Use 'دکان' for small, traditional shops; avoid in formal business contexts. It implies simplicity and often age.
الكلمة في 30 ثانية
- A small, traditional shop, often selling basic goods.
- Carries a connotation of simplicity, age, or modesty.
- Common in daily conversation and traditional markets.
- Less formal than 'store' or 'shop'.
Overview
واژه «دکان» در زبان فارسی، بیش از آنکه صرفاً به معنای یک «مغازه» باشد، بار معنایی و فرهنگی خاصی را با خود حمل میکند. درک این ظرافتها به زبانآموز کمک میکند تا کاربرد صحیح و متناسب با موقعیت را تشخیص دهد.
۱. مفهوم، ظرافتها و بار معنایی:
«دکان» در اصل به مکانی اطلاق میشود که در آن خرید و فروش انجام میگیرد، اما معمولاً این مکان کوچک، ساده و اغلب در یک راسته یا بازارچه قرار دارد. برخلاف «فروشگاه» یا «مغازه» که واژگانی خنثیتر هستند، «دکان» گاهی اوقات حس کهنگی، قدمت، یا حتی کوچکی و سادگی بیش از حد را القا میکند. این واژه میتواند بار معنایی مثبت (مانند دکانهای سنتی و صنایع دستی) یا گاهی منفی (مانند دکانهای اجناس بنجل یا کسبوکارهای غیررسمی) داشته باشد. در گذشته، «دکان» تنها شکل رایج محل کسب بود و بسیاری از مشاغل، از بقالی و عطاری گرفته تا آهنگری و زرگری، در دکانهای خود فعالیت میکردند. امروزه نیز در بازارهای سنتی و محلی، همچنان از این واژه استفاده میشود. همچنین، در تعابیر عامیانه، «دکان» گاهی به معنای تظاهر، نمایش یا مکانی برای فریب نیز به کار میرود (مانند «دکان باز کردن»).
۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقهای):
- گفتاری و غیررسمی: «دکان» به وفور در مکالمات روزمره و غیررسمی به کار میرود. وقتی کسی در مورد بقالی سر کوچه، میوهفروشی محله یا یک کارگاه کوچک صحبت میکند، اغلب از واژه «دکان» استفاده میکند. مثال: «رفتم دکان سر کوچه یه نون بخرم.»
- نوشتاری: در متون رسمی و اداری، کمتر از «دکان» استفاده میشود و واژههایی مانند «فروشگاه»، «واحد صنفی»، «واحد تجاری» یا «مغازه» ترجیح داده میشوند. اما در ادبیات داستانی، خاطرهنویسی، و متون تاریخی که به توصیف گذشته میپردازند، «دکان» کاربرد فراوان دارد. همچنین در برخی عناوین خبری یا گزارشهایی که به بازارهای سنتی یا کسبوکارهای کوچک میپردازند، ممکن است دیده شود.
- منطقهای: در برخی مناطق ایران، ممکن است کاربرد «دکان» نسبت به مناطق دیگر رایجتر یا با بار معنایی کمی متفاوت باشد، اما به طور کلی، در سراسر فارسیزبانان شناخته شده است.
- کاربرد مجازی: در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، گاهی برای اشاره به صفحات فروش آنلاین یا کسبوکارهای کوچک اینترنتی نیز به شوخی یا به طور غیررسمی از «دکان» استفاده میشود، مانند «دکان من در اینستاگرام».
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- زندگی روزمره: خرید از بقالی، میوهفروشی، نانوایی، سبزیفروشی، کفشدوزی سیار، تعمیرکاران سیار (مانند تعمیرکار پنچر لاستیک که گاهی «دکان سیار» دارد).
- بازارهای سنتی: دکانهای بازار بزرگ تهران، دکانهای مسگرها، عطاریها، فرشفروشیهای سنتی.
- ادبیات و هنر: توصیف شخصیتها و فضاهای گذشته در داستانها و رمانها، اشعار کهن، نمایشهای سنتی (مانند نقالی).
