شنا کردن
To swim.
شنا کردن is the fundamental Persian verb for swimming, essential for discussing water activities and sports.
30秒词汇
- To move through water using limbs.
- Commonly done for recreation or sport.
- Can be done in pools, lakes, rivers, or seas.
- A healthy and popular physical activity.
Summary
شنا کردن is the fundamental Persian verb for swimming, essential for discussing water activities and sports.
- To move through water using limbs.
- Commonly done for recreation or sport.
- Can be done in pools, lakes, rivers, or seas.
- A healthy and popular physical activity.
Start with the Basics
Begin by learning to float and then simple movements. Focus on breathing techniques early on. Don't be afraid to ask for help from instructors or experienced swimmers.
Never Swim Alone
Always swim in designated areas, preferably with a lifeguard present. Avoid swimming alone, especially in open water or unfamiliar conditions, to ensure safety.
Public Pools Etiquette
In Iran, showering before entering the pool is mandatory. Follow signs for gender-separated swimming times or facilities. Respect others' space and avoid excessive splashing.
Mastering Strokes
Once comfortable, focus on refining specific strokes like freestyle (kral sineh) or breaststroke (ghurbaqeh). Proper technique maximizes efficiency and speed.
例句
6 / 8هوا خیلی گرم است، بیا برویم استخر و کمی شنا کنیم.
The weather is very hot, let's go to the pool and swim a bit.
برای حفظ تناسب اندام، او هر روز صبح به مدت یک ساعت شنا میکند.
To maintain her fitness, she swims for an hour every morning.
مربی شنا به دانشآموزان نحوه صحیح تنفس در آب را آموزش داد.
The swimming coach taught the students how to breathe correctly in the water.
شنا کردن در دریای خزر میتواند لذتبخش باشد، اما باید مراقب امواج بود.
Swimming in the Caspian Sea can be enjoyable, but one must be careful of the waves.
قهرمان ملی در مسابقات شنای ۱۰۰ متر رکورد جدیدی ثبت کرد.
The national champion set a new record in the 100-meter swimming competition.
در دوران کودکی، تابستانها را با شنا کردن در رودخانه سپری میکردیم.
In childhood, we used to spend summers swimming in the river.
词族
记忆技巧
Imagine a 'شنا' (snake) gracefully 'کردن' (doing) a water ballet – it's swimming!
**مفهوم کلی و ظرافتها:**
“شنا کردن” فعل اصلی در زبان فارسی برای بیان عمل حرکت در آب است. این کلمه بار معنایی مثبتی دارد و اغلب با مفاهیمی چون تفریح، سلامت، ورزش، و ارتباط با طبیعت (دریا، رودخانه، استخر) همراه است. در سطحیترین معنا، یعنی “حرکت در آب”، اما بسته به بافت میتواند ظرافتهای بیشتری داشته باشد. مثلاً “شنا کردن قورباغه” با “شنا کردن کرال سینه” متفاوت است. در زبان فارسی، “شنا” به عنوان اسم مصدر نیز به کار میرود و به خود عمل شنا کردن یا مکانی که در آن شنا میکنند (استخر شنا) اشاره دارد. این کلمه هیچ بار معنایی منفی یا نامناسبی ندارد و در هر موقعیتی قابل استفاده است.
**الگوهای کاربرد:**
- رسمی در مقابل غیررسمی: “شنا کردن” در هر دو حالت رسمی و غیررسمی کاربرد دارد. در مکالمات روزمره، مردم به سادگی میگویند: “امروز رفتم استخر شنا کردم.” در متون رسمیتر مانند گزارشهای ورزشی یا مقالات علمی (در مورد فیزیولوژی شنا)، همین فعل به کار میرود.
- نوشتاری در مقابل گفتاری: این فعل در هر دو حالت بسیار رایج است. در گفتار روزمره، ممکن است خلاصهتر شود یا با افعال کمکی همراه شود. در نوشتار، بسته به نوع متن، میتواند دقیقتر و با جزئیات بیشتری بیان شود.
