تعارض
مثال
هناك تعارض بين مصالح الشركة وحماية البيئة.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر law
عَدَالَة
B2یعنی انصاف و رفتار برابر با همه. اصل درستکار و منطقی بودنه.
عدل
A2یعنی با همه با انصاف و برابری رفتار کنی.
تبرئة
B2وقتی دادگاه یا یک مقام رسمی میگوید کسی گناهکار نیست. یعنی بیگناهی او ثابت شده.
تعديل
B1تغییر جزئی در چیزی برای بهبود آن یا دقیقتر کردن آن.
إجحاف
B2رفتار ناعادلانه یا تبعیضآمیزی که باعث آسیب یا تضییع حق کسی میشه.
اِنْصِاف
B2یعنی انصاف داشتن و بیطرف بودن. اینکه آدم بدونِ پارتیبازی یا قضاوتِ بیجا، با همه عادلانه رفتار کنه.
اِسْتِحْقَاق
B2یعنی حق داری چیزی رو بگیری، چون لایقشی یا قانوناً حقته.
اِتِّفَاقِيَّة
B2یک توافقنامه یا معاهده رسمی بین دو یا چند طرف. اغلب در زمینههای دیپلماتیک یا تجاری استفاده میشود.
بريء
A2این آدم گناهکار نیست و اون کار بد رو انجام نداده.
تقنين
B2یعنی قانونی کردن چیزی با وضع مقررات، یا محدود کردن مصرف منابع (مثل سهمیهبندی).