To master 'بند کفش', focus on its specific, literal meaning as a shoelace and its common collocations for tying, untying, or describing its condition, ensuring safe and proper footwear.
Wort in 30 Sekunden
- بند کفش refers to a shoelace, a string for fastening shoes.
- It's a neutral term used across all registers and regions in Persian.
- Commonly appears in daily life, safety contexts, and descriptive narratives.
- Do not confuse with 'بند' (general string) or 'تسمه' (strap).
- Essential for discussing footwear, safety, and everyday actions.
Overview
- 1Overview — meaning, nuances, emotional weight.
“بند کفش” به معنای یک رشته نخ، طناب یا تسمه است که برای محکم کردن کفش به پا استفاده میشود. این عبارت کاملاً کاربردی و توصیفی است و بار عاطفی خاصی ندارد، مگر در موقعیتهایی که شل بودن یا پاره شدن آن باعث دردسر شود. در زبان فارسی، این ترکیب به وضوح به معنای وسیلهای برای بستن کفش است و ابهام معنایی ندارد. کاربرد آن روزمره است و در مکالمات عادی و نوشتار غیررسمی و رسمی به یک شکل به کار میرود. هیچ حس خاصی از شادی، غم، یا دیگر احساسات را منتقل نمیکند، مگر در داستانها یا موقعیتهای خاصی که بند کفش نقش محوری در یک رویداد داشته باشد (مثلاً در یک مسابقه دو که بند کفش باز شده و باعث زمین خوردن شود). در این صورت، بار عاطفی به خود بند کفش مربوط نیست، بلکه به اتفاقی که به واسطه آن رخ داده است، برمیگردد.
- 1Usage Patterns — formal/informal, written/spoken, regional use.
“بند کفش” در تمام سطوح زبانی، از گفتار عامیانه تا نوشتار رسمی، بدون تغییر و با همان معنای اصلی خود به کار میرود. این کلمه نه بیش از حد رسمی است که در گفتگوی روزمره عجیب به نظر برسد، و نه آنقدر عامیانه است که در متون علمی یا ادبی جایگاهی نداشته باشد. به عنوان مثال، در یک مکالمه دوستانه ممکن است بگوییم: “بند کفشم باز شده، مواظب باش زمین نخوری.” و در یک گزارش رسمی مربوط به ایمنی محیط کار هم میتوانیم بخوانیم: “بستن صحیح بند کفشهای ایمنی برای جلوگیری از حوادث الزامی است.”
از نظر منطقهای، این عبارت در سراسر ایران و مناطق فارسیزبان دیگر (مانند افغانستان و تاجیکستان) با همین مفهوم و کاربرد شناخته شده است. تفاوتهای لهجهای ممکن است در نحوه تلفظ کلی جمله یا کلمات اطراف آن وجود داشته باشد، اما خود “بند کفش” تغییر محسوسی در معنا یا ساختار ندارد. لهجههای مختلف ممکن است کمی در کشیدگی حروف یا زیر و بم صدا تفاوت ایجاد کنند، اما این تفاوتها هرگز به حدی نیستند که باعث سوءتفاهم شوند. در هیچ منطقه خاصی، جایگزین رایج و کاملاً متفاوتی برای این اصطلاح وجود ندارد که به طور گسترده به کار رود.
- 1Common Contexts — work, travel, media, literature, social media.
- زندگی روزمره: رایجترین کاربرد “بند کفش” در زندگی روزمره است. از صبح که کفش میپوشیم تا شب که آن را در میآوریم، با این مفهوم سروکار داریم. “بند کفش بچهام رو بستم.”، “بند کفشت باز شده.” از جملات متداول هستند.
- محل کار: در برخی مشاغل، به ویژه آنهایی که نیاز به پوشیدن کفشهای ایمنی دارند (مانند کارگران ساختمانی، آتشنشانان)، اهمیت بستن صحیح بند کفش برای ایمنی مطرح میشود.