- تفاوتهای منطقهای: در ایران، تفاوت عمدهای در کاربرد این فعل در مناطق مختلف وجود ندارد. “شنا کردن” یک واژه استاندارد و پذیرفته شده در سراسر کشور است.
**زمینههای رایج:**
- کار: در محیطهای کاری مرتبط با ورزشهای آبی، نجات غریق، یا هتلها و مجموعههای تفریحی که استخر دارند، این فعل به طور مداوم استفاده میشود. مثلاً: “مربی شنا باید بتواند اصول شنا کردن را به خوبی آموزش دهد.”
- مدرسه: در درس تربیت بدنی، “شنا کردن” یکی از فعالیتهای اصلی است. “دانشآموزان در زنگ ورزش شنا کردن در استخر را یاد گرفتند.”
- زندگی روزمره: در فصل تابستان، رفتن به استخر یا دریا برای “شنا کردن” یک فعالیت تفریحی رایج است. “هوا خیلی گرمه، بیا بریم لب دریا شنا کنیم.”
- رسانه و ادبیات: در اخبار ورزشی، فیلمها، داستانها و شعرها، “شنا کردن” به وفور یافت میشود. ممکن است برای توصیف آرامش، رهایی، یا حتی تقلا به کار رود. “شاعر در وصف دریا گفت: موجها او را به آغوش میکشیدند و او چون قایقی کوچک، در پهنه آب شنا میکرد.”
**مقایسه با کلمات مشابه:**
- غواصی کردن (Diving): غواصی معمولاً به معنی فرو رفتن در زیر آب، اغلب با تجهیزات ویژه، برای مدت طولانیتر و با اهداف خاص (مانند اکتشاف یا عکاسی زیر آب) است. شنا کردن بیشتر روی سطح آب یا با نفسگیریهای کوتاه زیر آب تمرکز دارد.
- شناور بودن (Floating): شناور بودن به معنی ماندن روی سطح آب بدون حرکت فعال است، در حالی که شنا کردن مستلزم حرکت ارادی برای پیشروی است.
- آبتنی کردن (Bathing/Splashing): این کلمه بیشتر به معنی بازی کردن یا خنک شدن در آب، بدون لزوماً انجام حرکات منظم شنا است. “آبتنی” میتواند شامل پاشیدن آب به این طرف و آن طرف یا راه رفتن در آب کمعمق باشد.
**سطح و لحن:**
“شنا کردن” یک کلمه خنثی است و در اکثر موقعیتها (از مکالمات دوستانه گرفته تا متون رسمی) قابل استفاده است. لحن آن معمولاً شاد، سالم، و تفریحی است، مگر اینکه در بافتی خاص (مانند گزارش حادثه غرق شدن) به کار رود که در این صورت بار معنایی متفاوتی خواهد داشت.
**ترکیبات رایج (Collocations):**
- شنا کردن در استخر: رایجترین ترکیب، اشاره به مکان شنا.
- شنا کردن در دریا/رودخانه/دریاچه: اشاره به مکانهای طبیعی.
- شنا کردن قورباغه/کرال/پشت: نام سبکهای مختلف شنا.
- شنا کردن حرفهای: اشاره به شنا به عنوان یک ورزش تخصصی.
- شنا کردن برای سلامتی: اشاره به جنبه ورزشی و سلامتی.
- یاد گرفتن شنا کردن: فراگیری این مهارت.
- مربی شنا: شخصی که شنا کردن را آموزش میدهد.
- کلاس شنا: دوره آموزشی برای یادگیری شنا.
使用说明
The verb 'شنا کردن' is neutral and widely applicable. It's used in everyday conversation, sports contexts, and even formal writing. Avoid using it for actions like diving (غواصی کردن) or simply playing in shallow water (آبتنی کردن), as it implies purposeful movement through water. Ensure correct conjugation based on tense and subject.
