hypermaterness
مترادفها
متضادها
مثال
Her hypermaterness was evident when she insisted on accompanying her teenage son to his first job interview.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Family
relative
A1خویشاوند فردی است که از طریق خون یا ازدواج بخشی از خانواده شما محسوب میشود.
gather
A1یک تجمع کوچک از افراد یا یک چین در پارچه. برای ملاقاتها یا خیاطی استفاده میشود.
reunion
A1تجدید دیدار خانواده پس از سالها دوری، لحظاتی پر از احساسات و اشکهای شوق را برای همه رقم زد.
grandma
A1کلمه 'grandma' یک اصطلاح غیررسمی و محبتآمیز برای مادربزرگ است که مادرِ پدر یا مادرِ فرد میباشد.
father’s
B1شکل ملکی کلمه 'پدر'، برای نشان دادن اینکه چیزی متعلق به پدر است استفاده میشود. مانند 'ماشین پدرم'.
grandson
A1نوه پسری، پسرِ پسر یا دخترِ تو هست. پسرِ بچههای تو هست.
mom
A1'مامان' یک واژه غیررسمی برای مادر است.
grandparent
A1پدربزرگ یا مادربزرگ والدِ پدر یا مادر یک فرد است. این یک اصطلاح کلی برای هر دوی آنهاست.
daughter
A1دختر فرزند مؤنث نسبت به پدر و مادر خود است.
sibling
A1خواهر یا برادر. آیا شما خواهر و برادری دارید؟