وفا کردن
to be loyal, to fulfill a promise; to remain faithful
To be loyal and faithful to one's promises, commitments, or relationships.
واژه در 30 ثانیه
- To be loyal and fulfill promises.
- Shows commitment and honesty in relationships.
- Used for friends, family, love, and duties.
Summary
To be loyal and faithful to one's promises, commitments, or relationships.
- To be loyal and fulfill promises.
- Shows commitment and honesty in relationships.
- Used for friends, family, love, and duties.
Emphasize Action and Commitment
Remember that 'وفا کردن' highlights the act of fulfilling a promise or commitment, not just the feeling of loyalty.
Avoid Vague Usage
Ensure you specify what commitment is being fulfilled, e.g., 'به قولم وفا کردم' (I fulfilled my promise) rather than just 'وفا کردم'.
Value of Loyalty in Persian Culture
Loyalty ('وفاداری') is a highly valued trait in Persian culture, making 'وفا کردن' a significant and respected action.
مثالها
4 از 4او به قول خود وفا کرد و سر وقت حاضر شد.
He fulfilled his promise and arrived on time.
وفاداری به عهد، یکی از صفات برجسته اخلاقی است.
Fidelity to one's covenant is one of the prominent moral qualities.
قول دادی که میآیی، پس به قولت وفا کن!
You promised you'd come, so keep your promise!
در متون کهن، بر لزوم وفا کردن به پیمانها تأکید فراوان شده است.
In ancient texts, the necessity of fulfilling covenants has been greatly emphasized.
خانواده کلمه
راهنمای حفظ
Think of 'وفا' as 'faith' and 'کردن' as 'to do'. So, 'وفا کردن' is 'to do faith', meaning to act faithfully.
Overview
فعل «وفا کردن» یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای پایبندی به قول، عهد، پیمان یا دوستی است. این فعل نشاندهنده صداقت، امانتداری و تعهد در روابط انسانی و اجتماعی است. کسی که وفا میکند، به تعهدات خود عمل کرده و نباید انتظار داشت که از مسیر درست منحرف شود. این واژه بار معنایی مثبت و ارزشمندی دارد و اغلب در توصیف افراد یا اعمال نیکو به کار میرود.
«وفا کردن» معمولاً با حرف اضافه «به» همراه میشود و مفعول آن یک عهد، قول، پیمان، دوستی یا حتی یک شخص است. برای مثال، «به عهد خود وفا کرد» یا «به دوستی خود وفا کرد». همچنین میتواند به تنهایی و بدون ذکر مفعول مستقیم نیز به کار رود، مانند «او مردی است که وفا میکند.»
این فعل در موقعیتهای مختلفی کاربرد دارد:
روابط دوستانه و خانوادگی
«وفا کردن به دوستی»، «وفا کردن به عهد با خانواده».
روابط عاشقانه
«وفا کردن به یار»، «وفا کردن به عشق».
تعهدات کاری و اجتماعی
«وفا کردن به قول»، «وفا کردن به وظیفه».
مسائل اخلاقی و دینی
«وفا کردن به پیمان الهی».
کلماتی مانند «پایبند بودن»، «متعهد بودن»، «وفادار بودن» و «به قول عمل کردن» همگی به نوعی با «وفا کردن» هممعنی هستند. با این حال، «وفا کردن» اغلب بر انجام یک عمل یا تحقق یک قول تأکید دارد، در حالی که «وفادار بودن» بیشتر به یک حالت درونی و پایدار اشاره میکند. «پایبند بودن» و «متعهد بودن» نیز بار معنایی مشابهی دارند اما «وفا کردن» حس عمیقتری از صداقت و انجام وظیفه را منتقل میکند.
نکات کاربردی
The verb 'وفا کردن' is generally used in positive contexts to describe someone who is reliable and trustworthy. It can be used in both spoken and written Persian. The phrase often implies a sense of honor and integrity.
اشتباهات رایج
Learners might confuse the act of promising ('قول دادن') with the act of fulfilling it ('وفا کردن'). Ensure the distinction is clear: one is the commitment, the other is the execution of that commitment.
راهنمای حفظ
Think of 'وفا' as 'faith' and 'کردن' as 'to do'. So, 'وفا کردن' is 'to do faith', meaning to act faithfully.