常见错误
Learners sometimes mistakenly use 'شنا رفتن' instead of 'شنا کردن'. The correct idiomatic expression is 'شنا کردن'. Another common error is confusing it with 'غواصی کردن' (diving). Remember, 'شنا کردن' is about moving on or near the surface, while 'غواصی کردن' is about going underwater.
记忆技巧
Imagine a 'شنا' (snake) gracefully 'کردن' (doing) a water ballet – it's swimming!
词源
The word 'شنا' comes from Middle Persian 'šn' (meaning 'to swim'). The verb 'کردن' (to do/make) is combined with 'شنا' to form the common verb 'شنا کردن', meaning 'to do swimming'.
文化背景
Swimming is a popular recreational and sporting activity in Iran, especially during summer. Public swimming pools (استخر شنا) are common, and many have separate hours or facilities for men and women. Learning to swim is considered an important life skill, and competitive swimming is a recognized sport.
例句
هوا خیلی گرم است، بیا برویم استخر و کمی شنا کنیم.
everydayThe weather is very hot, let's go to the pool and swim a bit.
برای حفظ تناسب اندام، او هر روز صبح به مدت یک ساعت شنا میکند.
health/fitnessTo maintain her fitness, she swims for an hour every morning.
مربی شنا به دانشآموزان نحوه صحیح تنفس در آب را آموزش داد.
formal/instructionalThe swimming coach taught the students how to breathe correctly in the water.
شنا کردن در دریای خزر میتواند لذتبخش باشد، اما باید مراقب امواج بود.
informal/advisorySwimming in the Caspian Sea can be enjoyable, but one must be careful of the waves.
قهرمان ملی در مسابقات شنای ۱۰۰ متر رکورد جدیدی ثبت کرد.
sports/newsThe national champion set a new record in the 100-meter swimming competition.
در دوران کودکی، تابستانها را با شنا کردن در رودخانه سپری میکردیم.
literary/reminiscenceIn childhood, we used to spend summers swimming in the river.
شرکت ما برای کارکنان خود کلاسهای شنا در استخر مجموعه برگزار میکند.
business/corporateOur company organizes swimming classes for its employees at the facility's pool.
مطالعهای در مورد تأثیرات فیزیولوژیکی شنا کردن بر بدن انسان منتشر شده است.
academicA study on the physiological effects of swimming on the human body has been published.
词族
常见搭配
常用短语
وقت شنا کردنه!
It's time to swim!
شنا کردن بلدی؟
Do you know how to swim?
دلم میخواد برم شنا.
I feel like going swimming.
容易混淆的词
While both involve being in water, 'غواصی کردن' means diving underwater, often with equipment, for exploration or extended periods. 'شنا کردن' is primarily about moving on or near the surface. Example: He enjoys diving (غواصی) to see coral reefs, but prefers swimming (شنا کردن) in the shallows.
'آبتنی کردن' is more about splashing, playing, or bathing in water, often casually. 'شنا کردن' implies a more deliberate and structured movement to travel through water. Example: The kids were splashing (آبتنی میکردند) happily, while the adults were swimming (شنا میکردند) laps.
'شناور بودن' means to float or be buoyant on the water's surface without active movement. 'شنا کردن' requires active use of limbs to move. Example: The log was floating (شناور بود) on the river; the swimmer was swimming (شنا میکرد) alongside it.
语法模式
Start with the Basics
Begin by learning to float and then simple movements. Focus on breathing techniques early on. Don't be afraid to ask for help from instructors or experienced swimmers.
Never Swim Alone
Always swim in designated areas, preferably with a lifeguard present. Avoid swimming alone, especially in open water or unfamiliar conditions, to ensure safety.
Public Pools Etiquette
In Iran, showering before entering the pool is mandatory. Follow signs for gender-separated swimming times or facilities. Respect others' space and avoid excessive splashing.
Mastering Strokes
Once comfortable, focus on refining specific strokes like freestyle (kral sineh) or breaststroke (ghurbaqeh). Proper technique maximizes efficiency and speed.
