنثی تا کمی ادبی و شاعرانه است. در بیشتر موقعیتها، چه رسمی و چه غیررسمی، قابل استفاده است. لحن آن معمولاً آرام، دلنشین و گاهی نوستالژیک است. میتواند حس سادگی، صمیمیت، و ارتباط با طبیعت را القا کند. این کلمه برای توصیف مکانهایی که دارای جذابیتهای طبیعی یا تاریخی هستند، بسیار مناسب است.
**چه زمانی مناسب است؟**
- توصیف مناظر طبیعی و مناطق روستایی زیبا.
- در ادبیات، شعر و داستانسرایی برای خلق فضای خاص.
- در مکالمات روزمره برای اشاره به روستاها، به ویژه آنهایی که جنبه تفریحی یا خاطرهانگیز دارند.
- در بحثهای مربوط به گردشگری روستایی و اکوتوریسم.
**چه زمانی باید از آن اجتناب کرد؟**
- در اسناد رسمی دولتی یا تقسیمات کشوری که دقت و اصطلاحات مصوب اهمیت دارد؛ در این موارد «روستا» ارجح است.
- در متون بسیار فنی یا علمی که نیاز به تعاریف دقیق و بدون بار عاطفی است، مگر اینکه تعریف خاصی از «دهکده» ارائه شود.
«دهکده» در فارسی با کلمات مختلفی ترکیب میشود و عبارات پرکاربردی را میسازد که معنای آن را غنیتر میکنند:
- دهکده کوچک: (Dehkade-ye Kuchak) اشاره به وسعت کم و جمعیت محدود. مثال: «در یک دهکده کوچک در دامنه کوه زندگی میکنیم.»
- دهکده جهانی: (Dehkade-ye Jahāni) یک اصطلاح معروف که توسط مارشال مکلوهان ابداع شد و به دنیایی اشاره دارد که به واسطه فناوریهای ارتباطی، مانند یک دهکده کوچک به هم متصل شده است. مثال: «اینترنت، دنیا را به یک دهکده جهانی تبدیل کرده است.»
- زندگی دهکدهای: (Zendegi-ye Dehkade'i) به شیوه زندگی در روستا، که معمولاً با آرامش، سادگی و ارتباط نزدیک با طبیعت همراه است، اشاره دارد. مثال: «او همیشه آرزوی زندگی دهکدهای را در سر داشت.»
- ساکنان دهکده: (Sākenān-e Dehkade) به مردمی که در یک دهکده زندگی میکنند. مثال: «ساکنان دهکده با صمیمیت از میهمانان استقبال کردند.»
- دهکده توریستی: (Dehkade-ye Turisti) به روستاهایی که به دلیل جاذبههای طبیعی یا فرهنگی، مقصد گردشگران هستند. مثال: «ماسال یک دهکده توریستی زیبا در گیلان است.»
- دهکدهای در کوهستان/جنگل/کنار دریا: (Dehkade'i dar Kuhestān/Jangal/Kenār-e Daryā) برای مشخص کردن موقعیت جغرافیایی دهکده. مثال: «دهکدهای در دل کوهستان، مأمن آرامش ما بود.»
- اقتصاد دهکده: (Eqtesād-e Dehkade) به فعالیتهای اقتصادی رایج در روستاها، مانند کشاورزی و دامداری. مثال: «اقتصاد دهکده بیشتر بر پایه کشاورزی استوار است.»
- دهکده متروکه: (Dehkade-ye Matruke) به روستایی که خالی از سکنه شده و رها شده است. مثال: «در مسیر، به یک دهکده متروکه برخوردیم که داستانهای زیادی داشت.»
