L'hôtel
تعریف
The hotel
nounمثال
Nous avons passé la nuit dans un bel hôtel près de la gare.
مثال
Nous avons passé la nuit dans un bel hôtel près de la gare.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر travel
à bord de
B1درون یک کشتی، هواپیما یا وسیله نقلیه دیگر.
à destination de
B1به مقصدِ؛ برایِ (گروه خاص).
à l'étranger
A2در خارج از کشور یا به خارج از کشور.
à pied
A2حرکت کردن با پاها به جای استفاده از ماشین یا اتوبوس.
à quel prix
B1به معنی 'به چه قیمتی' یا 'به چه هزینهای' است و در مورد مبلغ پولی یا فداکاریهای لازم سؤال میکند.
à vélo
B1با دوچرخه رفتن یا سفر کردن.
aboutissement
B1نقطه پایانی یک سفر طولانی یا پروژه.
accès
A2دسترسی به اینترنت در این هتل رایگان است.
accès à bord
B1اقدام به سوار شدن به وسیله نقلیه، مانند اتوبوس، قطار یا هواپیما. / لحظهای که به مسافران اجازه ورود به وسیله نقلیه داده میشود.
accès internet
B1دسترسی به اینترنت.