自我测试
Fill in the blank with the correct form of 'شنا کردن'
کودکان در فصل تابستان دوست دارند در استخر ______.
The sentence describes children's activity in a pool during summer, and 'شنا کنند' (to swim) is the most appropriate action.
Choose the correct meaning of 'شنا کردن'
What does 'شنا کردن' mean?
'شنا کردن' specifically refers to the act of propelling oneself through water.
Arrange the words to form a correct sentence.
در / استخر / او / شنا / کرد
The standard Persian sentence structure is Subject-Object-Verb (or Subject-Prepositional Phrase-Verb). 'او' (he/she) is the subject, 'در استخر' (in the pool) is the prepositional phrase, and 'شنا کرد' (swam) is the verb.
Find and fix the error in the sentence.
من فردا در دریا شنا خواهم رفت.
The verb for swimming is 'شنا کردن', not 'شنا رفتن'. 'رفتن' is used for movement towards a destination, while 'کردن' forms the verb phrase with 'شنا'.
得分: /4
视觉学习工具
Word Family
Nouns
- شنا
- شناگر
- استخر شنا
Verbs
- شنا کردن
Usage Contexts
Academic
- تحقیقات نشان میدهد شنا کردن منظم به بهبود عملکرد قلب کمک میکند.
Daily Life
- تابستان فصل خوبی برای رفتن به استخر و شنا کردن است.
Sports
- او در مسابقات شنای جوانان مقام اول را کسب کرد.
Leisure
- بعد از یک هفته کاری سخت، شنا کردن در دریا آرامشبخش است.
常见问题
8 个问题شما میتوانید این فعل را مانند سایر افعال فارسی صرف کنید. برای مثال: «من شنا کردن را دوست دارم.» یا «او دیروز در استخر شنا کرد.»
خیر، «شنا کردن» به معنی حرکت در هر نوع آبی است، چه استخر، چه دریا، چه رودخانه یا دریاچه. فقط مکانی که شنا میکنید تغییر میکند.
«شنا کردن» معمولاً به حرکت هدفمند در آب برای جابجایی اشاره دارد، در حالی که «آبتنی کردن» بیشتر به معنی بازی کردن، خنک شدن یا لذت بردن از آب، بدون لزوماً شنای حرفهای است.
«شنا کردن» معمولاً یک فعل لازم است، یعنی به مفعول مستقیم نیاز ندارد. شما «در استخر شنا میکنید»، نه اینکه «استخر را شنا میکنید».
بهترین راه شرکت در کلاسهای آموزشی شنا زیر نظر مربی مجرب است. آنها تکنیکهای صحیح را به شما آموزش میدهند.
بله، اگرچه در هوای سرد کمتر رایج است، اما استخرهای سرپوشیده امکان شنا کردن در تمام طول سال را فراهم میکنند. همچنین در مناطق گرمسیر شنا در دریا یا استخر در زمستان هم مرسوم است.
سبکهای کرال سینه، قورباغه، و شنای پروانه از معروفترین و رایجترین سبکهای شنا هستند که در کلاسهای آموزشی تدریس میشوند.
بله، شنا کردن یک ورزش هوازی عالی است که به تقویت قلب و عروق، افزایش انعطافپذیری، کاهش استرس و تقویت عضلات کل بدن کمک میکند.
相关表达
相关词汇
更多sports词汇
آب تنی کردن
B1To move through water using one's limbs; to take a bath.
آبتنی کردن
A2To swim, bathe (in water).
المپیک
A2A series of international athletic competitions held every four years.
امتیاز
A2A number expressing the quality of a player's performance; a score or point.
اسکی
A2The sport of gliding over snow on skis, skiing.
استخر
A1Swimming pool; an artificial basin of water for swimming.
باخت
A1Loss, defeat.
باختن
A2To fail to win a game, contest, or election.
باشگاه
A2Club, gym, sports club.
بازنده
A1A loser, the person or team that loses.