fair
تعریف
fair, just
adjectiveمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر sports
vorwärts
A2کلمه 'vorwärts' به معنای 'به جلو' است. برای حرکت فیزیکی یا پیشرفت در کارها استفاده میشود.
Ball
A2توپ یک شیء گرد است که در بازیها پرتاب میشود یا به آن ضربه میزنند.
intensiv
B1او به طور متمرکز برای امتحان درس میخواند.
exklusive
B1حرف اضافهای به معنای 'بدون احتساب' یا 'به استثنای'. بیشتر در متون رسمی و تجاری استفاده میشود.
schlagen
A2زدن چیزی با قدرت یا شکست دادن حریف در یک بازی.
der Skifahrer
A2اسکیباز مردی است که ورزش اسکی را انجام میدهد.
zwar
B1هرچند... اما... (در ساختار zwar ... aber).
international
A2مربوط به روابط بین دو یا چند ملت.
dynamisch
B1پویا (Pouya). کسی یا چیزی را توصیف می کند که پر از انرژی است و دائماً در حال تغییر است.
sofern
B2به شرطی که، مشروط بر اینکه. برای بیان یک شرط دقیق در زمینههای رسمی استفاده میشود.