شبكة الكلمة: خویش
تم العثور على 12 روابط
شبكة تفاعلية
كلمات ذات صلة (5)
روابط نحوية (1)
تُستخدم في عبارات (6)
هر چیز به جای خویش نیکوست.
Everything is good in its place.
هر کس به فکر خویشه، کدو کاره به فکر ریشه.
Everyone thinks of themselves, pumpkin thinks of its roots
هر کس خود داند و خدای خویش.
Each person knows themselves and their God.
هر که نان از عمل خویش خورد، منت حاتم نکشد
He who eats bread from his own labor, owes no favor
بر سخن خویش پای فشردن
To press foot on one's own word
صلاح مملکت خویش خسروان دانند
Kings know their kingdom's welfare