The video owner has disabled playback on external websites.
This video is no longer available on YouTube.
This video cannot be played right now.
Watch on YouTube
ابزارهای یادگیری هوش مصنوعی را باز کنید
ثبتنام کنید تا به ابزارهای قدرتمندی دسترسی پیدا کنید که به شما کمک میکنند سریعتر از هر ویدیو یاد بگیرید.
داستان ترسناک: ازدواج چوپان فقیر با جن زیبا
آمار یادگیری
سطح CEFR
سختی
زیرنویسها (292 بخشها)
آدم توی بدترین شرایطم میتونه امیدوار
باشه مثل چوپون فقیری که با یک جن زیبا
آشنا شد و زندگیش دگرگون
شد. سلام دوستان خوش اومدید به چنل ارواح
شب. داستان ترسناک امروزم در مورد چوپون
فقیه. تا آخر این ویدیو همراه من باشین و
چنل رو هم سابسکرایب کنید.
اسم من سعیده. کارمم
چوپونیه. ما توی روستا زندگی میکنیم
وضعیت مالی زیاد خوبی هم
نداریم. توی خونه کوچیک با مادرم زندگی
میکنم. اون بنده خدا خونهداری میکنه و
منم هر روز گوسفندا رو میبرم چراغ. روزی
ما از این طریق درمیاد. وقتی که میرم چراغ
گله رو به سمت کوهستان میبرم. ۲ ساعت از
خونه فاصله داره.
یه روز که رفته بودیم سمت دره خیلی ساکت
بود. اونجا به غیر از من و سگم و گله کس
دیگهای
نبود. نزدیک اس شد. هوا خیلی ابری بود. من
باید نمازمو
میخوندم. گفتم بخونم و برگردم به خاطر
اینکه من همیشه عادت دارم نمازمو اول وقت
بخونم.
نمیدونم شایدم به خاطر اینه که از خدا
میترسم. آره من خیلی از جهنم
میترسم. بعضی وقتا فکر میکنم که من بهشت
نمیرم. حتی وقتی آتیشو روشن میکنم به
شعلههای آتیش خیره میشم و یه خورده
میترسم.
همین طور که داشتم نمازمو میخوندم توی
رکعت آخر بودم که بارون شدیدی گرفت. گفتم
دیگه نمازمو قطع نکنم. سگ خیلی خوبی هم
دارم. میدونستم که راحت گله رو جمع
میکنه. گوسفندها از شدت رد و برق و بارون
شدید هر کدومشون به یه طرفی فرار میکردن.
ولی سگ همه رو دور هم جمع
میکرد. گوسفندها رو بردم زیر یه سرپناه.
گفتم بارون که قطع بشه برمیگردیم به
خونه. چون تو این هوا یه قدمم نمیشه با
این گله حرکت
کرد. هوا دیگه کاملاً تاریک شد.
از بالای کوه حواسم به کل گله بود ولی از
طرفی خیالمم راحت بود چون سگی داشتم که از
همه رفیقام بیشتر هوامو داشت. اون هیچوقت
منو تنها نمیذاشت. اگه اون نبود
نمیتونستم همچین گلهای رو
ببرم. همین طور که تو حال خودم بودم دیدم
یه صداهایی داره میاد که درخواست کمک
میکرد.
یه خورده که دقت کردم دیدم صدای یه دختره
تقریباً با لهجه
عربی داد میزدم تا پیداش کنم ولی اون
صداش هی بیشتر و بیشتر میشد یهو دیدم داره
جیغ
میزنه بعد فهمیدم این صدا داشت از پشت
کوه میومد منم حرکت کردم به سمت پشت کوه
تا ببینم کیه که کمک میخواد
[موسیقی]
زیرنویس کامل در پخشکننده ویدیو موجود است
با تمرینها یاد بگیرید
تمرینهای واژگان، گرامر و درک مطلب از این ویدیو بسازید
نظرات (0)
برای نظر دادن وارد شویدثبتنام کن و همه امکانات رو باز کن
پیشرفتت رو دنبال کن، واژگان رو ذخیره کن و تمرین کن
حالت تعاملی
آزمون
پاسخ صحیح:
ویدیوهای مرتبط
Soheil Rahmani - Daste Khodam Nist | OFFICIAL MUSIC VIDEO ( سهیل رحمانی - دست خودم نیست )
یادگیری تعمیرات موبایل به چه دانش اولیه ای نیاز دارد؟
آیفون XS هنوزم ارزش خرید داره؟ سال ۲۰۲۵
جوکر : بهترین سکانس های خنده دار و 18+
به من 12دقیقه وقت بده تا تکلیف قیمت طلا تا پایان سال رو برات روشن کنم!(کامل)
ارواح شب / داستان ترسناک
آزمون
پاسخ صحیح:
آزمونها هنگام تماشای ویدیو ظاهر میشوند
راهنمای حفظ
از این ویدیو
شروع رایگان یادگیری زبان