«دهکده» با چند واژه دیگر در فارسی شباهت معنایی دارد، اما تفاوتهای ظریفی بین آنها وجود دارد:
- روستا (Roustā): این کلمه نزدیکترین مترادف «دهکده» است و اغلب به جای هم استفاده میشوند. با این حال، «روستا» بیشتر جنبه رسمی و اداری دارد و در تقسیمات کشوری و آماری به کار میرود. «دهکده» ممکن است بار شاعرانه و تصویری بیشتری داشته باشد و بیشتر به جنبههای طبیعی و زندگی سنتی اشاره کند، در حالی که «روستا» بیشتر به واحد جغرافیایی و جمعیتی یک منطقه روستایی اشاره دارد.
- قریه (Qarye): این واژه بیشتر در متون قدیمی و ادبیات کلاسیک فارسی به کار میرفته و امروزه کمتر در گفتار روزمره رایج است. «قریه» نیز به معنای آبادی کوچک است، اما حس کهنگی و قدمت بیشتری دارد.
- آبادی (Ābādi): این کلمه معنای وسیعتری دارد و میتواند به هر مکان مسکونی و آباد اشاره کند، چه کوچک و چه بزرگ. اما در بسیاری موارد، به آبادیهای کوچک و روستایی نیز اطلاق میشود. «آبادی» بیشتر بر جنبه آبادانی و مسکونی بودن تأکید دارد، در حالی که «دهکده» بر جنبه کوچک بودن و غالباً روستایی بودن.
- ده (Deh): «ده» جزء اول «دهکده» است و به تنهایی نیز به معنای روستا به کار میرود. در برخی مناطق، «ده» بیشتر از «روستا» یا «دهکده» رایج است، اما «دهکده» حس کاملتری از یک آبادی کوچک و زیبا را منتقل میکند.
Exemplos
ما تعطیلات تابستان را در یک دهکده کوهستانی زیبا گذراندیم.
everydayWe spent the summer holidays in a beautiful mountain village.
توسعه پایدار در دهکدههای مرزی برای جلوگیری از مهاجرت اهمیت حیاتی دارد.
formalSustainable development in border villages is of vital importance to prevent migration.
بریم دهکده مادربزرگ؟ اونجا هوا خیلی خوبه.
informalShall we go to Grandma's village? The weather is great there.
مطالعات جامعهشناسی روستایی بر روی الگوهای زندگی در دهکدههای سنتی ایران تمرکز دارد.
academicRural sociology studies focus on life patterns in traditional Iranian villages.
این شرکت مخابراتی خدمات اینترنت پرسرعت را به دورافتادهترین دهکدهها نیز ارائه میدهد.
businessThis telecommunications company provides high-speed internet services even to the most remote villages.
دهکدهای آرام در دل کوهستان، مأمن رویاهای او و پناهگاه خاطرات کودکیاش بود.
literaryA peaceful village in the heart of the mountains was the haven of his dreams and the refuge of his childhood memories.
بعد از ساعتها رانندگی، بالاخره به دهکده رسیدیم و از هوای پاک آن لذت بردیم.
everydayAfter hours of driving, we finally reached the village and enjoyed its clean air.
افسانه این دهکده باستانی، سینه به سینه نقل شده و هنوز هم در میان مردم زنده است.
literaryThe legend of this ancient village has been passed down orally and is still alive among the people.
Padrões gramaticais
How to Use It
Notas de uso
The word 'دهکده' generally holds a neutral to slightly literary or poetic register, making it suitable for most contexts. It is universally understood across Persian-speaking regions and is commonly used in both written and spoken language. On social media, it often appears in posts about travel, nature, or nostalgic reflections on rural life. While versatile, it's best to avoid 'دهکده' in highly formal administrative documents where 'روستا' (roustā) might be preferred due to its more official connotation. It's also not typically used for very small, isolated homesteads, which might be referred to as 'مزرعه' (farm) or 'آبادی' (settlement) in a more general sense.
Erros comuns
A common mistake is using 'دهکده' interchangeably with 'شهر' (shahr - city), which is incorrect as 'دهکده' denotes a much smaller, rural settlement. Another error can be overusing it in administrative or statistical contexts where 'روستا' (roustā) would be more precise and formal. Learners might also misinterpret its connotation, expecting it to always refer to an idyllic, perfect place, whereas some villages can be impoverished or remote. Be careful with the literal translation of 'global village' (دهکده جهانی); while the Persian term works perfectly, directly translating 'village' in other contexts might lead to misunderstandings if the scale is not appropriate.
