B2 adjective 中性 1分钟阅读

فریبنده

faribandeh /fætʃɛːndɛh/

Deceptive or misleading; tending to trick or entice.

Something or someone that looks appealing but is intended to deceive or mislead.

30秒词汇

  • Appears attractive but is actually misleading.
  • Tends to trick or entice others into error.
  • Often used for deceptive appearances or promises.

Summary

Something or someone that looks appealing but is intended to deceive or mislead.

  • Appears attractive but is actually misleading.
  • Tends to trick or entice others into error.
  • Often used for deceptive appearances or promises.

Recognize the deceptive appeal

Understand that 'فریبنده' highlights an attraction that hides a trick or falsehood. Look for the hidden motive.

Beware of false promises

When you see 'فریبنده', be cautious about promises or appearances that seem too good to be true.

Common in storytelling

The concept of 'فریبنده' characters or situations is frequent in Persian literature and folklore, often serving as a moral lesson.

例句

4 / 4
1

این تبلیغ با تصاویر فریبنده، مخاطبان را به خرید محصول تشویق می‌کند.

This advertisement encourages audiences to buy the product with its deceptive visuals.

2

در داستان، مار افعی به عنوان شخصیتی فریبنده و مکار تصویر شده است.

In the story, the viper is depicted as a deceptive and cunning character.

3

مواظب باش، اون لبخندش خیلی فریبنده‌ست، معلوم نیست تو دلش چی داره.

Be careful, her smile is very deceptive; you don't know what she's thinking.

4

تحلیل‌های اولیه نشان داد که داده‌های فروش ممکن است به دلیل روش‌های جمع‌آوری فریبنده، قابل اتکا نباشند.

Initial analyses suggested that the sales data might not be reliable due to deceptive collection methods.

词族

名词
فریب (farib - deception)
动词
فریبیدن (farībidan - to deceive)
形容词
فریبنده (faribandeh - deceptive)

记忆技巧

Think of a 'frightening' (sounds like 'faribandeh') mask that looks cool but hides something scary. The 'frightening' mask is deceptive.

Overview

واژه «فریبنده» در زبان فارسی، صفتی است که به چیزی یا کسی اطلاق می‌شود که توانایی گمراه کردن، اغوا کردن یا جلب توجه به شکلی کاذب را دارد. این صفت معمولاً با نیت پنهان یا ظاهری جذاب اما درونی ناخالص همراه است. «فریبنده» می‌تواند برای توصیف افراد، اعمال، ظاهر، وعده‌ها و حتی ایده‌ها به کار رود و بار معنایی منفی یا حداقل هشداردهنده‌ای را منتقل می‌کند.

این کلمه به عنوان صفت در جملات فارسی به کار می‌رود و معمولاً قبل از اسم یا بعد از فعل اسنادی (مانند «بودن» یا «شدن») قرار می‌گیرد. می‌توان آن را با صفات دیگر ترکیب کرد تا شدت یا نوع فریبندگی را مشخص کند. همچنین، در ترکیب با قیدهایی مانند «بسیار» یا «به شدت» نیز استفاده می‌شود.

«فریبنده» در موقعیت‌های مختلفی کاربرد دارد؛ از جمله در توصیف ظاهر جذاب اما غیرواقعی یک محصول، وعده‌های دروغین یک سیاستمدار، یا جذابیت ظاهری اما خطرناک یک موقعیت. در ادبیات، این کلمه برای خلق شخصیت‌های مرموز یا توصیف صحنه‌هایی که ظاهری زیبا اما باطنی تاریک دارند، زیاد استفاده می‌شود. در مکالمات روزمره نیز برای هشدار دادن درباره کسی یا چیزی که ممکن است قابل اعتماد نباشد، به کار می‌رود.

«فریبنده» با واژگانی چون «حیله‌گر»، «مکار»، «اغواگر»، «جذاب»، «وسوسه‌انگیز» و «گمراه‌کننده» هم‌پوشانی معنایی دارد. با این حال، تفاوت‌های ظریفی نیز وجود دارد. «حیله‌گر» و «مکار» بیشتر بر هوش و نقشه‌های پنهان تأکید دارند. «اغواگر» بیشتر بر جنبه کشش و ترغیب جنسی یا احساسی دلالت دارد. «جذاب» می‌تواند بار معنایی مثبت داشته باشد و لزوماً به معنای فریب نیست. «وسوسه‌انگیز» به چیزی اشاره دارد که میل و اشتیاق ایجاد می‌کند، اما لزوماً فریبنده نیست. «گمراه‌کننده» مستقیماً به ایجاد خطا در درک اشاره دارد، در حالی که «فریبنده» می‌تواند ظاهری جذاب داشته باشد که فرد را به سمت گمراهی می‌کشاند.

使用说明

The word 'فریبنده' is typically used when there's an intention to mislead. While it can describe something visually appealing, the underlying sense is one of deception. It's often used in contexts where appearances are not to be trusted.

常见错误

Using 'فریبنده' when simply meaning 'attractive' or 'beautiful' without any hint of deception. Also, confusing its direct meaning of 'misleading' with more general terms like 'interesting' or 'captivating'.

记忆技巧

Think of a 'frightening' (sounds like 'faribandeh') mask that looks cool but hides something scary. The 'frightening' mask is deceptive.

词源

The word 'فریبنده' is derived from the Persian verb 'فریبیدن' (farībidan), meaning 'to deceive' or 'to trick'. The suffix '-نده' (-andeh) forms the active participle, indicating 'one who deceives' or 'that which deceives'.