- سفر: هنگام سفر، به خصوص پیادهروی یا کوهنوردی، اطمینان از محکم بودن بند کفشها حیاتی است تا از افتادن یا تاول زدن پا جلوگیری شود.
- رسانهها و ادبیات: در رسانهها و ادبیات، “بند کفش” معمولاً به عنوان یک عنصر جزئی در توصیف شخصیتها یا صحنهها به کار میرود. ممکن است شخصیت داستان در حال بستن بند کفش خود باشد یا بند کفش باز او نمادی از بیدقتی یا عجله باشد. در ادبیات کودک، ممکن است به عنوان ابزاری برای آموزش مهارتهای زندگی به کودکان استفاده شود.
- شبکههای اجتماعی: در شبکههای اجتماعی، ممکن است در پستهای مربوط به مد، کفش، ورزش یا حتی شوخیهای روزمره در مورد اتفاقات ناگوار (مثل زمین خوردن به خاطر بند کفش باز) دیده شود. هشتگهایی مانند #بندکفش یا #کفش ممکن است در کنار تصاویر مرتبط استفاده شوند.
- 1Comparison with Similar Words — how it differs from near-synonyms.
“بند کفش” یک اصطلاح بسیار خاص است و تقریباً هیچ مترادف کاملاً مشابهی ندارد که دقیقاً همین معنا را منتقل کند.
- “بند” (band): این کلمه عمومیتر است و به هر نوع رشته، طناب، نوار یا تسمه اشاره دارد. “بند” میتواند بند شلوار، بند ساعت، بند عینک، یا حتی بند رخت باشد. اما “بند کفش” به طور خاص به بند مربوط به کفش اشاره دارد. اگر فقط بگوییم “بند”، ممکن است شنونده متوجه نشود منظور کدام بند است.
- “تسمه” (tasmeh): تسمه معمولاً به نوارهای پهنتر و محکمتر از چرم یا مواد مشابه اشاره دارد که برای بستن یا نگه داشتن چیزی به کار میروند (مثلاً تسمه چرخ خیاطی، تسمه دینام). در مورد کفش، بیشتر برای صندلها یا کفشهایی با قفلهای خاص استفاده میشود و با “بند کفش” که معمولاً از نخ یا الیاف بافته شده است، تفاوت دارد.
- “نخ” (nakh): نخ یک مفهوم کلیتر است و به رشتههای نازک و بلند گفته میشود که برای دوخت و دوز یا بافتنی استفاده میشود. بند کفش از نخ ساخته شده است، اما خود “نخ” به تنهایی به معنای “بند کفش” نیست.
بنابراین، “بند کفش” دقیقترین و رایجترین اصطلاح برای اشاره به این شیء خاص است و استفاده از کلمات دیگر به جای آن ممکن است منجر به ابهام یا عدم دقت شود.
- 1Register & Tone — when appropriate, when to avoid.
“بند کفش” یک کلمه با لحن خنثی (neutral) است. این بدان معناست که در هر موقعیت و با هر مخاطبی میتوان از آن استفاده کرد، بدون اینکه احساس نامناسبی را منتقل کند.
- مناسب برای:
- مکالمات روزمره: “بند کفشت بازه.”
- متون رسمی و فنی: در دستورالعملهای ایمنی یا مقالات مربوط به طراحی کفش. “طول استاندارد بند کفشهای ورزشی...”
- ادبیات و داستاننویسی: به عنوان جزئی از توصیف صحنه یا شخصیت.
- آموزش کودکان: برای یاد دادن نحوه بستن کفش.
- زمانی برای پرهیز از آن:
- تقریباً هیچ موقعیتی وجود ندارد که استفاده از “بند کفش” نامناسب یا غیرمودبانه باشد. این کلمه کاملاً بیطرف و کاربردی است. تنها زمانی که ممکن است از آن پرهیز شود، زمانی است که بخواهیم به طور کلی به “بند” (string/tie) اشاره کنیم و نه فقط بند کفش. در این صورت، استفاده از کلمه “بند” به تنهایی مناسبتر است.
