درنتیجه
Consequently; as a result.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر academic
اعمال کردن
B2To apply, to implement; to put into operation or effect.
عامل شدن
B2به عنوان علت یا دلیل چیزی واقع شدن.
اعتبار علمی
B2میزان اعتماد و احترامی که جامعه علمی برای یک فرد یا نهاد قائل است.
اعتبار بخشیدن
B2بخشیدن ارزش، سندیت یا رسمیت به یک چیز.
اعتبار سنجی کردن
B2بررسی یا اثبات اعتبار، صحت یا درستی چیزی.
اعتباربخشی
B2اعتباربخشی به رسمیت شناختن رسمی یک فرد یا موسسه است که معیارهای مشخصی را برآورده می کند.
اعتمادپذیر
B2کسی یا چیزی که میتوان به آن اطمینان کرد؛ قابل اعتماد.
اعتراف کردن
B2اقرار کردن به گناه یا اشتباه. (او اعتراف کرد که دروغ گفته بود. او به جرمش اعتراف کرد.)
عضو هیئت علمی
B2A faculty member; a professional academic engaged in teaching and research at a university.
عقلانی
B2منطقی؛ آنچه بر پایه عقل و استدلال باشد.