文化背景

The theme of deception and hidden motives is a recurring motif in Persian culture, often explored in classical poetry and stories. Recognizing 'فریبنده' helps understand these nuances.

例句

1

این تبلیغ با تصاویر فریبنده، مخاطبان را به خرید محصول تشویق می‌کند.

everyday

This advertisement encourages audiences to buy the product with its deceptive visuals.

2

در داستان، مار افعی به عنوان شخصیتی فریبنده و مکار تصویر شده است.

formal

In the story, the viper is depicted as a deceptive and cunning character.

3

مواظب باش، اون لبخندش خیلی فریبنده‌ست، معلوم نیست تو دلش چی داره.

informal

Be careful, her smile is very deceptive; you don't know what she's thinking.

4

تحلیل‌های اولیه نشان داد که داده‌های فروش ممکن است به دلیل روش‌های جمع‌آوری فریبنده، قابل اتکا نباشند.

academic

Initial analyses suggested that the sales data might not be reliable due to deceptive collection methods.

词族

名词
فریب (farib - deception)
动词
فریبیدن (farībidan - to deceive)
形容词
فریبنده (faribandeh - deceptive)

常见搭配

ظاهر فریبنده Deceptive appearance
وعده‌های فریبنده Deceptive promises
لبخند فریبنده Deceptive smile
روش فریبنده Deceptive method

常用短语

دنیای فریبنده

Deceptive world

عشق فریبنده

Deceptive love

زبان فریبنده

Deceptive tongue

容易混淆的词

فریبنده vs جذاب (Jazāb)

'Jazāb' means attractive or appealing and is often positive. 'Faribandeh' implies attractiveness used to deceive or mislead, carrying a negative connotation.

فریبنده vs حیله‌گر (Hīlehgar)

'Hīlehgar' emphasizes cunning and trickery, often involving clever schemes. 'Faribandeh' focuses more on the misleading appearance or enticement itself.

语法模式

اسم + فریبنده (مثال: ظاهر فریبنده) فریبنده + اسم (مثال: فریبنده وعده‌ها) فاعل + فعل اسنادی + فریبنده (مثال: او فریبنده بود)

Recognize the deceptive appeal

Understand that 'فریبنده' highlights an attraction that hides a trick or falsehood. Look for the hidden motive.

Beware of false promises

When you see 'فریبنده', be cautious about promises or appearances that seem too good to be true.

Common in storytelling

The concept of 'فریبنده' characters or situations is frequent in Persian literature and folklore, often serving as a moral lesson.

自我测试

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

ظاهر ______ او باعث شد که نتوانم حقیقت را تشخیص دهم.

正确! 不太对。 正确答案: فریبنده

کلمه «فریبنده» به معنای گمراه‌کننده است و با توجه به جمله که به عدم تشخیص حقیقت اشاره دارد، مناسب‌ترین گزینه است.

multiple choice

بهترین مترادف برای «فریبنده» کدام است؟

کدام کلمه به بهترین شکل معنای «فریبنده» را می‌رساند؟

正确! 不太对。 正确答案: گمراه‌کننده

«گمراه‌کننده» به معنای چیزی است که باعث خطا در درک یا قضاوت می‌شود و نزدیک‌ترین معنی به «فریبنده» است.

sentence building

کلمات زیر را برای ساختن یک جمله معنی‌دار درباره «فریبنده» مرتب کنید:

او - وعده‌های - فریبنده - بسیار - داد.

正确! 不太对。 正确答案: او وعده‌های بسیار فریبنده داد.

این ترتیب کلمات یک جمله صحیح و معنی‌دار را تشکیل می‌دهد که در آن «فریبنده» صفت «وعده‌ها» است.

得分: /3

常见问题

4 个问题

در بیشتر موارد، «فریبنده» بار معنایی منفی دارد و به قصد گمراه کردن اشاره می‌کند. با این حال، گاهی اوقات ممکن است در بافت‌های ادبی یا هنری برای توصیف جذابیت ظاهری که کمی مرموز یا غیرقابل پیش‌بینی است، به کار رود، اما همچنان هشدار فریب در آن نهفته است.

«جذاب» به معنای دلربا و گیرا بودن است و می‌تواند کاملاً مثبت باشد. اما «فریبنده» علاوه بر جذابیت، جنبه گمراه‌کننده و فریب را نیز در خود دارد. یک چیز می‌تواند جذاب باشد بدون اینکه فریبنده باشد، اما یک چیز فریبنده معمولاً جذابیت ظاهری دارد تا بتواند فریب دهد.

از این کلمه برای توصیف موقعیت‌های کاملاً صادقانه، شفاف و بدون هیچ‌گونه پنهان‌کاری استفاده نکنید. همچنین، اگر منظور شما صرفاً زیبایی یا دلنشین بودن است و هیچ جنبه گمراه‌کننده‌ای وجود ندارد، بهتر است از کلمات دیگری مانند «زیبا»، «دلنشین» یا «جذاب» استفاده کنید.

بله، «فریبنده» می‌تواند برای توصیف ظاهر یا ویژگی‌های اشیاء بی‌جان نیز به کار رود، به خصوص اگر آن ظاهر یا ویژگی به گونه‌ای باشد که فرد را به اشتباه بیندازد یا انتظاری کاذب ایجاد کند. برای مثال، یک تبلیغ فریبنده یا یک ظاهر فریبنده.

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!