- همچنین، در برخی زبانها ممکن است اصطلاحات عامیانهتری برای “بند کفش” وجود داشته باشد، اما در فارسی “بند کفش” خود به قدری رایج و خنثی است که نیازی به جایگزین عامیانه ندارد.
- 1Collocations in Context — common word pairings explained.
“بند کفش” با افعال و صفات خاصی به کار میرود که درک آنها برای یک زبانآموز بسیار مفید است.
- بستن بند کفش (bastan-e band-e kafsh): این رایجترین فعل ترکیبی است و به معنای “گره زدن بند کفش” است. مثال: “لطفاً بند کفشت را ببند تا زمین نخوری.” (Please tie your shoelace so you don't fall.)
- باز کردن بند کفش (baz kardan-e band-e kafsh): به معنای “شل کردن یا گشودن بند کفش”. مثال: “قبل از درآوردن کفش، بند آن را باز کن.” (Before taking off your shoe, untie the shoelace.)
- شل شدن بند کفش (shol shodan-e band-e kafsh): به معنای “باز شدن ناخواسته گره بند کفش”. مثال: “بند کفشم شل شده بود و نزدیک بود بیفتم.” (My shoelace had come undone, and I almost fell.)
- پاره شدن بند کفش (pare shodan-e band-e kafsh): به معنای “گسیخته شدن یا پاره شدن بند کفش”. مثال: “بند کفش جدیدم امروز پاره شد.” (My new shoelace tore today.)
- بند کفش گشاد/تنگ (band-e kafsh-e gashad/tang): به صفتی برای توصیف میزان سفتی یا شلی بند کفش اشاره دارد. مثال: “این بند کفش خیلی گشاد است، باید آن را محکمتر ببندم.” (This shoelace is too loose, I need to tie it tighter.)
- بند کفش کوتاه/بلند (band-e kafsh-e kootah/boland): برای توصیف طول بند کفش. مثال: “بند کفشهای من خیلی بلندند، همیشه روی زمین کشیده میشوند.” (My shoelaces are too long, they always drag on the ground.)
- بند کفش رنگی/ساده (band-e kafsh-e rangi/sadeh): برای توصیف ظاهر بند کفش. مثال: “برای کفشهایم بند کفشهای رنگی خریدم.” (I bought colorful shoelaces for my shoes.)
این ترکیبات به زبانآموز کمک میکنند تا “بند کفش” را در جملات کاربردی و طبیعی به کار ببرد و درک بهتری از نحوه استفاده آن در موقعیتهای مختلف داشته باشد.
Beispiele
بند کفشم باز شده بود و نزدیک بود زمین بخورم.
everydayMy shoelace was undone, and I almost fell.
دستورالعملهای ایمنی بر لزوم بستن صحیح بند کفشهای محافظ تأکید دارند.
formalSafety instructions emphasize the necessity of properly tying protective shoelaces.
وای، بند کفشت بازه! مواظب باش.
informalOh, your shoelace is untied! Be careful.
در مطالعهای اخیر، تأثیر طول بند کفش بر عملکرد دوندگان بررسی شد.
academicIn a recent study, the effect of shoelace length on runners' performance was examined.
شرکت ما در تولید بند کفشهای مقاوم و دوستدار محیط زیست پیشرو است.
businessOur company is a leader in producing durable and eco-friendly shoelaces.
پیرمرد آهسته بند کفشهای کهنهاش را بست، گویی بار سنگین سالیان را به دوش میکشید.
literaryThe old man slowly tied his worn shoelaces, as if carrying the heavy burden of years.
برای پیادهروی طولانی، حتماً بند کفشهایتان را محکم کنید.
everydayFor a long walk, be sure to tie your shoelaces tightly.
بند کفشهای رنگی میتوانند ظاهر کفشهای ساده را تغییر دهند.
informalColorful shoelaces can change the look of simple shoes.
