die Erbsen
Small, spherical green seeds eaten as a vegetable.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر food
abbestellen
B1یعنی یه سفارش یا اشتراک رو لغو کنی چون دیگه نمیخوایش.
Abendbrot
A2A light evening meal, typically bread and cold cuts.
abendessen
A1شام خوردن. صرف وعده غذایی شب.
Abendessen, das
A1شام وعده غذایی شب است.
abgießen
B1وقتی چیزی مثل پاستا میپزی، آبش رو خالی میکنی.
Ablaufdatum
B1این آخرین روزیه که میتونی یه چیزی رو بخوری. بعد از این تاریخ، بهتره دیگه نخورش.
abräumen
B1بعد از غذا، ظرفهای کثیف رو از روی میز جمع میکنی.
Abschmecken
B1هنگام آشپزی غذا رو میچشیم و ادویه یا نمک میزنیم تا خوشطعم بشه.
abschrecken
B1کسی رو از انجام کاری منصرف کردن، معمولا با ترساندنش.
abspülen
B1شستن سریع ظرفها یا مواد غذایی با آب روان.