A2 verb Neutral #1,300 am häufigsten 1 Min. Lesezeit

حرکت کردن

IPA: /hæɾɛˈkæt kærˈdæn/

To move, depart, or get going.

Use 'حرکت کردن' for initiating movement, changing position, or starting a journey in Persian.

Wort in 30 Sekunden

  • Means to move, start going, or get going.
  • Used for physical movement of people and objects.
  • Can also mean to begin a journey or change position.
  • Common in everyday conversations and writing.

Summary

Use 'حرکت کردن' for initiating movement, changing position, or starting a journey in Persian.

  • Means to move, start going, or get going.
  • Used for physical movement of people and objects.
  • Can also mean to begin a journey or change position.
  • Common in everyday conversations and writing.

Start Moving!

Use 'حرکت کردن' when you want to say someone or something is starting to move or depart. Think of it as the initial action of going somewhere.

Don't Confuse with 'Arriving'

Remember 'حرکت کردن' is about the start of movement, not the arrival. For arrival, use verbs like 'رسیدن'.

The 'Let's Go!' Vibe

In informal settings, 'حرکت کن!' can be a friendly, energetic way to say 'Let's go!' or 'Hurry up!', often used among friends.

Beyond Physical Motion

Advanced learners can note its use in abstract contexts, like 'ideas moving' ('افکار حرکت کردند') or 'processes advancing' ('روند حرکت کرد').

Beispiele

6 von 8
1

ماشین ما ساعت ۸ صبح از تهران حرکت کرد.

Our car departed from Tehran at 8 AM.

2

لطفاً کمی حرکت کنید تا جا برای بقیه باز شود.

Please move a little to make space for others.

3

باید هرچه سریع‌تر حرکت کنیم تا به پرواز برسیم.

We must get going as soon as possible to catch the flight.

4

گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای نظامی به سمت مرز حرکت کرده‌اند.

Reports indicate that the military forces have moved towards the border.

5

پروژه با سرعت خوبی در حال حرکت است.

The project is progressing at a good pace.

6

پس از پایان سخنرانی، جمعیت شروع به حرکت به سمت خروجی کرد.

After the speech ended, the crowd began to move towards the exit.

Wortfamilie

Nomen
حرکت
Verb
حرکت کردن
Adverb
حرکت‌کنان
Adjektiv
متحرک
Verwandt
حرکات

Merkhilfe

Imagine a car engine turning over and starting to move – that initial 'vroom' is 'حرکت کردن'. It's the engine getting going!

Overview

«حرکت کردن» یکی از پرکاربردترین افعال زبان فارسی است که معانی متنوعی را در بر می‌گیرد و بسته به بافت جمله، می‌تواند ظرافت‌های معنایی متفاوتی داشته باشد. درک عمیق این فعل به زبان‌آموز کمک می‌کند تا دایره واژگان خود را گسترش داده و مکالمات روان‌تری داشته باشد.

۱. کلیات، ظرافت‌ها و بار معنایی:

«حرکت کردن» در بنیادی‌ترین معنای خود به «جابه‌جایی» اشاره دارد. این جابه‌جایی می‌تواند فیزیکی باشد، مانند حرکت یک ماشین یا یک فرد، یا می‌تواند مفهومی‌تر باشد، مانند حرکت یک ایده یا یک روند. این فعل معمولاً بار معنایی خنثی دارد، مگر اینکه در ترکیب با صفات یا قیدهای خاص، بار معنایی مثبت یا منفی به خود بگیرد. برای مثال، «حرکت سریع» نشان‌دهنده سرعت است، در حالی که «حرکت آهسته» کندی را می‌رساند. همچنین، این فعل می‌تواند به معنای «آغاز کردن» یا «به راه افتادن» نیز باشد، مانند «قطار حرکت کرد» یا «بچه‌ها شروع به حرکت کردند». در برخی موارد، «حرکت کردن» می‌تواند به معنای «تغییر وضعیت» نیز به کار رود، مثلاً «وقتی فهمید که اوضاع جدی است، رنگش حرکت کرد» (کنایه از تغییر رنگ چهره به دلیل ترس یا هیجان).

۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقه‌ای):

«حرکت کردن» در هر دو سطح رسمی و غیررسمی زبان فارسی کاربرد فراوان دارد. در مکالمات روزمره، بسیار رایج است. مثلاً وقتی کسی می‌پرسد: «کی حرکت می‌کنیم؟» یا «ماشین حرکت کرد؟». در نوشتار رسمی، مانند گزارش‌ها یا اخبار، نیز به کار می‌رود، اما گاهی اوقات افعال دقیق‌تر یا رسمی‌تری مانند «جابه‌جا شدن»، «نقل مکان کردن»، «آغازیدن» یا «حرکت نمودن» (که کمی رسمی‌تر است) ترجیح داده می‌شوند. در زبان گفتاری، «حرکت کردن» بسیار رایج است و حتی ممکن است به صورت «حرکت بزن» (به معنی برو، زود باش) نیز به کار رود که کاملاً غیررسمی است.

از نظر منطقه‌ای، تفاوت چشمگیری در کاربرد این فعل وجود ندارد و در سراسر ایران به طور یکسان فهمیده و استفاده می‌شود. اما ممکن است در برخی گویش‌ها، افعال یا عبارات دیگری برای بیان همین مفهوم به کار روند.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • زندگی روزمره: «ماشین ما حرکت کرد.»، «باید زودتر حرکت کنیم تا به موقع برسیم.»، «کجا حرکت می‌کنی؟»
  • محل کار: «جلسه ساعت ۱۰ شروع می‌شود، لطفاً سر وقت حرکت کنید.»، «پروژه جدید در حال حرکت است.» (به معنی پیشرفت)
  • مدرسه و دانشگاه: «دانشجویان پس از سخنرانی شروع به حرکت کردند.»، «حرکت اتوبوس‌ها از ساعت ۷ صبح آغاز می‌شود.»
  • رسانه و ادبیات: در اخبار، گزارش‌ها، داستان‌ها و شعر برای توصیف جابه‌جایی افراد، وسایل نقلیه، یا حتی تحولات اجتماعی و سیاسی به کار می‌رود. «نیروهای نظامی به سمت مرز حرکت کردند.»، «قلبم شروع به حرکت کرد.» (به معنی تپیدن شدید)
  • مفاهیم انتزاعی: «افکارش به سمت دیگری حرکت کرد.»، «بحث به مرحله حساس‌تری حرکت کرد.»

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

  • رفتن: «رفتن» کلی‌تر است و فقط به معنای جابه‌جایی است، اما «حرکت کردن» می‌تواند شامل شروع حرکت، تغییر وضعیت، یا حتی جابه‌جایی جزئی باشد. مثلاً «من به خانه رفتم» یعنی به مقصد رسیدم، اما «من از جایم حرکت کردم» یعنی فقط جابه‌جا شدم.
  • جابه‌جا شدن: این فعل بیشتر بر تغییر مکان فیزیکی تأکید دارد و معمولاً برای نقل مکان‌های دائمی یا بزرگ‌تر به کار می‌رود. «خانواده‌اش به شهر دیگری جابه‌جا شد.» در حالی که «حرکت کردن» می‌تواند شامل جابه‌جایی‌های کوچک و موقتی هم باشد.
  • نقل مکان کردن: این عبارت دقیقاً به معنای تغییر محل سکونت است و کاربرد محدودتری نسبت به «حرکت کردن» دارد.
  • پیش رفتن: این فعل بیشتر بر جنبه پیشرفت و جلو رفتن در یک مسیر یا فرآیند تأکید دارد. «کارها خوب پیش می‌رود.»

۵. سطح زبانی و لحن:

«حرکت کردن» در سطح A2 زبان فارسی قرار دارد و یک فعل خنثی محسوب می‌شود. در مکالمات روزمره، غیررسمی و تا حدی رسمی کاربرد دارد. در نوشتار رسمی، گاهی افعال دقیق‌تر ترجیح داده می‌شوند، اما همچنان قابل قبول است. در لحن‌های بسیار رسمی یا ادبی، ممکن است از افعال دیگری مانند «به حرکت درآمدن»، «جنبیدن»، «گام برداشتن» یا «سلوک کردن» استفاده شود. در زبان عامیانه، گاهی به صورت دستوری «حرکت کن!» به معنی «برو!» یا «عجله کن!» به کار می‌رود.