Tips
Use for Picturesque Rural Settings
When describing a beautiful, serene, or traditional rural area, 'دهکده' (dehkadeh) is an excellent choice. It evokes a sense of charm and natural beauty. For example, 'دهکدهای زیبا در دامنه کوه' (a beautiful village at the foot of the mountain) paints a vivid picture.
Don't Confuse with Large Towns
Remember that 'دهکده' refers to a small settlement. It should not be used for larger towns or cities. For a city, use 'شهر' (shahr). For example, calling Tehran a 'دهکده' would be incorrect and misleading.
Symbol of Simple Life
In Persian culture, 'دهکده' often symbolizes a simpler, more peaceful life, close to nature and community. It carries a nostalgic connotation for many, representing traditional values and hospitality. This emotional weight makes it powerful in literature.
Understand 'Global Village' Concept
Beyond its literal meaning, 'دهکده جهانی' (dehkadeh-ye jahani) is a crucial advanced usage. It refers to the world interconnected by technology, making communication as easy as within a small village. This metaphorical use highlights the word's flexibility and cultural impact.
Origem da palavra
'دهکده' is a compound Persian word, combining 'ده' (deh) and 'کده' (kadeh). 'ده' has ancient Indo-European roots, meaning 'village' or 'countryside,' and is found in Old Persian. 'کده' is a suffix meaning 'place,' 'house,' or 'abode,' seen in words like 'آتشکده' (fire temple) or 'دانشکده' (faculty/college). Thus, 'دهکده' literally means 'village-place' or 'village-house,' evolving to signify a small, established rural settlement. This compound structure is typical of Persian word formation.
Contexto cultural
In Persian culture, 'دهکده' often evokes a strong sense of nostalgia and connection to traditional roots. It symbolizes a simpler way of life, close-knit communities, and deep-seated values of hospitality and family. While modern Iran is increasingly urbanized, the ideal of 'دهکده' remains powerful, often depicted in art, poetry, and folk tales as a place of peace and authenticity. The concept of 'دهکده جهانی' (global village) also reflects how Persian-speaking cultures engage with global interconnectedness while retaining their unique identity. Social media frequently features images and stories from 'دهکدهها,' highlighting their natural beauty and cultural heritage.
Dica de memorização
To remember 'دهکده' (dehkadeh), think of a 'deck' where you might 'cadet' (like a small, disciplined community) in a peaceful, small village. Imagine building a charming little 'deck' house every day in a serene 'dehkadeh' nestled in the mountains, reinforcing the image of a small, tranquil settlement.
Perguntas frequentes
10 perguntasگرچه این دو کلمه اغلب به جای یکدیگر به کار میروند، اما «روستا» بیشتر جنبه رسمی و اداری دارد و در تقسیمات کشوری استفاده میشود. «دهکده» بیشتر بار عاطفی، ادبی و تصویری دارد و حس آرامش و زیبایی طبیعی را القا میکند. میتوان گفت هر دهکدهای یک روستا است، اما هر روستایی لزوماً حس و حال یک دهکده را ندارد.
«دهکده» واژهای خنثی تا کمی ادبی است. نه کاملاً رسمی است و نه کاملاً غیررسمی. میتوان آن را در مکالمات روزمره، متون ادبی و حتی برخی گزارشهای خبری استفاده کرد. اما در اسناد بسیار رسمی دولتی، «روستا» ترجیح داده میشود.
بله، معروفترین کاربرد استعاری آن در اصطلاح «دهکده جهانی» است. این اصطلاح به دنیای امروز اشاره دارد که به واسطه پیشرفت فناوری و ارتباطات، مرزها کمرنگ شده و همه مردم جهان مانند ساکنان یک دهکده کوچک به هم متصل شدهاند. این نشاندهنده قابلیت واژه برای انتقال مفاهیم فراتر از معنای لغوی آن است.
