hit the books
مترادفها
متضادها
مثال
I need to hit the books this weekend for my finals.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر education
absent
A2او دیروز به دلیل سرماخوردگی در مدرسه غایب بود.
academy
B1آکادمی یک مؤسسه آموزشی تخصصی یا یک انجمن علمی است. همچنین به کل دنیای دانشگاهی و پژوهشی اطلاق میشود.
beginner
A2کسی که تازه شروع کرده یه کاری رو یاد بگیره یا انجام بده.
exam
A2امتحان یا آزمونی است که برای سنجش میزان یادگیری شما برگزار میشود. دانش شما را ارزیابی میکند.
grammar
A2قوانینی که ساختار یه زبان رو مشخص میکنه و یاد میگیریم چطور درست حرف بزنیم.
homework
A1تکالیفی که بعد از مدرسه باید در خانه انجام دهی. به تمرین درسهایی که یاد گرفتی کمک میکند.
knew
A2من جواب را می دانستم.
learner
A2فردی که در حال یادگیری یک موضوع یا مهارت است. اصطلاحی کلی برای دانشآموز یا یادگیرنده.
library
A1کتابخانه مکانی است که در آن کتابها و منابع دیگر نگهداری میشوند. مردم میتوانند در آنجا مطالعه کنند یا کتاب امانت بگیرند.
maths
A1درس ریاضی تو مدرسه است که با عدد و شکل سروکار داری.