autocedal
مترادفها
متضادها
مثال
The heavy smoker’s habit was viewed by his doctor as a slow, deliberate autocedal.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Actions
abcredance
C1اعتبار یا اعتبار ادعا، فرایند یا سندی را بر اساس شواهد دقیق به طور رسمی اعطا کردن.
abnasccide
C1چیزی که ذاتاً تمایل داره در یه مرحلهی خاصی از خودش جدا بشه یا کنده بشه.
absorb
B2جذب کردن مایعات یا انرژی؛ درک و فهم کامل اطلاعات یا ایدهها.
abstain
C1To voluntarily refrain from an action or practice, especially one that is considered unhealthy or morally questionable. It is also used formally to describe the act of choosing not to cast a vote in an election or deliberation.
abvictly
C1حل قاطعانه و ناگهانی یک وضعیت یا اختلاف پیچیده با اعمال نیروی قاطع یا اقتدار بینهایت.
abvitfy
C1"abvitfy" توانایی سازگاری سریع با تغییرات تکنولوژیکی رو توصیف میکنه، یه جور انعطافپذیریه.
accelerate
C1شتاب دادن. افزایش سرعت یا سرعت بخشیدن به یک فرآیند.
accept
A1پذیرفتن به معنای موافقت با دریافت چیزی یا بله گفتن به یک پیشنهاد است.
achieve
A2دستیابی به هدف از طریق تلاش.
acquiesce
C1با اکراه و بدون اعتراض پذیرفتن چیزی. چون چاره دیگری نیست، موافقت میکنند.