ریشه کلمه
The word 'وفا' (vafa) originates from Arabic 'وفاء' (wafa'), meaning fulfillment, loyalty, and faithfulness. It has been integrated into Persian with the same meaning.
بافت فرهنگی
Loyalty and faithfulness are highly esteemed virtues in Iranian culture. Acting with 'وفا' is seen as a sign of good character and trustworthiness, essential for strong social bonds.
مثالها
او به قول خود وفا کرد و سر وقت حاضر شد.
everydayHe fulfilled his promise and arrived on time.
وفاداری به عهد، یکی از صفات برجسته اخلاقی است.
formalFidelity to one's covenant is one of the prominent moral qualities.
قول دادی که میآیی، پس به قولت وفا کن!
informalYou promised you'd come, so keep your promise!
در متون کهن، بر لزوم وفا کردن به پیمانها تأکید فراوان شده است.
academicIn ancient texts, the necessity of fulfilling covenants has been greatly emphasized.
خانواده کلمه
ترکیبهای رایج
عبارات رایج
وفا کنیم و مهر افزون کنیم
Let us be faithful and increase affection
وفا از دل نیاید، جور از دل آید
Loyalty doesn't come from the heart, cruelty does
اغلب اشتباه گرفته میشود با
'خیانت کردن' is the direct antonym of 'وفا کردن', meaning to betray or break trust, while 'وفا کردن' means to uphold trust and commitment.
'قول دادن' (to promise) is the act of making a commitment, whereas 'وفا کردن' is the act of fulfilling that commitment.
الگوهای دستوری
Emphasize Action and Commitment
Remember that 'وفا کردن' highlights the act of fulfilling a promise or commitment, not just the feeling of loyalty.
Avoid Vague Usage
Ensure you specify what commitment is being fulfilled, e.g., 'به قولم وفا کردم' (I fulfilled my promise) rather than just 'وفا کردم'.
Value of Loyalty in Persian Culture
Loyalty ('وفاداری') is a highly valued trait in Persian culture, making 'وفا کردن' a significant and respected action.
خودت رو بسنج
جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:
او همیشه به دوستانش _____
فعل «وفا کردن» به معنی پایبند بودن به دوستی و عهد است.
کدام گزینه بهترین معنی «وفا کردن» را میرساند؟
وقتی کسی به قولش «وفا میکند»، یعنی:
«وفا کردن» به معنای عمل کردن به قول و تعهد است.
کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله معنیدار بسازید:
عهد - به - او - وفا - کرد
این ترتیب صحیح برای جمله است که نشان میدهد شخص به عهد خود عمل کرده است.
امتیاز: /3
سوالات متداول
4 سوالدر بیشتر موارد، «وفا کردن» برای انسانها و اعمال آنها به کار میرود. اما به صورت مجازی، میتوان برای حیوانات نیز استفاده کرد، مثلاً «سگ به صاحبش وفا میکند».
«وفا کردن» بیشتر به عمل و انجام تعهد اشاره دارد، یعنی به قول یا پیمان خود عمل کردن. اما «وفادار بودن» یک حالت پایدارتر و درونیتر است که به معنای داشتن حس وفاداری در طول زمان است.
خیر، «وفا کردن» معمولاً بار معنایی مثبت دارد و نشاندهنده یک ویژگی اخلاقی خوب است. اما اگر کسی به عهد نادرستی وفا کند، ممکن است پیامدهای منفی داشته باشد، هرچند خود فعل همچنان مثبت است.
مترادفهای آن شامل «وفادار بودن»، «پایبند بودن»، «متعهد بودن»، «به قول عمل کردن» و «به عهد خود ایستادن» است.
عبارات مرتبط
واژگان مرتبط
واژههای بیشتر family
عاقد
B1Marriage officiant.
عضو بودن
B1To be a member (of a family).
عقد
B1Marriage contract; formal engagement ceremony.
عقد کردن
B1To get married; to formalize a marriage contract.
عمه
A1Paternal aunt; the sister of one's father.
عمه زاده
B1Paternal cousin (child of paternal aunt).
عمهزاده
B1Paternal aunt's child (cousin).
عمو
A1Paternal uncle; the brother of one's father.
عموزاده
A2A cousin (child of one's paternal uncle).
عنایت
B1Care; attention; favor; consideration.