Grammatikmuster
So verwendest du es
The term 'بند کفش' is remarkably consistent across all registers in Persian, from casual spoken language to formal written texts. It maintains a neutral tone, making it universally appropriate. There are no significant regional preferences or variations in its meaning or usage within Persian-speaking countries. It is used equally in written and spoken forms. On social media, you might see it in practical advice, fashion posts, or humorous anecdotes about tripping. There is almost no situation where 'بند کفش' would be inappropriate to use, making it a very straightforward word for learners.
A common mistake is using the general word 'بند' (band) instead of 'بند کفش' when specifically referring to a shoelace. While 'بند' means string or tie, it has many other meanings, leading to ambiguity. Another error might be literal translation from English, where 'shoe string' isn't a direct equivalent of 'بند کفش'. Learners might also incorrectly use 'نخ' (thread) or 'تسمه' (strap) as synonyms, which are not accurate. Ensure correct verb collocations like 'بستن بند کفش' (to tie) and 'باز کردن بند کفش' (to untie) rather than incorrect pairings.
Tipps
Always Check Your Laces
In Persian culture, it's common to remind someone if their shoelaces are undone, as it's a safety hazard. A simple 'بند کفشت بازه!' (Your shoelace is undone!) is a friendly and helpful gesture, showing care for others' well-being. This is a practical example of everyday interaction.
Avoid General 'بند' for Shoelace
While 'بند' (band) means string or tie, using it alone for 'shoelace' can be ambiguous as 'بند' has many meanings (e.g., prison, clause, strap). Always use the full 'بند کفش' (band-e kafsh) for clarity, especially with learners. For instance, 'بند رو ببند' could mean 'tie the string' but not necessarily a shoelace.
Shoelaces in Children's Education
Teaching children to tie their shoelaces is a significant developmental milestone in Persian-speaking cultures, often emphasized by parents and educators. It's seen as a step towards independence. You might hear parents say, 'باید یاد بگیری بند کفشات رو ببندی' (You must learn to tie your shoelaces).
Beyond the Literal Meaning
While 'بند کفش' is mostly literal, 'بستن بند کفش' can occasionally imply 'getting ready for action' in a metaphorical sense, similar to 'girding one's loins'. For example, 'وقتشه بند کفشات رو ببندی و شروع کنی' (It's time to tie your shoelaces and get started) suggests preparation for a task.
Wortherkunft
The word 'بند کفش' is a compound word in Persian. 'بند' (band) derives from Middle Persian 'band' (tie, bond, fetter), which itself comes from Old Persian 'banda-' (to bind). 'کفش' (kafsh) also has Old Persian roots, 'kaūfša-' meaning 'shoe'. The combination 'بند کفش' literally means 'shoe tie' or 'tie of the shoe', clearly indicating its function. This simple and direct formation highlights the practical nature of the object.
Kultureller Kontext
In Persian-speaking cultures, 'بند کفش' holds a practical rather than symbolic significance. Teaching a child to tie their shoelaces is a common rite of passage, signifying growing independence and self-sufficiency. It's often a topic of casual warnings ('بند کفشت بازه!') among friends and family, reflecting a communal sense of care and safety. While not deeply embedded in proverbs or ancient lore, its ubiquitous presence in daily life makes it a culturally relevant term, especially in discussions around personal grooming, safety, and childhood development. Social media might feature humorous posts about tripping over untied laces or creative ways to tie them.
Merkhilfe
Imagine a BAND of musicians performing on top of a giant KAFSH (shoe)! The musicians are trying to tie the enormous shoelace, which looks like a long, colorful BAND (string). So, 'بند کفش' is the 'band' for your 'kafsh', keeping it tied and secure, just like a band keeps rhythm!
Häufig gestellte Fragen
10 Fragenخیر، "بند کفش" در تمامی مناطق فارسیزبان ایران و حتی کشورهای فارسیزبان دیگر، دقیقاً به همین معنای ریسمان یا طنابی برای بستن کفش به کار میرود. تفاوتها ممکن است در لهجه و تلفظ کلی جمله باشد، اما معنای خود کلمه ثابت است و ابهامی ایجاد نمیکند.
