Vasaayel refers to the collection of tools, items, or equipment needed to perform a task.
Palavra em 30 segundos
- Tools, items, or equipment used for a specific task.
- Plural noun, referring to a collection of useful things.
- Broadly applicable in daily life, work, and study.
Overview
واژه «وسایل» در زبان فارسی، جمع مکسر کلمه «وسیله» است و به طور کلی به هر چیزی اطلاق میشود که بتوان از آن برای انجام کاری، رسیدن به هدفی، یا تسهیل یک فرایند استفاده کرد. این مفهوم بسیار گسترده است و میتواند شامل ابزارهای فیزیکی، تجهیزات، لوازم، وسایل نقلیه، یا حتی ابزارهای غیرمادی مانند روشها و تکنیکها باشد. درک و استفاده صحیح از این واژه برای برقراری ارتباط موثر در موقعیتهای مختلف روزمره و رسمی ضروری است.
«وسایل» معمولاً به صورت جمع به کار میرود و به مجموعهای از اشیاء اشاره دارد. میتوان آن را با صفات مختلفی مانند «لازم»، «ضروری»، «مورد نیاز»، «جدید»، «قدیمی»، «پیشرفته» و غیره توصیف کرد. همچنین، میتوان حرف اضافه «برای» را به دنبال آن آورد تا هدف یا کاربرد آن مشخص شود (مثلاً: وسایل لازم برای آشپزی). در جملات، «وسایل» میتواند نقش فاعل، مفعول، یا مسند را ایفا کند.
این واژه در زمینههای گوناگونی کاربرد دارد:
۱. روزمره: وسایل خانه (مانند مبل، میز، ظروف)، وسایل شخصی (مانند کیف، کفش، لباس)، وسایل آشپزخانه (مانند قابلمه، چاقو، قاشق).
۲. کاری و حرفهای: وسایل کار (مانند ابزارآلات نجاری، تجهیزات پزشکی، لوازم اداری)، وسایل مورد نیاز برای یک پروژه.
۳. تحصیلی: وسایل التحریر (مانند مداد، خودکار، دفتر)، وسایل کمک آموزشی.
۴. حمل و نقل: وسایل نقلیه (مانند ماشین، اتوبوس، دوچرخه).
۵. فناوری: وسایل الکترونیکی (مانند تلفن همراه، لپتاپ، تبلت).
«وسایل» با کلماتی مانند «ابزار»، «لوازم»، «تجهیزات»، «اشیاء» و «ملزومات» همپوشانی معنایی دارد، اما تفاوتهای ظریفی نیز دارند:
- ابزار (Abzar): معمولاً به وسایل کوچکتر و تخصصیتر برای انجام یک کار خاص اشاره دارد (مانند آچار، چکش). «وسایل» مفهوم کلیتری است.
- لوازم (Lavazem): اغلب به اقلامی اشاره دارد که برای راحتی، تزئین یا انجام وظایف خاصی در خانه یا محل کار لازم هستند (مانند لوازم آرایش، لوازم خانگی). «وسایل» میتواند شامل «لوازم» هم بشود.
- تجهیزات (Tajhizat): معمولاً به وسایل بزرگتر، پیچیدهتر و تخصصیتر، اغلب در محیطهای صنعتی، پزشکی یا نظامی اشاره دارد (مانند تجهیزات پزشکی، تجهیزات ورزشی). «وسایل» میتواند شامل «تجهیزات» هم باشد.
- اشیاء (Ashyaa): یک واژه بسیار کلی برای هر چیزی که جسمیت دارد. «وسایل» زیرمجموعهای از «اشیاء» است که کاربرد خاصی دارند.
- ملزومات (Malzumat): به چیزهایی اشاره دارد که حتماً و قطعاً برای انجام کاری لازم هستند و بدون آنها کار پیش نمیرود. «وسایل» میتواند شامل «ملزومات» باشد، اما همیشه اینطور نیست.
Exemplos
لطفاً تمام وسایل مورد نیاز برای آشپزی را روی میز بگذار.
everydayPlease put all the necessary items for cooking on the table.
شرکت برای کارکنان خود وسایل ایمنی لازم را فراهم کرد.
formalThe company provided the necessary safety equipment for its employees.
بچهها کلی وسایل بازی با خودشان آورده بودند.
informalThe kids had brought a lot of toys with them.
پژوهشگران برای انجام آزمایشات خود به وسایل پیشرفتهای نیاز داشتند.
academicThe researchers needed advanced apparatus for conducting their experiments.
Colocações comuns
Frases Comuns
وسایل نقلیه عمومی
public transportation
وسایل التحریر
stationery
وسایل الکترونیکی
electronic devices
Frequentemente confundido com
'Abzar' specifically refers to tools, often handheld implements used for manual work. 'Vasaayel' is a broader term encompassing tools, but also larger equipment, supplies, and general items needed for a task.