زندگی دهکدهای معمولاً با آرامش، سادگی، ارتباط نزدیک با طبیعت و جامعهای صمیمی و خودمانی همراه است. در این نوع زندگی، وابستگی به کشاورزی، دامداری و صنایع دستی بیشتر است و هیاهوی زندگی شهری کمتر به چشم میخورد. این کلمه اغلب تداعیکننده یک سبک زندگی سنتی و کمتنش است.
تلفظ صحیح آن /dɛhkædɛ/ است. بخش اول «ده» با فتحه و بخش دوم «کده» نیز با فتحه تلفظ میشود. استرس اصلی روی بخش اول کلمه، یعنی «ده» قرار میگیرد و به صورت روان و بدون مکث ادا میشود.
بله، «دهکده» کلمهای کاملاً رایج و پرکاربرد در فارسی امروز است. هم در گفتار روزمره و هم در نوشتار، از جمله ادبیات، رسانهها و شبکههای اجتماعی، به وفور استفاده میشود. این کلمه به دلیل بار معنایی مثبت و تصویری که ایجاد میکند، محبوبیت خود را حفظ کرده است.
بله، «دهکده» معمولاً به آبادیهای کوچک اشاره دارد. در واقع، تعریف سنتی آن، مکانی است که بزرگتر از یک آبادی بسیار کوچک (مانند مزرعهای تنها) و کوچکتر از یک شهر است. بنابراین، میتواند شامل آبادیهای بسیار کوچک نیز بشود، به خصوص اگر جنبه زیباییشناختی یا سنتی آن مد نظر باشد.
صفات رایجی که با «دهکده» به کار میروند شامل «زیبا»، «آرام»، «کوچک»، «دورافتاده»، «سنتی»، «سبز» و «توریستی» هستند. این صفات به خوبی ویژگیهای بصری و حسی مرتبط با دهکده را توصیف میکنند. مثلاً «دهکدهای آرام در دل کوهستان» یا «دهکدهای زیبا با خانههای رنگارنگ».
خیر، در معنای اصلی و لغوی، «دهکده» به یک آبادی روستایی اشاره دارد و معمولاً در بافت شهری استفاده نمیشود. مگر اینکه به صورت استعاری یا برای نامگذاری یک منطقه خاص در شهر (مانند «دهکده المپیک» یا «دهکده ساحلی») به کار رود که در این صورت، معنای اصلی آن تغییر میکند و به یک مجموعه یا محله خاص اشاره دارد.
کلمه «دهکده» یک واژه مرکب فارسی است که از دو جزء «ده» و «کده» تشکیل شده است. «ده» به معنای روستا یا آبادی و «کده» به معنای خانه یا مکان است (مانند آتشکده، دانشکده). بنابراین، «دهکده» در اصل به معنای «مکان یا خانه روستا» است که به تدریج به معنای آبادی کوچک و روستایی تکامل یافته است.
Teste-se
کلمه مناسب را در جای خالی قرار دهید:
ما تعطیلات خود را در یک _______ آرام و زیبا گذراندیم.
«دهکده» به مکانی کوچک و آرام در طبیعت اشاره دارد که برای گذراندن تعطیلات مناسب است. گزینههای دیگر به مکانهای بزرگ شهری اشاره دارند.
کدام جمله بهترین تعریف را برای «دهکده» ارائه میدهد؟
«دهکده» چیست؟
«دهکده» به یک آبادی مسکونی کوچک اشاره دارد که از شهر کوچکتر و از یک مزرعه یا خانه تنها بزرگتر است. این تعریف به خوبی اندازه و ماهیت آن را مشخص میکند.
با استفاده از کلمات داده شده، یک جمله معنیدار بسازید:
کلمات: (زندگی، دهکدهای، آرزو، او، داشت)
این جمله نشان میدهد که فردی آرزوی داشتن یک زندگی آرام و سنتی مانند آنچه در دهکدهها جریان دارد، را داشته است. «زندگی دهکدهای» یک عبارت رایج است.
