B2 noun

واگرایی

vagarayi

أمثلة حسب المستوى

1

یک واگرایی آشکار بین نظرات مردم و تصمیمات دولت وجود دارد.

There is a clear divergence between the opinions of the people and the government's decisions.

آشکار (āškār) - clear, obvious

2

ما شاهد واگرایی در مسیرهای شغلی آن‌ها بودیم.

We observed a divergence in their career paths.

شاهد بودن (šāhed budan) - to observe, to witness

3

واگرایی فکری بین اعضای گروه منجر به شکست پروژه شد.

Intellectual divergence among group members led to the project's failure.

فکری (fekri) - intellectual, thought-related

4

در این نقاشی، واگرایی رنگ‌ها حس حرکت را ایجاد می‌کند.

In this painting, the divergence of colors creates a sense of movement.

نقاشی (naqqāši) - painting; ایجاد کردن (ījād kardan) - to create

5

پس از سال‌ها دوستی، واگرایی منافع باعث جدایی آن‌ها شد.

After years of friendship, a divergence of interests caused their separation.

منافع (manāfe') - interests (plural of منفعت); جدایی (jodā'i) - separation

6

اقتصاددانان نگران واگرایی نرخ رشد بین مناطق مختلف هستند.

Economists are concerned about the divergence of growth rates between different regions.

اقتصاددانان (eqtesād-dānān) - economists; نگران (negarān) - concerned

7

واگرایی فرهنگی می‌تواند چالش‌هایی را در روابط بین‌الملل ایجاد کند.

Cultural divergence can create challenges in international relations.

چالش (čāleš) - challenge; روابط بین‌الملل (ravābet-e beyn-ol-melal) - international relations

8

اگرچه در ابتدا موافق بودند، اما به تدریج واگرایی دیدگاه‌ها آشکار شد.

Although they initially agreed, a divergence of views gradually became clear.

به تدریج (be tadrij) - gradually; دیدگاه‌ها (didgāh-hā) - views, perspectives

تعبيرات اصطلاحية

"واگرایی فکری"

Divergence of thought / Intellectual divergence

واگرایی فکری بین اعضای گروه، تصمیم‌گیری را دشوار کرد.

neutral

"واگرایی فرهنگی"

Cultural divergence

با وجود جهانی شدن، هنوز شاهد واگرایی فرهنگی در مناطق مختلف جهان هستیم.

neutral

"واگرایی اقتصادی"

Economic divergence

سیاست‌های اقتصادی جدید منجر به واگرایی اقتصادی بین طبقات جامعه شد.

neutral

"واگرایی عقاید"

Divergence of opinions

واگرایی عقاید در جلسه، بحث‌های زیادی را به دنبال داشت.

neutral

"واگرایی مسیر"

Divergence of paths

پس از فارغ‌التحصیلی، مسیر زندگی آنها دچار واگرایی شد.

neutral

"واگرایی در رفتار"

Divergence in behavior

واگرایی در رفتار او، شک و تردیدهایی را ایجاد کرد.

neutral

"واگرایی ژنتیکی"

Genetic divergence

محققان در حال بررسی واگرایی ژنتیکی بین گونه‌های مختلف هستند.

formal

"واگرایی دیدگاه"

Divergence of viewpoint

واگرایی دیدگاه‌ها، مانع از توافق نهایی شد.

neutral

"نشانه‌های واگرایی"

Signs of divergence

نشانه‌های واگرایی در روابط آنها به وضوح دیده می‌شد.

neutral

"واگرایی سیاسی"

Political divergence

واگرایی سیاسی بین دو حزب، منجر به بن‌بست شد.

neutral

اختبر نفسك 6 أسئلة

listening B1

Cultural divergence is evident in this region.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: واگرایی فرهنگی در این منطقه مشهود است.
صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:
listening B1

Divergence is seen between the policies of the two countries.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: بین سیاست‌های دو کشور واگرایی دیده می‌شود.
صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:
listening B1

Has divergence in their beliefs caused a problem?

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: آیا واگرایی در عقاید آنها مشکلی ایجاد کرده است؟
صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:
speaking B1

Read this aloud:

واگرایی می‌تواند به معنای تفاوت باشد.

Focus: واگرایی

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:
speaking B1

Read this aloud:

چرا واگرایی بین دو گروه ایجاد شده است؟

Focus: ایجاد شده است

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:
speaking B1

Read this aloud:

واگرایی در رفتار او مرا نگران کرده است.

Focus: نگران کرده است

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:

/ 6 correct

Perfect score!

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!