"بند" کلمهای بسیار عمومیتر است و میتواند به هر نوع ریسمان، نوار یا طناب اشاره کند (مثل بند شلوار، بند عینک). اما "بند کفش" به طور خاص به بندی اشاره دارد که برای بستن کفش استفاده میشود. برای جلوگیری از ابهام، همیشه بهتر است از ترکیب "بند کفش" استفاده کنید مگر اینکه زمینه گفتگو کاملاً مشخص باشد.
"بند کفش" یک کلمه با لحن خنثی است. این بدان معناست که نه رسمی محسوب میشود و نه غیررسمی. شما میتوانید آن را در مکالمات روزمره با دوستان یا در متون رسمی و فنی بدون هیچ مشکلی به کار ببرید.
رایجترین افعال عبارتند از: "بستن بند کفش" (برای گره زدن)، "باز کردن بند کفش" (برای گشودن گره)، "شل شدن بند کفش" (برای باز شدن ناخواسته)، و "پاره شدن بند کفش" (برای گسیخته شدن). این افعال کاربردیترین ترکیبات را میسازند.
خیر، "بند کفش" به خودی خود در اصطلاحات یا ضربالمثلهای رایج فارسی نقش محوری ندارد. این کلمه بیشتر به صورت تحت اللفظی و کاربردی به کار میرود. با این حال، فعل "بستن بند کفش" میتواند در جملات کنایهآمیز به معنای آماده شدن برای کاری استفاده شود، اما نه به عنوان یک اصطلاح ثابت.
خیر، "تسمه" معمولاً به نوارهای پهنتر و محکمتر اشاره دارد که اغلب از چرم یا مواد مشابه ساخته شدهاند و برای بستن یا نگه داشتن چیزهای دیگر استفاده میشوند. در مورد کفش، تسمه بیشتر در صندلها یا کفشهایی با قفلهای خاص کاربرد دارد و با "بند کفش" که معمولاً از نخ یا الیاف بافته شده است، تفاوت دارد.
تلفظ صحیح آن /bænd-e kæfʃ/ است. "بند" با صدای کشیده 'a' و "کفش" با صدای 'æ' (مانند 'a' در 'cat' انگلیسی) تلفظ میشود. 'ه' در 'بندِ' به صورت کسره (e) تلفظ میشود و تقریباً به 'بندِ' چسبیده است.
شما میتوانید در تقریباً هر موقعیتی از این کلمه استفاده کنید: هنگام صحبت در مورد آماده شدن برای بیرون رفتن، توضیح دادن یک حادثه (مثلاً زمین خوردن به دلیل بند کفش باز)، خرید کفش یا لوازم جانبی، یا حتی در نوشتههای داستانی و توصیفی.
بله، "بند کفش" میتواند جمع بسته شود. شکل جمع آن "بند کفشها" است. برای مثال: "بند کفشهایم را عوض کردم." (I changed my shoelaces.) یا "بند کفشهای ورزشی معمولاً محکمتر هستند."
صفات رایج شامل "بلند"، "کوتاه"، "شل"، "محکم"، "رنگی"، "ساده"، "نو" و "کهنه" هستند. این صفات به توصیف طول، وضعیت، رنگ یا قدمت بند کفش کمک میکنند. مثال: "بند کفشهای بلندش همیشه روی زمین کشیده میشود."
Teste dich selbst
بچهها، قبل از اینکه از خانه بیرون بروید، حتماً __________ را محکم ببندید.
در این جمله، منظور از چیزی که باید قبل از بیرون رفتن محکم بسته شود تا از افتادن جلوگیری کند، بند کفش است. گزینههای دیگر مناسب نیستند.
کدام یک از جملات زیر صحیح است؟
"بند کفش" کلمهای خنثی و کاربردی است که در هر موقعیتی میتوان از آن استفاده کرد. گزینههای دیگر نادرست هستند، زیرا بند کفش بار عاطفی ندارد و در همه سطوح زبانی به کار میرود و تسمه مترادف آن نیست.
