B1 noun #3,654 پرکاربردترین

colleague

مترادف‌ها

coworker associate teammate peer partner collaborator

متضادها

rival competitor opponent

محتوای مرتبط

واژه‌های بیشتر work

burn the midnight oil

B2

تا دیروقت کار کردن یا درس خوندن. یعنی برای تموم کردن یه کار مهم، از خوابت می‌زنی و سخت تلاش می‌کنی.

clerk

A2

Clerk کسیه که تو دفتر یا بانک کار می‌کنه و کارهای بایگانی رو انجام میده.

deadline

B1

A deadline is a specific point in time or a date by which a particular task, project, or assignment must be finished. It is used to manage schedules and ensure that work is completed within a required timeframe.

earn

A2

یعنی در ازای کاری که انجام دادی یا خدمتی که کردی، پول دربیاری.

factory

A2

یه ساختمون بزرگ که توش کلی دستگاه هست و محصولات رو به تعداد زیاد تولید می‌کنن. خیلیا اونجا کار می‌کنن.

farmer

A2

کشاورز فردی است که یک مزرعه را اداره می‌کند. کشاورزان با کاشت محصولات و پرورش دام، غذای مورد نیاز جامعه را تأمین می‌کنند.

Firefighter

A2

به کسی میگن که کارش خاموش کردن آتیش و نجات دادن آدم‌ها توی خطر و شرایط اضطراریه.

fireman

A2

کسی که شغلش خاموش کردن آتش و کمک به مردم در مواقع خطرناکه.

hairdresser

A2

A person who cuts, styles, or colors hair.

meeting

A2

جلسه امروز صبح بسیار سازنده بود و ما تصمیمات مهمی برای آینده شرکت گرفتیم.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!