brise
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر weather
abondant
B1به مقدار زیاد موجود است؛ فراوان یا وافر.
annuel
A2سالانه؛ یک بار در سال رخ دادن. (سالانه؛ یک بار در سال رخ دادن.)
approcher
A1نزدیک شدن به کسی یا چیزی. کاهش فاصله مکانی یا زمانی.
aube
B1The first appearance of light in the sky before sunrise.
aurore
B1سپیده دم؛ زمانی در صبح که آسمان قبل از طلوع خورشید رنگین میشود.
averse
A1<strong>Averse</strong> به معنی ریزش ناگهانی و شدید باران یا برف، اما کوتاه مدت است؛ یک بارش رگباری.
bise
C1باد سرد و خشکی که از شمال یا شمال شرقی میوزد و به ویژه در سوئیس و شرق فرانسه رایج است.
bourrasque
B1تندباد یک تندباد ناگهانی و شدید باد است.
brièvement
B1به طور خلاصه؛ برای مدت کوتاه.
bronzer
A2برنزه شدن؛ تیره شدن پوست در اثر نور خورشید.