- ضربالمثلها و اصطلاحات: «دکان باز کردن» (شروع به کار یا تظاهر کردن)، «دکاندار» (صاحب دکان، کاسب).
۴. مقایسه با واژگان مشابه:
- مغازه: «مغازه» واژهای عمومیتر و خنثیتر است و میتواند شامل فروشگاههای بزرگتر و مدرنتر هم بشود. «دکان» معمولاً کوچکتر و سنتیتر است.
- فروشگاه: «فروشگاه» اغلب به مکانهای بزرگتر، سازمانیافتهتر و با تنوع کالای بیشتر اشاره دارد (مانند فروشگاه زنجیرهای، فروشگاه بزرگ). «دکان» در این مقیاس نمیگنجد.
- کسبه/کاسب: این واژهها به شخص صاحب دکان یا کسی که شغلش خرید و فروش است اشاره دارند، نه خود محل کسب.
- واحد صنفی/تجاری: اینها اصطلاحات اداری و رسمیتری هستند که به طور کلی به هر واحدی که فعالیت تجاری دارد، اطلاق میشود.
۵. سطح زبانی و لحن:
«دکان» عمدتاً در سطح زبانی غیررسمی و روزمره به کار میرود. استفاده از آن در مکاتبات اداری، سخنرانیهای رسمی یا متون علمی معمول نیست، مگر اینکه بخواهیم به طور خاص به یک مغازه کوچک و سنتی اشاره کنیم یا در یک بافت ادبی خاص.
۶. همآیندها (Collocations) رایج:
- دکان بقالی: یک دکان کوچک که خواربار و مواد غذایی اولیه میفروشد.
- دکان عطاری: مکانی که ادویهها، گیاهان دارویی و عرقیات سنتی فروخته میشود.
- دکان نانوایی: تنور و محل پخت و فروش نان.
- دکان کوچک: تاکیدی بر کوچکی اندازه محل کسب.
- دکان قدیمی: اشاره به قدمت و ظاهر سنتی محل کسب.
- دکان باز کردن: شروع به کار، شروع به تظاهر یا فریبکاری.
- دکاندار: صاحب دکان، کاسب.
- اجاره دکان: کرایه کردن محل کسب.
أمثلة
پیرمرد در دکان کوچکش، عطر ادویههای رنگارنگ را به مشام میرساند.
literaryThe old man, in his small shop, offered the scent of colorful spices.
برای خرید نخود و کشمش، معمولاً به دکان بقالی سر کوچه میرویم.
everydayTo buy chickpeas and raisins, we usually go to the corner grocery store.
این دکان عتیقهفروشی، اشیاء بسیار نایابی دارد.
everydayThis antique shop has very rare items.
در بازار سنتی، هر دکانداری مشتریان ثابت خود را دارد.
everydayIn the traditional bazaar, each shopkeeper has their regular customers.
پس از سالها کارمندی، بالاخره دکان خود را باز کرد.
informalAfter years of being an employee, he finally opened his own shop.
این اصطلاح در متون تاریخی که به توصیف زندگی شهری قدیم میپردازند، به کرات دیده میشود.
academicThis term is frequently seen in historical texts describing old urban life.
آنها یک دکان کوچک در گوشه خیابان اجاره کردهاند.
businessThey have rented a small shop on the street corner.
کودک با چشمهای گرد شده به دکان شیرینیفروشی خیره شده بود.
everydayThe child stared at the sweet shop with wide eyes.
تلازمات شائعة
العبارات الشائعة
دکان باز کردن
To open a shop / To start a business / To put on a show
دکان سر کوچه
Corner shop
دکاندار محل
Local shopkeeper
يُخلط عادةً مع
'Maghāzeh' is a more general and neutral term for any shop, large or small, modern or traditional. 'Dokkān' specifically implies a smaller, simpler, and often older-style shop.
'Forushgāh' usually refers to a larger establishment, like a store, supermarket, or department store. It's rarely used for the small, humble places 'd শব্দের' describes.
'Kāsib' refers to the person, the shopkeeper or trader, while 'd শব্দের' refers to the place (the shop) where the 'kāsib' works.