'Lavazem' often implies items for comfort, convenience, or specific functions, like toiletries or stationery. 'Vasaayel' is more general and can include 'lavazem' but isn't limited to them.
Padrões gramaticais
Think 'Items for a Purpose'
When you see 'وسایل', think of a collection of items specifically gathered or used for a particular activity or goal.
Avoid Overly Specific Meanings
'وسایل' is a general term. Avoid using it when a more specific word like 'ابزار' (tool) or 'تجهیزات' (equipment) is clearly more appropriate.
Essential Household Items
In Iranian culture, having the right 'وسایل' (items) for hospitality, like serving tea or preparing food, is important.
Teste-se
جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:
برای رفتن به کوهنوردی به ___ مناسب نیاز داریم.
کلمه «وسایل» به معنی ابزار و تجهیزات مورد نیاز برای یک فعالیت خاص مانند کوهنوردی است.
کدام گزینه بهترین معنی را برای «وسایل» در جمله زیر ارائه میدهد؟
او تمام وسایل مورد نیاز برای تعمیر ماشین را خرید.
در این جمله، «وسایل» به قطعات و ابزارهایی اشاره دارد که برای تعمیر ماشین لازم هستند.
کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله معنیدار بسازید:
کلاس / وسایل / هنری / لازم / برای / او / آورد.
این جمله از نظر ساختار دستوری و معنایی صحیحترین حالت است و ترتیب کلمات مناسبی دارد.
🎉 Pontuação: /3
Perguntas frequentes
4 perguntasبله، «وسایل» جمع مکسر کلمه «وسیله» است و معمولاً به صورت جمع به کار میرود و به مجموعهای از ابزار یا لوازم اشاره دارد. به ندرت ممکن است در متون قدیمی یا ادبی به صورت مفرد نیز دیده شود، اما کاربرد رایج آن جمع است.
«ابزار» معمولاً به وسایل کوچکتر و مشخصتری اشاره دارد که برای انجام یک کار خاص طراحی شدهاند (مانند چکش). «وسایل» واژهای کلیتر است و میتواند شامل ابزارها، لوازم، تجهیزات و هر چیز دیگری باشد که برای انجام یک کار لازم است.
در کاربرد رایج و روزمره، «وسایل» بیشتر به موارد مادی و فیزیکی اشاره دارد. با این حال، در برخی زمینههای تخصصیتر یا در معنای استعاری، ممکن است به روشها، تکنیکها یا ابزارهای غیرمادی نیز اطلاق شود، هرچند این کاربرد کمتر رایج است.
مثالها عبارتند از: «تمام وسایل لازم برای سفر را جمع کردم.»، «او وسایل نقاشی خود را به کلاس آورد.»، «فروشگاه انواع وسایل خانگی را دارد.»
Summary
Vasaayel refers to the collection of tools, items, or equipment needed to perform a task.
- Tools, items, or equipment used for a specific task.
- Plural noun, referring to a collection of useful things.
- Broadly applicable in daily life, work, and study.
Think 'Items for a Purpose'
When you see 'وسایل', think of a collection of items specifically gathered or used for a particular activity or goal.
Avoid Overly Specific Meanings
'وسایل' is a general term. Avoid using it when a more specific word like 'ابزار' (tool) or 'تجهیزات' (equipment) is clearly more appropriate.
Essential Household Items
In Iranian culture, having the right 'وسایل' (items) for hospitality, like serving tea or preparing food, is important.
Exemplos
4 de 4لطفاً تمام وسایل مورد نیاز برای آشپزی را روی میز بگذار.
Please put all the necessary items for cooking on the table.
شرکت برای کارکنان خود وسایل ایمنی لازم را فراهم کرد.
The company provided the necessary safety equipment for its employees.
بچهها کلی وسایل بازی با خودشان آورده بودند.
The kids had brought a lot of toys with them.
پژوهشگران برای انجام آزمایشات خود به وسایل پیشرفتهای نیاز داشتند.
The researchers needed advanced apparatus for conducting their experiments.
Esta palavra em outros idiomas
Frases relacionadas
Vocabulário relacionado
Mais palavras de work
عایدی
B1Earnings, income; money received, especially on a regular basis, for work or investments.
عملکرد
B1Performance; the action or process of carrying out or accomplishing an action, task, or function.
عمل کردن
A2To perform an action or function; to operate.
عملی
B1Practical, functional; relating to actual experience or use.
عملیاتی
B1Operational, functional, practical.
اضافه کار
B2Work done in addition to one's regular working hours.
اضافه کاری
B1Overtime; time spent working in addition to one's normal working hours.
اضافه کاری کردن
B1To do overtime; to work beyond normal working hours.
اداره
A1A place where administrative work is done; an office.
اداره کردن
B1To manage, run, or administer an organization or task.