اِضْمِحْلَال
متضادها
مثال
شَهِدَتِ الحَضَارَةُ القَدِيمَةُ حَالَةً مِنَ الاِضْمِحْلَالِ.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر science
علوم
A2به علومی مثل زیستشناسی، شیمی و فیزیک که دنیای اطرافمون رو مطالعه میکنن، میگن.
عَيِّنَة
B2بخشی کوچک از یک کل که برای بررسی یا نمایندگی از کل انتخاب میشه.
تراكم
B1این یعنی که چیزها به مرور زمان کمکم جمع میشن یا رو هم تلنبار میشن.
تكيف
B1تغییر دادن خودت یا بدنت تا با محیط جدید جور دربیاد.
تكيّف
B1فرآیند تغییر برای سازگاری با شرایط مختلف یا محیط جدید.
احتكاك
B2ساییدگیِ دو تا چیز به هم. در روابط اجتماعی هم به معنی تنش یا برخورد بین آدمها یا عقاید مختلفه.
اِحْتِمَالِيَّة
B2میزان احتمال وقوع یک رویداد. در ریاضیات و زبان روزمره برای بیان عدم قطعیت استفاده می شود.
اِكْتِشَاف
B2عمل یافتن چیزی برای اولین بار که قبلاً وجود داشته اما ناشناخته بوده است. کشف.
آليات
B2سازوکارها یا فرآیندهایی که از طریق آنها چیزی رخ میدهد. در متون رسمی بسیار کاربرد دارد.
اِنْعِدَام
B2نبودنِ کاملِ چیزی یا وجود نداشتنِ چیزی.