The video owner has disabled playback on external websites.

This video is no longer available on YouTube.

This video cannot be played right now.

Watch on YouTube

ابزارهای یادگیری هوش مصنوعی را باز کنید

ثبت‌نام کنید تا به ابزارهای قدرتمندی دسترسی پیدا کنید که به شما کمک می‌کنند سریع‌تر از هر ویدیو یاد بگیرید.

توضیح صحنه شکارچی عبارات مرور فلش‌کارت تمرین تکرار مکالمه تعاملی
ثبت‌نام رایگان
B1 متوسط فارسی 17:45 Educational

داستان ترسناک: ازدواج چوپان فقیر با جن زیبا

ارواح شب / داستان ترسناک · 214,836 بازدید · اضافه شده 1 ماه پیش

آمار یادگیری

B1

سطح CEFR

5/10

سختی

زیرنویس‌ها (292 بخش‌ها)

00:00

آدم توی بدترین شرایطم می‌تونه امیدوار

00:03

باشه مثل چوپون فقیری که با یک جن زیبا

00:08

آشنا شد و زندگیش دگرگون

00:11

شد. سلام دوستان خوش اومدید به چنل ارواح

00:16

شب. داستان ترسناک امروزم در مورد چوپون

00:20

فقیه. تا آخر این ویدیو همراه من باشین و

00:24

چنل رو هم سابسکرایب کنید.

00:28

اسم من سعیده. کارمم

00:32

چوپونیه. ما توی روستا زندگی می‌کنیم

00:35

وضعیت مالی زیاد خوبی هم

00:38

نداریم. توی خونه کوچیک با مادرم زندگی

00:41

می‌کنم. اون بنده خدا خونه‌داری می‌کنه و

00:45

منم هر روز گوسفندا رو می‌برم چراغ. روزی

00:49

ما از این طریق درمیاد. وقتی که میرم چراغ

00:53

گله رو به سمت کوهستان می‌برم. ۲ ساعت از

00:56

خونه فاصله داره.

00:59

یه روز که رفته بودیم سمت دره خیلی ساکت

01:02

بود. اونجا به غیر از من و سگم و گله کس

01:07

دیگه‌ای

01:08

نبود. نزدیک اس شد. هوا خیلی ابری بود. من

01:13

باید نمازمو

01:15

می‌خوندم. گفتم بخونم و برگردم به خاطر

01:19

اینکه من همیشه عادت دارم نمازمو اول وقت

01:24

بخونم.

01:25

نمی‌دونم شایدم به خاطر اینه که از خدا

01:29

می‌ترسم. آره من خیلی از جهنم

01:33

می‌ترسم. بعضی وقتا فکر می‌کنم که من بهشت

01:37

نمیرم. حتی وقتی آتیشو روشن می‌کنم به

01:42

شعله‌های آتیش خیره میشم و یه خورده

01:46

می‌ترسم.

01:49

همین طور که داشتم نمازمو می‌خوندم توی

01:53

رکعت آخر بودم که بارون شدیدی گرفت. گفتم

01:58

دیگه نمازمو قطع نکنم. سگ خیلی خوبی هم

02:02

دارم. می‌دونستم که راحت گله رو جمع

02:07

می‌کنه. گوسفندها از شدت رد و برق و بارون

02:11

شدید هر کدومشون به یه طرفی فرار می‌کردن.

02:16

ولی سگ همه رو دور هم جمع

02:19

می‌کرد. گوسفندها رو بردم زیر یه سرپناه.

02:23

گفتم بارون که قطع بشه برمی‌گردیم به

02:27

خونه. چون تو این هوا یه قدمم نمیشه با

02:31

این گله حرکت

02:33

کرد. هوا دیگه کاملاً تاریک شد.

02:37

از بالای کوه حواسم به کل گله بود ولی از

02:42

طرفی خیالمم راحت بود چون سگی داشتم که از

02:46

همه رفیقام بیشتر هوامو داشت. اون هیچوقت

02:50

منو تنها نمی‌ذاشت. اگه اون نبود

02:54

نمی‌تونستم همچین گله‌ای رو

02:57

ببرم. همین طور که تو حال خودم بودم دیدم

03:01

یه صداهایی داره میاد که درخواست کمک

03:05

می‌کرد.

03:07

یه خورده که دقت کردم دیدم صدای یه دختره

03:12

تقریباً با لهجه

03:14

عربی داد می‌زدم تا پیداش کنم ولی اون

03:18

صداش هی بیشتر و بیشتر میشد یهو دیدم داره

03:23

جیغ

03:24

می‌زنه بعد فهمیدم این صدا داشت از پشت

03:28

کوه میومد منم حرکت کردم به سمت پشت کوه

03:32

تا ببینم کیه که کمک می‌خواد

03:35

[موسیقی]

زیرنویس کامل در پخش‌کننده ویدیو موجود است

با تمرین‌ها یاد بگیرید

تمرین‌های واژگان، گرامر و درک مطلب از این ویدیو بسازید

واژگان و گرامر آزمون درک مطلب آزمون IELTS تمرین نوشتاری
ثبت‌نام برای تمرین
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!

ثبت‌نام کن و همه امکانات رو باز کن

پیشرفتت رو دنبال کن، واژگان رو ذخیره کن و تمرین کن

شروع رایگان یادگیری زبان