پناهنده
Refugee; a person who has been forced to leave their country due to war, persecution, or disaster.
A refugee is someone compelled to flee their homeland due to well-founded fears of persecution or danger.
الكلمة في 30 ثانية
- Forced to leave country due to war or persecution.
- Seeks safety and protection abroad.
- Legally distinct from a regular migrant.
Summary
A refugee is someone compelled to flee their homeland due to well-founded fears of persecution or danger.
- Forced to leave country due to war or persecution.
- Seeks safety and protection abroad.
- Legally distinct from a regular migrant.
Understand the core meaning of 'refugee'.
Remember that 'refugee' implies forced displacement due to serious threats like war or persecution, not just economic reasons.
Distinguish from 'asylum seeker'.
An asylum seeker is someone whose claim for refugee status is still pending; a refugee has been officially recognized.
Respect refugee experiences.
Recognize the immense challenges and trauma refugees often face, and approach discussions with empathy and sensitivity.
أمثلة
4 من 4بسیاری از پناهندگان به دنبال مکانی امن برای زندگی هستند.
Many refugees are looking for a safe place to live.
وضعیت پناهندگان در مناطق جنگزده بسیار نگرانکننده است.
The situation of refugees in war-torn regions is very concerning.
اونا مجبور شدن به خاطر جنگ پناهنده بشن.
They had to become refugees because of the war.
کنوانسیون ژنو حقوق اساسی پناهندگان را مشخص میکند.
The Geneva Convention defines the basic rights of refugees.
عائلة الكلمة
نصيحة للحفظ
Think of a 'refugee' as someone seeking 'refuge' or safety from immediate danger, much like a castaway seeking refuge on an island.
Overview
واژه «پناهنده» (Refugee) یکی از کلمات کلیدی در مباحث مربوط به مهاجرت، حقوق بشر و روابط بینالملل است. این واژه به فردی اطلاق میشود که به دلیل ترس موجه از آزار و اذیت بر اساس نژاد، مذهب، ملیت، عضویت در یک گروه اجتماعی خاص یا عقاید سیاسی، مجبور به ترک کشور خود شده و قادر یا مایل به بازگشت نیست. این تعریف بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۱ مربوط به وضعیت پناهندگان سازمان ملل متحد استوار است. درک مفهوم پناهنده و تفاوت آن با مهاجر، برای فهم بهتر مسائل اجتماعی و سیاسی جهان امروز ضروری است.
«پناهنده» معمولاً به صورت اسم به کار میرود و میتواند به صورت مفرد یا جمع (پناهندگان) استفاده شود. این کلمه اغلب در کنار کلماتی مانند «کشور»، «مهاجرت»، «کمک»، «حقوق»، «امنیت»، «پذیرش»، «بازگشت»، «وضعیت» و «سازمان ملل» دیده میشود. در زبان فارسی، میتوان از صفاتی مانند «پناهنده سیاسی»، «پناهنده جنگی» یا «پناهنده اقتصادی» (هرچند این مورد آخر کمتر دقیق است) برای توصیف بیشتر وضعیت فرد استفاده کرد.
موضوع پناهندگان در رسانهها، اخبار، بحثهای سیاسی، سازمانهای حقوق بشری، و ادبیات و هنر بسیار مطرح است. داستانها و تجربیات پناهندگان اغلب در قالب فیلم، کتاب و مقالات منتشر میشود. همچنین، در مکالمات روزمره، وقتی خبری از بحرانهای انسانی یا مهاجرتهای گسترده شنیده میشود، واژه «پناهنده» به کار میرود. سازمانهایی مانند کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد (UNHCR) نقش مهمی در حمایت از پناهندگان دارند و نام این سازمان نیز با این واژه گره خورده است.
تفاوت اصلی بین «پناهنده» و «مهاجر» در دلیل ترک وطن است. مهاجر (Migrant) کسی است که کشور خود را با اراده خود و به دلایلی مانند یافتن شغل بهتر، تحصیل یا پیوستن به خانواده ترک میکند، اما لزوماً با خطر جانی یا آزار و اذیت روبرو نیست. در حالی که پناهنده کسی است که به دلیل ترس از آزار و اذیت یا خطر مرگ مجبور به فرار شده و تحت حمایت قوانین بینالمللی قرار دارد. «آواره» (Displaced person) نیز به کسی گفته میشود که به دلیل درگیری مسلحانه، خشونت یا بلایای طبیعی مجبور به ترک خانه خود شده، اما لزوماً از مرزهای بینالمللی عبور نکرده است. «پناهجو» (Asylum seeker) فردی است که درخواست پناهندگی داده اما هنوز وضعیت او توسط کشور میزبان تعیین نشده است.
ملاحظات الاستخدام
The term 'refugee' carries significant legal and humanitarian weight. It is generally used in formal contexts such as news reports, legal documents, and international discussions. While understandable in informal conversation, its precise meaning should be respected.
