A2 verb Neutral #3,000 am häufigsten 1 Min. Lesezeit

مسافرت کردن

mosaferat kardan /mɔːsɒːfæræt kærˈdæn/

To travel is to move from one place to another, often for a specific purpose.

Wort in 30 Sekunden

  • To travel from one place to another.
  • Used for leisure, visiting, or work trips.
  • Common verb in everyday Persian conversations.

Overview

«مسافرت کردن» فعلی رایج در زبان فارسی است که به معنای رفتن به جایی دیگر و معمولاً بازگشتن است. این کلمه کاربرد گسترده‌ای دارد و می‌تواند به انواع سفرها، از سفرهای کوتاه درون‌شهری گرفته تا سفرهای طولانی بین‌المللی، اشاره کند. این فعل اغلب با هدف تفریح، گردشگری، دیدار آشنایان، یا اهداف کاری به کار می‌رود.

این فعل معمولاً به صورت «مسافرت کردن به + مکان» یا «مسافرت کردن + به همراه قید زمان/حالت» استفاده می‌شود. برای مثال: «من هفته آینده به شمال مسافرت می‌کنم.» یا «آنها با هواپیما مسافرت کردند.» گاهی اوقات، به خصوص در متون رسمی‌تر، از فعل «سفر کردن» نیز به همین معنی استفاده می‌شود، اما «مسافرت کردن» رایج‌تر است.

این فعل در مکالمات روزمره، برنامه‌ریزی سفرها، صحبت در مورد تجربیات گذشته، و بحث در مورد مقاصد گردشگری به وفور شنیده می‌شود. در اخبار و گزارش‌های مربوط به حمل و نقل و گردشگری نیز کاربرد دارد.

«سفر کردن» مترادف نزدیک «مسافرت کردن» است و در بسیاری از موارد به جای هم استفاده می‌شوند. با این حال، «مسافرت کردن» کمی عمومی‌تر و شاید کمی رسمی‌تر از «سفر کردن» باشد. «گشتن» نیز به معنی «گردش کردن» و «دیدن جاهای مختلف» است، اما لزوماً به معنی جابجایی طولانی نیست و بیشتر بر جنبه تفریحی و اکتشافی تمرکز دارد. «رفتن» فعلی بسیار کلی‌تر است و می‌تواند به هر نوع جابجایی اشاره کند، نه فقط مسافرت.

Beispiele

1

من دوست دارم تابستان به اروپا مسافرت کنم.

everyday

I like to travel to Europe in the summer.

2

این شرکت به کارمندان خود امکان مسافرت‌های کاری را می‌دهد.

formal

This company provides its employees with opportunities for business travel.

3

کجا مسافرت می‌کنی؟

informal

Where are you traveling?

4

تحقیقات نشان می‌دهد مسافرت کردن به افزایش خلاقیت کمک می‌کند.

academic

Research shows that traveling helps increase creativity.

Häufige Kollokationen

مسافرت کردن به خارج از کشور To travel abroad
مسافرت کردن با قطار To travel by train
مسافرت کردن با هواپیما To travel by airplane

Häufige Phrasen

سفر بخیر!

Have a good trip!

مسافرت خوبی داشتم.

I had a good trip.

برنامه مسافرت

Travel plan

Wird oft verwechselt mit

مسافرت کردن vs گشتن

'گشتن' implies wandering around, sightseeing, or exploring a place, often without a specific long-distance destination in mind. 'مسافرت کردن' specifically refers to traveling from one location to another, often over a longer distance or for a defined purpose.

مسافرت کردن vs رفتن

'رفتن' is a very general verb meaning 'to go'. While you can 'go' on a trip, 'مسافرت کردن' specifically denotes the act of traveling, implying a journey.

Grammatikmuster

مسافرت کردن + به + مکان (مثال: مسافرت کردن به اصفهان) مسافرت کردن + با + وسیله نقلیه (مثال: مسافرت کردن با قطار) مسافرت کردن + در + زمان (مثال: مسافرت کردن در تابستان)

How to Use It

Nutzungshinweise

The verb 'مسافرت کردن' is very common in everyday Persian. It can be used in both spoken and written contexts. While 'سفر کردن' is also common, 'مسافرت کردن' might feel slightly more encompassing for longer journeys.


Häufige Fehler

Learners sometimes forget to use the preposition 'به' (to) when specifying the destination, which is standard. Also, confusing 'مسافرت کردن' (to travel) with verbs related to staying put is a common error.

Tips

💡

Use with destinations

Often followed by 'به' (to) and the place you are traveling to. For example: 'مسافرت کردن به شمال'.

⚠️

Don't confuse with 'staying'

This verb means movement, so avoid using it when describing staying in one place.

🌍

Importance of travel

Travel is a significant part of Persian culture, often associated with family visits, holidays, and exploring heritage sites.

Wortherkunft

The word 'مسافرت' originates from the Arabic root 'س ف ر' (s-f-r), which relates to uncovering, traveling, and journeying. The verb 'مسافرت کردن' is formed by adding the verb-forming suffix '-یدن' to this noun.

Kultureller Kontext

In Iranian culture, taking trips, especially during holidays like Nowruz, is highly valued for family bonding and experiencing different parts of the country. Sharing travel experiences is a common topic of conversation.

Merkhilfe

Imagine a 'مسافر' (traveler) who is always 'مسافرت کردن'. The root 'سفر' connects them to the idea of a journey.

Häufig gestellte Fragen

4 Fragen

هر دو فعل به معنی جابجایی از مکانی به مکان دیگر هستند. «مسافرت کردن» کمی رایج‌تر و عمومی‌تر است، در حالی که «سفر کردن» نیز به همان معنی به کار می‌رود و گاهی در متون رسمی‌تر دیده می‌شود.

خیر، «مسافرت کردن» می‌تواند برای سفرهای کوتاه و بلند به کار رود. مثلاً مسافرت به شهری دیگر در همان کشور یا مسافرت به خارج از کشور.

بسته به موقعیت، می‌توانید از «سفر کردن»، «گشتن»، یا حتی «رفتن» استفاده کنید، اما هر کدام بار معنایی کمی متفاوتی دارند.

«مسافرت کردن» معمولاً یک فعل لازم است و به مفعول مستقیم نیاز ندارد. حرف اضافه «به» معمولاً برای نشان دادن مقصد استفاده می‌شود (مثلاً: مسافرت کردن به اصفهان).

Teste dich selbst

fill blank

ما برای تعطیلات عید به شیراز ___.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: مسافرت می‌کنیم

فعل «مسافرت کردن» به معنی رفتن به مکانی دیگر است و با توجه به جمله که به تعطیلات و شهر شیراز اشاره دارد، مناسب‌ترین گزینه است.

multiple choice

کدام گزینه بهترین مترادف برای «مسافرت کردن» است؟

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: سفر کردن

«سفر کردن» مترادف بسیار نزدیکی برای «مسافرت کردن» است و هر دو به معنی جابجایی از مکانی به مکان دیگر هستند.

sentence building

کلمات: «من»، «هفته»، «بعد»، «به»، «کردم»، «مسافرت»، «شمال»، «دیگر»

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: من هفته بعد به شمال مسافرت کردم.

این جمله ساختار دستوری صحیح و معنی روشنی دارد و زمان (هفته بعد)، فاعل (من)، فعل (مسافرت کردم) و مقصد (به شمال) را به درستی کنار هم قرار می‌دهد.

Ergebnis: /3

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!