علوم
مثال
أحب دراسة العلوم الطبيعية.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر science
عَيِّنَة
B2بخش کوچکی از یک کل که نمایانگر آن است و برای آزمایش یا مثال استفاده میشود. نمونه، اسپیسیمن.
تراكم
B1تراکم برف باعث بسته شدن جاده شد.
تكيف
B1فرایند سازگاری با شرایط یا محیط جدید.
تكيّف
B1فرآیند تغییر برای سازگاری با شرایط مختلف یا محیط جدید.
اِضْمِحْلَال
B2فرآیند زوال تدریجی یا محو شدن، که اغلب در فیزیک برای واپاشی رادیواکتیو یا در تاریخ برای انحطاط امپراتوریها استفاده میشود.
احتكاك
B2اصطکاک بین دو سطح.
اِحْتِمَالِيَّة
B2میزان احتمال وقوع یک رویداد. در ریاضیات و زبان روزمره برای بیان عدم قطعیت استفاده می شود.
اِكْتِشَاف
B2عمل یافتن چیزی برای اولین بار که قبلاً وجود داشته اما ناشناخته بوده است. کشف.
آليات
B2سازوکارها یا فرآیندهایی که از طریق آنها چیزی رخ میدهد. در متون رسمی بسیار کاربرد دارد.
اِنْعِدَام
B2فقدان کامل یا نبود چیزی.