أنماط نحوية
ملاحظات الاستخدام
Primarily used in informal spoken Persian to refer to small, traditional shops. Avoid in formal business or academic writing unless discussing historical contexts or specific types of small businesses. Can sometimes carry a slightly humble or even negative connotation depending on context, especially when used figuratively ('دکان باز کردن'). In some regions or contexts, 'دکون' (dokkun) is a common colloquial variant.
أخطاء شائعة
Learners might overuse 'دکان' in formal settings where 'فروشگاه' or 'مغازه' would be more appropriate. Confusing the place ('دکان') with the person ('دکاندار' or 'کاسب') is also a potential error. Be mindful that 'دکان باز کردن' can mean 'to start a business' but also 'to put on a pretense'.
نصيحة للحفظ
Imagine a tiny, old-fashioned 'doc' (doctor) operating his 'kahn' (container/shop) filled with herbs – a 'Dokkān' is a small, traditional shop!
أصل الكلمة
The word 'دکان' (dokkān) originates from the Middle Persian word 'dʾpkʾn' (dapākān), meaning 'shop' or 'stall'. It ultimately derives from Proto-Iranian roots related to 'selling' or 'trading'. It has remained remarkably consistent in meaning.
السياق الثقافي
The 'dokan' is a fundamental part of the traditional Iranian urban landscape, particularly within the bustling bazaars. These small shops often represent generations of family businesses and are centers of community interaction, not just commerce. The concept is deeply embedded in Persian literature and folklore, symbolizing local commerce and craftsmanship.
Visualize Small & Traditional
When you hear 'دکان', picture a small, perhaps old-fashioned shop, like a corner grocery or a spice stall in a bazaar.
Avoid in Formal Business
Steer clear of 'دکان' in official documents, business proposals, or formal meetings. Use 'فروشگاه' (store) or 'واحد تجاری' (commercial unit) instead.
Bazaar Nostalgia
'دکان' evokes a sense of nostalgia for traditional Iranian bazaars, bustling with small, specialized shops and artisans.
Figurative Use
Recognize the metaphorical use of 'دکان باز کردن' (to open a shop), meaning to start a business, but also to put on a show or deceive.
الأسئلة الشائعة
8 أسئلةبله، «دکان» معمولاً به مغازههای کوچک، ساده و اغلب سنتی اشاره دارد. در مقابل فروشگاههای بزرگ و مدرن، این واژه حس کوچکی و سادگی را منتقل میکند.
«مغازه» واژهای عمومیتر و خنثیتر است و میتواند شامل انواع مختلفی از فروشگاهها باشد، در حالی که «دکان» بیشتر بر کوچکی، سادگی و گاهی قدمت تأکید دارد.
در مکالمات و متون بسیار رسمی مانند نامههای اداری یا مقالات علمی، بهتر است از واژههایی مانند «فروشگاه» یا «واحد تجاری» استفاده شود. «دکان» بیشتر در بافت غیررسمی کاربرد دارد.
این اصطلاح دو معنی دارد: ۱. شروع به کار یک مغازه یا کسبوکار جدید. ۲. به طور کنایهآمیز، به معنای تظاهر کردن، نمایش دادن یا تلاش برای فریب دیگران است.
در گذشته بله، اما امروزه گاهی به صورت غیررسمی و طنزآمیز برای صفحات فروش در شبکههای اجتماعی یا کسبوکارهای آنلاین کوچک نیز به کار میرود.
کالاهای مورد نیاز روزمره مانند نان، سبزی، میوه، خواربار (در دکان بقالی)، یا کالاهای سنتی و تخصصی مانند ادویه (در دکان عطاری) یا صنایع دستی.
گاهی اوقات بله. اگر منظور یک کسبوکار غیرمعتبر، اجناس بیکیفیت یا تظاهر باشد، «دکان» میتواند بار معنایی منفی پیدا کند، مخصوصاً در اصطلاح «دکان باز کردن».