۶. هم‌نشینی‌های رایج (Collocations) همراه با توضیح:

  • حرکت کردن از جایی: «او از خانه حرکت کرد.» (آغاز کردن حرکت از یک مبدأ)
  • حرکت کردن به سمت جایی: «ماشین به سمت شهر حرکت کرد.» (ادامه مسیر به سوی یک مقصد)
  • حرکت سریع/آهسته: «قطار با سرعت زیاد حرکت می‌کرد.» (توصیف سرعت جابه‌جایی)
  • حرکت ناگهانی: «موتورسوار ناگهان حرکت کرد و از میان جمعیت گذشت.» (حرکت غیرمنتظره)
  • حرکت مداوم: «این رودخانه به طور مداوم حرکت می‌کند.» (ادامه داشتن جابه‌جایی)
  • حرکت چشم: «چشم‌هایش به اطراف حرکت می‌کرد.» (جابه‌جایی کره چشم)
  • حرکت دست/پا: «با حرکت دستش اشاره کرد.» (استفاده از اعضا برای جابه‌جایی یا اشاره)
  • حرکت قطار/اتوبوس: «قطار ساعت ۹ حرکت می‌کند.» (زمان‌بندی حرکت وسایل نقلیه عمومی)

Nutzungshinweise

While 'حرکت کردن' is versatile, avoid it for very formal announcements where 'آغاز به حرکت نمودن' might be preferred. In casual speech, 'حرکت کن!' is a command to go or hurry. Be mindful of context; it can imply starting a journey or just a slight shift in position.

Häufige Fehler

Learners sometimes use 'حرکت رفتن' which is incorrect; the correct verb is 'حرکت کردن'. Also, confusing the start of movement ('حرکت کردن') with arrival ('رسیدن') is common.

Merkhilfe

Imagine a car engine turning over and starting to move – that initial 'vroom' is 'حرکت کردن'. It's the engine getting going!

Wortherkunft

The word 'حرکت' (harakat) comes from Arabic 'ḥaraka', meaning movement, motion, or activity. The Persian verb 'حرکت کردن' is formed by adding the common Persian verb 'کردن' (to do/make) to this noun, creating a versatile verbal phrase.

Kultureller Kontext

In Iranian culture, punctuality is often valued. Promptly 'حرکت کردن' (getting going) for appointments or gatherings is seen as polite. The phrase 'حرکت برکت است' (movement is blessing) suggests that being active and moving forward brings good fortune.

Beispiele

1

ماشین ما ساعت ۸ صبح از تهران حرکت کرد.

everyday

Our car departed from Tehran at 8 AM.

2

لطفاً کمی حرکت کنید تا جا برای بقیه باز شود.

informal

Please move a little to make space for others.

3

باید هرچه سریع‌تر حرکت کنیم تا به پرواز برسیم.

everyday

We must get going as soon as possible to catch the flight.

4

گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای نظامی به سمت مرز حرکت کرده‌اند.

formal

Reports indicate that the military forces have moved towards the border.

5

پروژه با سرعت خوبی در حال حرکت است.

business

The project is progressing at a good pace.

6

پس از پایان سخنرانی، جمعیت شروع به حرکت به سمت خروجی کرد.

academic

After the speech ended, the crowd began to move towards the exit.

7

در آن لحظه حساس، قلبم شروع به حرکت کرد (به تپیدن).

literary

At that critical moment, my heart started beating faster. (Literally: started to move)

8

حرکت نکن! دارم ازت عکس می‌گیرم.

informal

Don't move! I'm taking your picture.

Wortfamilie

Nomen
حرکت
Verb
حرکت کردن
Adverb
حرکت‌کنان
Adjektiv
متحرک
Verwandt
حرکات

Häufige Kollokationen

حرکت کردن از جای To move from a place
حرکت کردن به سمت To move towards
حرکت سریع Fast movement
حرکت آهسته Slow movement
حرکت ناگهانی Sudden movement
حرکت مداوم Continuous movement
حرکت قطار Train's departure/movement
حرکت ماشین Car's movement/departure

Häufige Phrasen

حرکت کن!

Let's go! / Move it!

حرکت بعدی

Next move / Next step

حرکت اول

First move

حرکت اعتراضی

Protest movement

Wird oft verwechselt mit

حرکت کردن vs رفتن

'رفتن' implies going to a destination, while 'حرکت کردن' focuses on the act of starting to move or the movement itself.

حرکت کردن vs جابه‌جا شدن

'جابه‌جا شدن' often implies a more significant or permanent change of location, like moving house, whereas 'حرکت کردن' can be any movement.

حرکت کردن vs پیش رفتن

'پیش رفتن' means to progress or move forward in a process or task, not just physical movement.

