B2 adjective #20,000 پرکاربردترین

burette

مترادف‌ها

graduated tube volumetric tube measuring tube dispenser pipette (related)

متضادها

beaker (non-precise) flask (storage)

محتوای مرتبط

واژه‌های بیشتر Tools

adhesive

B2

توصیف‌کننده ماده‌ای که خاصیت چسبندگی دارد. 'نوار چسب برای بسته‌بندی جعبه‌ها لازم است.'

thermometer

B2

دماسنج ابزاری است که برای اندازه‌گیری دما استفاده می‌شود.

tool

A2

ابزار وسیله‌ای است که برای انجام یک کار خاص استفاده می‌شود.

shim

B1

شیم یک قطعه نازک است که برای پر کردن شکاف‌ها استفاده می‌شود.

scissors

A2

یک ابزار دستی که برای بریدن مواد نازک مانند کاغذ یا پارچه استفاده می‌شود و شامل دو تیغه فلزی است که حول یک محور می‌چرخند.

gears

B1

چرخ‌دنده‌ها چرخ‌های دندانه‌داری هستند که برای انتقال حرکت با هم درگیر می‌شوند. 'او برای بالا رفتن از تپه دنده را عوض کرد.'

chain

B1

زنجیر مجموعه‌ای از حلقه‌های فلزی متصل به هم است.

kit

B1

مجموعه‌ای از ابزارها، تجهیزات یا لباس‌هایی که برای یک هدف یا فعالیت خاص استفاده می‌شوند.

funnel

B2

قیف ابزاری است که در بالا پهن و در پایین باریک است و برای ریختن مایعات استفاده می‌شود.

tools

B1

ابزارها اشیاء فیزیکی یا ابزارهای دیجیتالی هستند که برای انجام یک کار خاص استفاده می‌شوند.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!