A2 adjective #2,500 پرکاربردترین

beschäftigt

تعریف

Busy.

adjective

مثال

Er ist den ganzen Tag sehr beschäftigt.

محتوای مرتبط

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!