Grammatikmuster

فاعل + حرکت کردن + (از + مبدأ) فاعل + حرکت کردن + (به سمت + مقصد) فاعل + با + قید سرعت + حرکت کردن فاعل + شروع به + حرکت کردن + کرد مفعول + حرکت دادن (transitive form) جمله امری: حرکت کن! / حرکت کنید!

Start Moving!

Use 'حرکت کردن' when you want to say someone or something is starting to move or depart. Think of it as the initial action of going somewhere.

Don't Confuse with 'Arriving'

Remember 'حرکت کردن' is about the start of movement, not the arrival. For arrival, use verbs like 'رسیدن'.

The 'Let's Go!' Vibe

In informal settings, 'حرکت کن!' can be a friendly, energetic way to say 'Let's go!' or 'Hurry up!', often used among friends.

Beyond Physical Motion

Advanced learners can note its use in abstract contexts, like 'ideas moving' ('افکار حرکت کردند') or 'processes advancing' ('روند حرکت کرد').

Teste dich selbst

fill blank

Fill in the blank with the correct form of 'حرکت کردن'

لطفاً کمی ____ تا بتوانم از کنار شما رد شوم.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: حرکت کنی

The sentence requires the second person singular imperative form ('you move') to address someone directly.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'حرکت کردن' in this sentence.

قطار ساعت ۱۰ صبح از ایستگاه حرکت کرد.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: The train departed from the station at 10 AM.

'حرکت کرد' here clearly means departed or started moving from the station.

sentence building

Arrange the words to form a correct sentence.

باید / ما / زود / حرکت / کنیم

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: ما باید زود حرکت کنیم

Standard Persian sentence structure: Subject (ما) + Modal Verb (باید) + Adverb (زود) + Verb (حرکت کنیم).

error correction

Find and fix the error in the sentence.

آنها به سمت خانه حرکت رفتند.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: آنها به سمت خانه حرکت کردند.

The verb 'حرکت کردن' needs its auxiliary verb 'کردن'. 'حرکت رفتند' is grammatically incorrect.

Ergebnis: /4

Visuelle Lernhilfen

Word Family

حرکت کردن

Nouns

  • حرکت
  • حرکات

Verbs

  • حرکت کردن
  • به حرکت درآوردن

Usage Contexts

Daily Life

  • ماشین حرکت کرد.
  • کی حرکت می‌کنیم؟

Formal/News

  • نیروها به سمت مرز حرکت کردند.

Abstract

  • بحث به مرحله جدیدی حرکت کرد.

Häufig gestellte Fragen

8 Fragen

«رفتن» معمولاً به معنای رسیدن به مقصد است، در حالی که «حرکت کردن» بیشتر بر شروع جابه‌جایی یا خودِ عمل جابه‌جا شدن تأکید دارد، حتی اگر به مقصد نرسیده باشد.

خیر، در زبان فارسی، «حرکت کردن» می‌تواند برای جابه‌جایی مفاهیم انتزاعی مانند افکار، بحث‌ها یا روندها نیز به کار رود، هرچند کاربرد اصلی آن جابه‌جایی فیزیکی است.

وقتی می‌خواهید بگویید کسی یا چیزی شروع به جابه‌جایی از یک نقطه کرده، یا وضعیت فیزیکی‌اش تغییر کرده، «حرکت کردن» گزینه مناسبی است.

بله، «حرکت کردن» یک فعل رایج و استاندارد در زبان فارسی است و تفاوت محسوسی در کاربرد آن در مناطق مختلف ایران وجود ندارد.

گاهی اوقات، به خصوص در جملات غیررسمی، می‌تواند به معنای شروع جابه‌جایی برای نقل مکان باشد، اما فعل دقیق‌تر برای «تغییر محل سکونت» «نقل مکان کردن» است.

وقتی به صورت دستوری و کوتاه «حرکت کن!» به کار می‌رود، معمولاً غیررسمی است و معنی «زود باش» یا «برو» می‌دهد.

معمولاً خنثی است، اما بسته به قید یا صفتی که همراهش می‌آید (مثل سریع، آهسته، ناگهانی) می‌تواند بار معنایی متفاوتی پیدا کند.

با گوش دادن به مکالمات فارسی‌زبانان، تماشای فیلم و سریال، و تمرین جمله سازی با این فعل در موقعیت‌های مختلف، می‌توانید کاربرد آن را بهتر درک کنید.

Verwandte Redewendungen

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!