scrutinize
مثال
Researchers must scrutinize their data for potential errors.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر academic
ambiguous
C1مبهم: چیزی که بیش از یک تعبیر دارد و معنای واضحی ندارد.
analyze
B2تجزیه و تحلیل کردن: بررسی روشمند و دقیق چیزی. این شامل تقسیم یک موضوع پیچیده به بخشهای کوچکتر است.
coherent
C1بیان، استدلال یا نوشتهای را توصیف میکند که واضح، منطقی و به طور مداوم سازمانیافته است. به این معنی است که تمام قسمتهای جداگانه به طور کامل با هم مطابقت دارند تا یک کل منطقی و قابل فهم را تشکیل دهند.
comprehensive
B2این صفت چیزی را توصیف می کند که کامل است و شامل تمام یا تقریباً تمام عناصر یا جنبه های چیزی است. برای نشان دادن اینکه یک مطالعه، لیست یا گزارش همه چیزهای لازم را پوشش می دهد، استفاده می شود.
diminish
B2کاهش به معنای کوچکتر، ضعیفتر یا کماهمیتتر شدن چیزی یا ایجاد چنین تغییری است. اغلب برای توصیف کاهش در اندازه فیزیکی، ارزش انتزاعی یا شدت در طول زمان استفاده میشود.
discourse
C1گفتمان به تبادل رسمی و ساختاریافته ایدهها از طریق گفتار یا نوشتار، اغلب در یک حوزه مطالعاتی خاص، اشاره دارد. این نه تنها شامل کلمات مورد استفاده، بلکه مبانی اجتماعی و.
empirical
C1تجربی به اطلاعات یا دانشی اشاره دارد که از طریق مشاهده یا آزمایش به دست آمده است. این ادعاهای پشتیبانی شده با شواهد را از ادعاهایی که صرفاً بر اساس تئوری، منطق یا حدس و گمان هستند، متمایز می کند.
facilitate
B2تسهیل به معنای آسانتر کردن یک عمل یا فرآیند یا کمک به پیشبرد روان آن است. اغلب برای توصیف فراهم کردن شرایط لازم یا کمک برای دستیابی به یک هدف استفاده میشود.
inherent
C1ویژگی یا خصیصهای طبیعی، دائمی و جداییناپذیر که در ذات چیزی وجود دارد.
manipulation
C1دستکاری به معنای مدیریت ماهرانه یا کنترل چیزی، اغلب یک شیء فیزیکی یا دادهها است. در زمینه اجتماعی یا روانی، اغلب به معنای تأثیرگذاری هوشمندانه یا غیرصادقانه بر دیگران است.