arty
مترادفها
متضادها
مثال
She moved to a trendy neighborhood known for its arty cafes and independent galleries.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Culture
creon
C2کریون حاکم تبس در اساطیر یونان است که در تراژدیهای سوفوکل نقش محوری دارد.
ethnic
B2یک فرد قومی به معنای شخصی است که به یک گروه قومی خاص تعلق دارد.
wukong’s
B1حالت ملکی 'ووکانگ'، که به چیزهای متعلق به پادشاه میمون اشاره دارد.
germanic
B2مربوط به خانواده زبانی که شامل انگلیسی و آلمانی است. قبایل ژرمن در تاریخ اروپا نقش مهمی داشتند.
hercules
C1هرکول قهرمانی در اساطیر روم بود که به دلیل قدرت فوق بشریاش مشهور بود.
moroccan
A2مربوط به کشور مراکش، مردم یا فرهنگ آن. به عنوان اسم، به شهروند یا ساکن مراکش اشاره دارد.
daedalus
B2دایدالوس معمار و مخترع افسانهای یونانی بود که هزارتوی کرت را برای پادشاه مینوس طراحی کرد.
oedipus’
C1Oedipus' صورت ملکی نام اودیپ است که به چیزی متعلق به او یا مرتبط با او اشاره دارد.
turkish
A1مربوط به ترکیه، مردم آن یا زبان آنها.
imp
B2ایمپ یک دیو کوچک و بدجنس یا جن در فولکلور است.