fast food
محتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر food
barbecue
A2باربیکیو غذایی است که در فضای باز پخته میشود، اغلب در یک مهمانی.
bean
A2لوبیا دانه خوراکی گیاهی است که اغلب در غلاف قرار دارد.
beer
A2یک نوشیدنی الکلی که از غلات تخمیر شده تهیه می شود. او در بار یک آبجو سفارش داد.
beverage
B2نوشیدنی هر مایعی است که برای نوشیدن تهیه شده باشد، مانند آبمیوه یا قهوه.
breakfast
A1صبحانه اولین وعده غذایی روز است.
cafe
A2کافه یک رستوران کوچک است که قهوه، وعدههای غذایی سبک و میانوعده سرو میکند. مکانی محبوب برای معاشرت است.
café
A2کافه یک رستوران کوچک است که وعدههای غذایی سبک و نوشیدنی میفروشد. مکانی مناسب برای معاشرت یا مطالعه است.
chop
A2خرد کردن سبزیجات برای سوپ.
delicious
A2این پای سیب واقعاً لذیذ است.
dinner
A1شام وعده غذایی اصلی روز است که معمولاً در اواخر بعد از ظهر یا عصر خورده می شود. ما امشب برای شام به یک رستوران سنتی می رویم.