جمله زیر را اصلاح کنید:
تهران یک دهکده بزرگ است.
«تهران» یک شهر بزرگ و پایتخت است، نه یک دهکده. «دهکده» برای آبادیهای کوچک روستایی به کار میرود و استفاده از آن برای شهرهای بزرگ اشتباه است.
🎉 Pontuação: /4
Summary
Dehkadeh signifies a small, often picturesque rural community, evoking feelings of peace and traditional life, making it a versatile word for describing quaint settlements.
- Refers to a small, rural settlement, larger than a hamlet.
- Commonly used in everyday speech, literature, and media.
- Neutral register, often evokes peace, simplicity, and tradition.
- Avoid confusing with 'شهر' (city) or using in strict administrative contexts.
- Culturally symbolizes traditional life and strong community bonds.
Use for Picturesque Rural Settings
When describing a beautiful, serene, or traditional rural area, 'دهکده' (dehkadeh) is an excellent choice. It evokes a sense of charm and natural beauty. For example, 'دهکدهای زیبا در دامنه کوه' (a beautiful village at the foot of the mountain) paints a vivid picture.
Don't Confuse with Large Towns
Remember that 'دهکده' refers to a small settlement. It should not be used for larger towns or cities. For a city, use 'شهر' (shahr). For example, calling Tehran a 'دهکده' would be incorrect and misleading.
Symbol of Simple Life
In Persian culture, 'دهکده' often symbolizes a simpler, more peaceful life, close to nature and community. It carries a nostalgic connotation for many, representing traditional values and hospitality. This emotional weight makes it powerful in literature.
Understand 'Global Village' Concept
Beyond its literal meaning, 'دهکده جهانی' (dehkadeh-ye jahani) is a crucial advanced usage. It refers to the world interconnected by technology, making communication as easy as within a small village. This metaphorical use highlights the word's flexibility and cultural impact.
Exemplos
6 de 8ما تعطیلات تابستان را در یک دهکده کوهستانی زیبا گذراندیم.
We spent the summer holidays in a beautiful mountain village.
توسعه پایدار در دهکدههای مرزی برای جلوگیری از مهاجرت اهمیت حیاتی دارد.
Sustainable development in border villages is of vital importance to prevent migration.
بریم دهکده مادربزرگ؟ اونجا هوا خیلی خوبه.
Shall we go to Grandma's village? The weather is great there.
مطالعات جامعهشناسی روستایی بر روی الگوهای زندگی در دهکدههای سنتی ایران تمرکز دارد.
Rural sociology studies focus on life patterns in traditional Iranian villages.
این شرکت مخابراتی خدمات اینترنت پرسرعت را به دورافتادهترین دهکدهها نیز ارائه میدهد.
This telecommunications company provides high-speed internet services even to the most remote villages.
دهکدهای آرام در دل کوهستان، مأمن رویاهای او و پناهگاه خاطرات کودکیاش بود.
A peaceful village in the heart of the mountains was the haven of his dreams and the refuge of his childhood memories.
Related Content
Frases relacionadas
Vocabulário relacionado
Mais palavras de society
اعضا
A2Members; limbs.
عادالانه
B1Fairly; justly; in a just or equitable manner.
عادل
B1Based on what is right or reasonable; just and fair.
عادلانه
A2Treating people equally according to rules or law.
اعتماد به نفس
B1Self-confident; feeling trust in one's abilities, qualities, and judgment.
اعتراض
B1Protest; a statement or action expressing disapproval of or objection to something.
اعتراض کردن
A1To express disapproval or disagreement; to protest.
اعتیاد
B1Addiction; the fact or condition of being addicted to a particular substance or activity.
اعتیاد پیدا کردن
B1To become addicted; to develop a dependency on a substance or activity.
عدالت
A1Justice, fairness, or righteousness.