أخطاء شائعة
Confusing 'refugee' with 'migrant' is a common error; refugees flee specific threats, while migrants move more voluntarily. Avoid using 'refugee' casually for someone simply seeking better opportunities abroad.
نصيحة للحفظ
Think of a 'refugee' as someone seeking 'refuge' or safety from immediate danger, much like a castaway seeking refuge on an island.
أصل الكلمة
The word 'refugee' originates from the French word 'réfugié,' meaning 'one who has taken refuge.' It gained prominence during periods of religious and political upheaval in Europe.
السياق الثقافي
The concept of refugees is globally recognized, with international laws and organizations dedicated to their protection. Their stories often highlight resilience and the universal desire for safety and belonging.
أمثلة
بسیاری از پناهندگان به دنبال مکانی امن برای زندگی هستند.
everydayMany refugees are looking for a safe place to live.
وضعیت پناهندگان در مناطق جنگزده بسیار نگرانکننده است.
formalThe situation of refugees in war-torn regions is very concerning.
اونا مجبور شدن به خاطر جنگ پناهنده بشن.
informalThey had to become refugees because of the war.
کنوانسیون ژنو حقوق اساسی پناهندگان را مشخص میکند.
academicThe Geneva Convention defines the basic rights of refugees.
عائلة الكلمة
تلازمات شائعة
العبارات الشائعة
درخواست پناهندگی
apply for asylum
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل
UNHCR (United Nations High Commissioner for Refugees)
پناهنده شدن
to become a refugee
يُخلط عادةً مع
A migrant chooses to move, often for economic or educational reasons, and is not necessarily fleeing persecution. A refugee is forced to flee due to a well-founded fear of persecution or danger.
An asylum seeker has applied for refugee status but has not yet been officially recognized. A refugee has been granted this status.
أنماط نحوية
Understand the core meaning of 'refugee'.
Remember that 'refugee' implies forced displacement due to serious threats like war or persecution, not just economic reasons.
Distinguish from 'asylum seeker'.
An asylum seeker is someone whose claim for refugee status is still pending; a refugee has been officially recognized.
Respect refugee experiences.
Recognize the immense challenges and trauma refugees often face, and approach discussions with empathy and sensitivity.
اختبر نفسك
جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:
به دلیل جنگ داخلی، هزاران نفر مجبور به ترک خانههای خود و تبدیل شدن به ______ شدند.
کلمه «پناهنده» به درستی فردی را توصیف میکند که به دلیل جنگ مجبور به ترک خانه خود شده است.
کدام گزینه بهترین تعریف برای «پناهنده» است؟
«پناهنده» به چه کسی گفته میشود؟
این گزینه به درستی دلیل اصلی پناهندگی، یعنی ترس از آزار و اذیت یا خطر جانی، را بیان میکند.
کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله معنیدار بسازید:
کلمات: وضعیت، پناهندگان، کشور، خود، را، ترک، کردهاند، شرایط، نامساعد، از
این جمله به درستی نشان میدهد که پناهندگان به دلیل شرایط نامساعد کشورشان آن را ترک کردهاند.
النتيجة: /3
الأسئلة الشائعة
4 أسئلةپناهنده کسی است که به دلیل ترس از آزار و اذیت یا خطر جانی مجبور به ترک کشورش شده و تحت حمایت بینالمللی است. مهاجر کسی است که داوطلبانه و برای بهبود شرایط زندگی خود (مانند شغل یا تحصیل) مهاجرت میکند.
خیر، همه افرادی که کشور خود را ترک میکنند پناهنده نیستند. تنها کسانی پناهنده محسوب میشوند که دلایل موجهی برای ترس از آزار و اذیت یا خطر مرگ داشته باشند و نتوانند یا نخواهند به کشور خود بازگردند.
وضعیت پناهندگی معمولاً توسط دولت کشور میزبان و بر اساس قوانین ملی و بینالمللی (مانند کنوانسیون ۱۹۵۱ پناهندگان) تعیین میشود. سازمانهایی مانند کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل نیز در این فرآیند نقش دارند.
حقوق پناهندگان، از جمله حق کار و تحصیل، بسته به قوانین کشور میزبان و وضعیت فرد متفاوت است. بسیاری از کشورها تلاش میکنند تا امکانات اولیه و فرصتهای آموزشی را برای پناهندگان فراهم کنند.
مفردات ذات صلة
مزيد من كلمات society
اعضا
A2Members; limbs.
عادالانه
B1Fairly; justly; in a just or equitable manner.
عادل
B1Based on what is right or reasonable; just and fair.
عادلانه
A2Treating people equally according to rules or law.
اعتماد به نفس
B1Self-confident; feeling trust in one's abilities, qualities, and judgment.
اعتراض
B1Protest; a statement or action expressing disapproval of or objection to something.
اعتراض کردن
A1To express disapproval or disagreement; to protest.
اعتیاد
B1Addiction; the fact or condition of being addicted to a particular substance or activity.
اعتیاد پیدا کردن
B1To become addicted; to develop a dependency on a substance or activity.
عدالت
A1Justice, fairness, or righteousness.