دقیقاً. «دکاندار» به فردی گفته میشود که صاحب یک «دکان» است و به خرید و فروش در آن مشغول است؛ یعنی کاسب یا مغازهدار.
اختبر نفسك
Fill in the blank with the most appropriate word.
پیرمرد در ______ کوچکش نشسته بود و کتاب میخواند.
«دکان» بهترین واژه برای توصیف یک مغازه کوچک و سنتی است که با فضای پیرمرد و کتاب خواندن او همخوانی دارد.
Choose the correct meaning of 'دکان' in this sentence.
«او دکان باز کرد و شروع به فروش شیرینی کرد.»
در این جمله، «دکان باز کرد» به معنای راهاندازی یک کسبوکار کوچک و فروشگاه فیزیکی است.
Arrange the words to form a correct and natural Persian sentence.
میوه / دکان / تازهی / فروش / میفروشد
ترتیب نهاد (دکان)، مضافالیه (میوهی تازه) و فعل (میفروشد) ساختار صحیح جمله را تشکیل میدهد.
Find and fix the error in the sentence.
من برای خرید نان به فروشگاه بزرگ رفتم.
برای خرید نان که معمولاً از یک مغازه کوچک تهیه میشود، استفاده از «دکان» یا «نانوایی» مناسبتر از «فروشگاه بزرگ» است، مگر اینکه منظور یک سوپرمارکت بزرگ باشد.
🎉 النتيجة: /4
Summary
Use 'دکان' for small, traditional shops; avoid in formal business contexts. It implies simplicity and often age.
- A small, traditional shop, often selling basic goods.
- Carries a connotation of simplicity, age, or modesty.
- Common in daily conversation and traditional markets.
- Less formal than 'store' or 'shop'.
Visualize Small & Traditional
When you hear 'دکان', picture a small, perhaps old-fashioned shop, like a corner grocery or a spice stall in a bazaar.
Avoid in Formal Business
Steer clear of 'دکان' in official documents, business proposals, or formal meetings. Use 'فروشگاه' (store) or 'واحد تجاری' (commercial unit) instead.
Bazaar Nostalgia
'دکان' evokes a sense of nostalgia for traditional Iranian bazaars, bustling with small, specialized shops and artisans.
Figurative Use
Recognize the metaphorical use of 'دکان باز کردن' (to open a shop), meaning to start a business, but also to put on a show or deceive.
أمثلة
6 من 8پیرمرد در دکان کوچکش، عطر ادویههای رنگارنگ را به مشام میرساند.
The old man, in his small shop, offered the scent of colorful spices.
برای خرید نخود و کشمش، معمولاً به دکان بقالی سر کوچه میرویم.
To buy chickpeas and raisins, we usually go to the corner grocery store.
این دکان عتیقهفروشی، اشیاء بسیار نایابی دارد.
This antique shop has very rare items.
در بازار سنتی، هر دکانداری مشتریان ثابت خود را دارد.
In the traditional bazaar, each shopkeeper has their regular customers.
پس از سالها کارمندی، بالاخره دکان خود را باز کرد.
After years of being an employee, he finally opened his own shop.
این اصطلاح در متون تاریخی که به توصیف زندگی شهری قدیم میپردازند، به کرات دیده میشود.
This term is frequently seen in historical texts describing old urban life.
هذه الكلمة بلغات أخرى
قواعد ذات صلة
عبارات ذات صلة
مفردات ذات صلة
مزيد من كلمات daily_life
عابر بانک
A2An ATM (Automated Teller Machine).
عادت
A2Habit; a regular tendency or practice.
عصر
A1Afternoon; evening
عطر
A1A fragrant liquid applied to the body; perfume.
عینک
A1Glasses, spectacles.
عینک آفتابی
A1Glasses with tinted lenses to protect the eyes from the sun; sunglasses.
ابزار
A1A device or implement, especially one held in the hand; a tool.
اداره پست
A2A place where postal services are handled, post office.
ادکلن
A2A light perfume, especially one used by men.
اجاره کردن
A1To pay money for the use of something for a period; to rent.