beginner
Someone who is just starting at something, or has only recently started.
beginner در ۳۰ ثانیه
- (noun) Someone who is just starting at something, or has only recently started.
- (noun) Someone who sets something in motion.
Meanings
-
1
noun Someone who is just starting at something, or has only recently started.
-
2
noun Someone who sets something in motion.
مثالها
مترادفها
Summary
Someone who is just starting at something, or has only recently started.
- (noun) Someone who is just starting at something, or has only recently started.
- (noun) Someone who sets something in motion.
مثالها
2 از 2محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر education
learner
A2فردی که در حال یادگیری یک موضوع یا مهارت است. اصطلاحی کلی برای دانشآموز یا یادگیرنده.
student
A1دانشجو یا دانشآموز کسی است که در یک مؤسسه آموزشی تحصیل میکند.
absent
A2او دیروز به دلیل سرماخوردگی در مدرسه غایب بود.
library
A1کتابخانه مکانی است که در آن کتابها و منابع دیگر نگهداری میشوند. مردم میتوانند در آنجا مطالعه کنند یا کتاب امانت بگیرند.
to study
A2من هر روز برای امتحان ریاضی درس میخوانم.
hit the books
B1شروع به مطالعه جدی و با تمرکز زیاد، به ویژه برای آمادگی در امتحان.
grammar
A2دستور زبان مجموعهای از قوانین است که ساختار یک زبان را تعیین میکند.
prerequisite
C1پیشنیاز شرطی است که باید قبل از گذراندن یک دوره خاص یا انجام یک کار ویژه برآورده شود.
homework
A1تکلیف شب (homework) به وظایف یا تمریناتی گفته میشود که معلمان برای انجام در خارج از ساعات مدرسه به دانشآموزان میدهند.
to read
A1نگاه کردن به کلمات یا متون نوشته شده و درک آنها. (مثال: من خواندن کتاب را دوست دارم.) او هر روز صبح روزنامه می خواند.