vaikutusmahdollisuus
opportunity to influence
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر politics
alueellinen
B2مربوط به یک منطقه یا ناحیه جغرافیایی خاص؛ منطقهای.
edistyksellinen
B2progressive or advanced
edistyksellisyys
B2progressiveness
edistysmielinen
B2مترقی؛ طرفدار اصلاحات و پیشرفت اجتماعی.
edustaa
B1نمایندگی کردن، نماد بودن. مثال: این ساختمان نمایانگر معماری دهه 50 است. وکیل نماینده موکل خود است.
edustaja
B2نماینده شخصی است که به نام یک شرکت یا گروه عمل میکند.
edustajisto
B2کلمه 'edustajisto' به معنای مجمع نمایندگان یا بدنه نمایندگی در سازمانها است.
edustavuus
B2representativeness
edustuksellinen
B2representative
edustuksellisuus
B2نمایندگی: کیفیت نماینده بودن، یعنی میزان انعکاس دقیق یک نمونه، گروه، یا نهاد از جمعیت یا کل بزرگتر که قرار است آن را نمایندگی کند. این یک مفهوم کلیدی در علوم اجتماعی و آمار برای تضمین اعتبار و مشروعیت است.