کلمات: (کفش)، (بند)، (باز)، (شده)، (پدرم)
ترتیب صحیح کلمات برای ساخت یک جمله طبیعی و معنیدار در فارسی، "بند کفش پدرم باز شده" است. این جمله به معنای 'My father's shoelace has come undone' میباشد.
لطفاً بند شلوار خود را ببندید تا زمین نخورید.
زمین خوردن معمولاً به دلیل باز بودن بند کفش اتفاق میافتد، نه بند شلوار. بنابراین، استفاده از "بند کفش" در این زمینه صحیحتر است و جمله را منطقی میکند.
Ergebnis: /4
Summary
To master 'بند کفش', focus on its specific, literal meaning as a shoelace and its common collocations for tying, untying, or describing its condition, ensuring safe and proper footwear.
- بند کفش refers to a shoelace, a string for fastening shoes.
- It's a neutral term used across all registers and regions in Persian.
- Commonly appears in daily life, safety contexts, and descriptive narratives.
- Do not confuse with 'بند' (general string) or 'تسمه' (strap).
- Essential for discussing footwear, safety, and everyday actions.
Always Check Your Laces
In Persian culture, it's common to remind someone if their shoelaces are undone, as it's a safety hazard. A simple 'بند کفشت بازه!' (Your shoelace is undone!) is a friendly and helpful gesture, showing care for others' well-being. This is a practical example of everyday interaction.
Avoid General 'بند' for Shoelace
While 'بند' (band) means string or tie, using it alone for 'shoelace' can be ambiguous as 'بند' has many meanings (e.g., prison, clause, strap). Always use the full 'بند کفش' (band-e kafsh) for clarity, especially with learners. For instance, 'بند رو ببند' could mean 'tie the string' but not necessarily a shoelace.
Shoelaces in Children's Education
Teaching children to tie their shoelaces is a significant developmental milestone in Persian-speaking cultures, often emphasized by parents and educators. It's seen as a step towards independence. You might hear parents say, 'باید یاد بگیری بند کفشات رو ببندی' (You must learn to tie your shoelaces).
Beyond the Literal Meaning
While 'بند کفش' is mostly literal, 'بستن بند کفش' can occasionally imply 'getting ready for action' in a metaphorical sense, similar to 'girding one's loins'. For example, 'وقتشه بند کفشات رو ببندی و شروع کنی' (It's time to tie your shoelaces and get started) suggests preparation for a task.
Beispiele
6 von 8بند کفشم باز شده بود و نزدیک بود زمین بخورم.
My shoelace was undone, and I almost fell.
دستورالعملهای ایمنی بر لزوم بستن صحیح بند کفشهای محافظ تأکید دارند.
Safety instructions emphasize the necessity of properly tying protective shoelaces.
وای، بند کفشت بازه! مواظب باش.
Oh, your shoelace is untied! Be careful.
در مطالعهای اخیر، تأثیر طول بند کفش بر عملکرد دوندگان بررسی شد.
In a recent study, the effect of shoelace length on runners' performance was examined.
شرکت ما در تولید بند کفشهای مقاوم و دوستدار محیط زیست پیشرو است.
Our company is a leader in producing durable and eco-friendly shoelaces.
پیرمرد آهسته بند کفشهای کهنهاش را بست، گویی بار سنگین سالیان را به دوش میکشید.
The old man slowly tied his worn shoelaces, as if carrying the heavy burden of years.
Verwandte Inhalte
Mehr clothing Wörter
عمداً
B1On purpose, intentionally.
ابریشم
B1Silk, a luxurious natural protein fiber.
ابریشمی
B1Silky, made of silk.
آهار زدن
B1To starch clothes, to make them stiff.
آهاردار
B1Starched, stiffened with starch.
الگو
B1A pattern or template for making clothes.
الیاف
B1Fibers, natural or synthetic threads used in textiles.
آویختن
B1To hang (something), to suspend.
آراستن
B1To adorn or dress up, to make oneself or something more beautiful.
اتو کرده
B1Ironed, pressed smooth.